تبليغاتX
به یاد نژاد

به یاد نژاد

وبلاگ دانشجوی رشته علوم ارتباطات اجتماعی دانشگاه آزاد بندر عباس ورودی 85

زن امروز

این مقاله زیبا در وبلاگ تورجان دیدم. دلم نیامد شما نخوانید:


سید مرتضی ابطحی: زنان ایرانی، برای ورود به عرصه اجتماع و طی کردن مدارج علمی، فرهنگی و اجرایی از گذشته تا امروز راه درازی را طی کرده اند. در طول تاریخ، حضور جنس مونث یا به اصطلاح ضعیفه ها، همیشه موافقان و مخالفان خاص خود را داشته است. روحانیون قم نشین به عنوان اصلی ترین مخالفان، همیشه مخالفت خود ر با حضور زنان در جامعه ابراز می کردند. اما این تمام داستان نیست…

محمد بسته نگار، داماد آیت الله طالقانی و از فعالین ملی مذهبی در مقاله با نام«مصدق و موانع ساختاری اصلاحات» که در  ماهنامه توقیف شده آفتاب(شماره ۲۸/مرداد و شهریور ۸۲) متشر شد، یکی از موانع اصلی پیش روی اصلاحات مصدق را مسائل مربوط به زنان می داند.

modares9

آن طور که بسته نگار می نویسد در زمان مرحوم آیت الله سید حسن مدرس مسئله حضور زن در انتخابات یکبار در مجلس مطرح شده بود اما با مخالفت مدرس روبرو شد. از نظر مدرس این کار مخالفت با صریح قرآن بود.  استناد مدرس به آیه «الرجال قوامون علی النساء» بود. وی معتقد بود «آنها تحت قیمومت اند. ابدا حق انتخاب نخواهند داشت. دیگران باید حفظ حقوق زن ها را بکنند که خداوند هم در قرآن می فرماید در تحت قیمومت اند و حق انتخاب نخواهند داشت، هم دینی و هم دنیوی.»(مدرس در پنج دوره تفنینیه/ محمد ترکمان/ج۱/ ص ۲۴)

این تلقی نسبت به زنان البته منحصر به روحانیون نبود و بیشتر روشنفکران نیز همگام  با این نظریه پیش می رفتند. مرحوم مصدق در لایحه انتخابات خود تصریح کرده بود که زنان از حق انتخاب کردن و انتخاب شدن محروم هستند. در آن زمان تنها بعضی از روشنفکران از این مسئله انتقاد کردند. اما همین انتقادات نیز موجب برآشفتن مراجع دینی شد. در پی این بحث ها مراجع قم نامه هایی به تهران نوشتند:

Sadrodin-sadr

آیت الله سید صدرالدین صدر در نامه ای به سید محمد بهبهانی نوشت:

«باسمه تعالی، خدمت حضرت مستطاب آیت الله آقای حاج میر سید محمد بهبهانی دامت برکاته. به عرض می رساند همواره از خداوند متعال سلامتی و عزت وجود محترم و تأیید و توفیق را برای خدمتگزاری به اسلام و مسلمین خواستارم.  تلوا تصریح می دهد با آنکه در طرح قانونی لایحه انتخابات که اخیرا از طرف جناب آقای نخست وزیر در معرض افکار عمومی قرار داده شده، صریحا اجازه مداخله در انتخابات به زن ها داده نشده است و این امر از هر جهت مورد تحسین و تقدیر می باشد، ولی چون اخیرا زمزمه هایی از بعضی اطراف شنیده می شود  و مطالبی در بعضی از جراید نشر می گردد، مقتضی است حضرت عالی متذکر فرمایید که این صحبت ها و مطالب موجب تزلزل و تردید جناب آقای نخست وزیر و مصادر امر نگردد. زیرا این امر یعنی مداخله زن ها در انتخابات به جهاتی چند محرم و غیر مشروغ می باشد و در کشور اسلامی به حول و قوه الهی اجرا نمی گردد. والسلام علیکم  و رحمت الله و برکاته. سید صدرالدین صدر» (اطلاعات/سال ۲۷/شماره ۷۹۹۳/دوشنبه ۱۵ دی ماه ۱۳۳۱/ص۷)

صدر در این موضع گیری تنها نبود. حجت کوه کمره ای- از مراجع ثلاث قم که نقش موثری در اداره حوزه پس از شیخ عبدالکریم حائری ایفا کرد- نیز طی نامه ای نوشت:

«بسم الله الرحمن الرحیم، به شرف عرض عالی می رساند خیلی مناسب است که حضرت مستطاب عالی به اولیاء امور تذکر بدهید که در بلاد اسلامی امری که مخالفت آن از جهاتی با شریعت مقدسه محرز است، اجرای آن غیر ممکن و تولید مفاسد خواهد نمود. از مساعی جمیله حضرتعالی تشکر می نمایم. الاحقر محمد الحسینی الکوه کمری(حجت)» (اطلاعات/سال ۲۷/شماره ۷۹۹۳/دوشنبه ۱۵ دی ماه ۱۳۳۱/ص۷)

borujerdi

آیت الله العظمی بروجردی البته موضع شدیدتری گرفت وی قصد خروج از ایران را داشت (مرجعیت در عرصه اجتماع/حسین منظور الاجداد/ص- ۴۷۱- به نقل از محمدتقی آیت الله زاده فیض) اما به یک نامه بسنده کرد:

«بسم الله الرحمن الرحیم. به عرض عالی می رساند اگرچه اولیای امور متوجه به این معنی بوده و هستند لکن نظر به آنکه همین قسم که مرقوم داشته اند ممکن است بعیدا که بعض زمزمه ها تأثیر داشته باشد، مستدعی است تذکر دهید که در کشور اسلامی امری که مخالف احکام ضروریه اسلام است، ممکن الاجرا نیست. دوام تأییدات جناب مستطاب عالی را از خداوند عز شأنه مسألت می نمایدد. حسین الطباطبایی»

HoseinAli-Rashed

علیرغم تمام این مخالفت ها و همراهی فرهنگ عمومی با این طرز تفکر، بودند روحانیون مطرحی که به گونه ای دیگر می اندیشیدند. حسینعلی راشد از روحانیون مطرح و متنفذ در بین روشنفکران طی نامه ای در روزنامه اطلاعات نوشت: «در اصل موضوع از لحاظ شرعی دلیل کافی بر منع نداریم.» راشد راه جلوگیری از مفاسد رای دادن را اختصاص حق رای به تحصیل کردگان می داند و تصریح می کند:«باید حکومت ملزم شود که اجبارا همه مردم را باسواد کند تا شرایط استفاده از حق اجتماعی برای همه حاصل شود.» به نظر راشد «آنچه مهم است کیفیت عمل به قانون است نه خود قانون.» (اطلاعات/ سال۲۷/ شماره۷۹۸۷/ دوشنبه ۸ دیماه ۱۳۳۱/ص۸)

حدود یک دهه بعد، مسئله حق رأی زنان بار دیگر با انجمن های ایالتی و ولایتی مطرح شد. این بار نیز علما و مراجع قم موضعی مشابه موضع پیشین گرفتند. علاوه بر مسئله حق رأی زنان، مسئله مالکیت زمین های کشاورزی نیز به عنوان یکی از مسائل خلاف شرع در ذهن علما مطرح بود.

آیت الله منتظری در کتاب خاطرات خود می گوید: «پس از اینکه مرحوم آیت الله حاج سید احمد خوانساری مساله اصلاحات ارضی را در تهران مطرح کرده بودند مزاحمتی برای ایشان ایجاد شده بود، عده ای در بازار ایشان را هل داده بودند و عمامه ایشان افتاده بود و به ایشان اهانت شده بود و تقریبا ایشان در همان جریان دیگر عقب زدند و به این نتیجه رسیدند که نمی شود کاری کرد، و برای خیلی افراد این جور مطرح شده بود که وقتی با آیت الله خوانساری با آن موقعیت که در جامعه داشت و دستگاه و دولت هم با ایشان بد نبود این گونه عمل بشود و عمامه ایشان بیفتد و به ایشان اهانت بشود، دیگر تکلیف ما روشن است و ما زورمان نمی رسد»( خاطرات آیت الله منتظری/ج۱/ صص ۲۰۷-۲۰۹)

علیرغم اینگونه موضع گیری ها امام خمینی معتقد بود باید مسئله را با تأکید بر قانون مطرح کرد. از نظر امام، علما باید بر این نکته تأکید می کردند که اگر امروز رفراندوم باب شود فردا اصل دین را به رفراندوم می گذارند.

آیت الله منتظری که از شاگردان نزدیک امام در آن زمان محسوب می شد در این باره اینگونه می گوید:«من یادم هست که آیت الله خمینی هم روی این جهت اصرار داشت که اصل لوایح را نبایستی زیر سئوال برد و به آن اعتراض کرد; و مرحوم آیت الله آقای حاج سید احمد خوانساری هم که در یک صحبت یا نوشته -که حالا دقیقا یادم نیست – گفته بود این اصلاحات ارضی غلط است و زمینها غصب است و نمی شود در آن نماز خواند و از این راه وارد شده بودند، آیت الله خمینی خیلی ناراحت شدند و در یک شب که ما پنج شش نفر منزل ایشان بودیم گفتند بروید هر جوری هست به آقای حاج سید احمد بگویید این چه وضعی است، ایشان با این کار خود به این نهضت ضربه زد برای اینکه فردا کشاورزان را علیه ما میشورانند، اینکه ما بگوییم اصلاحات ارضی خلاف شرع است راه مبارزه نیست.

اینکه میخواهند بروند بچه های مردم را درس بدهند ما نباید بگوییم نروید درس بدهید، ما باید با اصل رفراندوم مخالفت کنیم برای اینکه کشور ما قانون دارد مجلس دارد، بازکردن باب رفراندوم صحیح نیست چون ممکن است اینها فردا بیایند بگویند ما میخواهیم مذهب را لغو کنیم و یک رفراندوم ساختگی راه بیندازند و از این طریق بخواهند مقاصد خود را عمل کنند، ما با اصل رفراندوم مخالفیم زیرا یک بدعت تازه است ; آیت الله خمینی تاکید داشتند که روی این جهت باید تاکید کرد و مواد لوایح را هیچ نباید مورد حمله قرار داد، و الااینها با این شعارها کشاورزان و مردم را علیه ما میشورانند….» (خاطرات آیت الله منتظری/ج۱/ صص ۲۰۷-۲۰۹)

مخالفت علما با این لوایح و خصوصا حق رأی زنان، شدت گرفت. نه نفر از علما بیانیه ای صادر کردند که حق رأی زنان را محکوم کرده و آنرا خلاف شرع می دانست. امام خمینی نیز در آن زمان نظر شرعی اش بر حرمت این حق بود. وی نیز در مقابل این مسئله موضع گرفت اما تأکید خود را از قانون بر نداشت. همین سیاست در تلگرافی که به اسدالله علم نخست وزیر وقت به وضوح مشخص است:

imam-khomeini

«بسم الله الرحمن الرحیم

تهران، جناب آقای اسدالله علم نخست وزیر ایران

در تعطیل طولانی مجلسین دیده میشود که دولت اقداماتی را در نظر دارد که مخالف شرع اقدس و مباین صریح قانون اساسی است . مطمئن باشید تخلف از قوانین اسلام و قانون اساسی و قوانین موضوعه مجلس شورا برای شخص جنابعالی و دولت ایجاد مسئولیت شدید در پیشگاه مقدس خداوند قادر قاهر و نزد ملت مسلمان و قانون خواهد کرد.

ورود زنها به مجلسین و انجمنهای ایالتی و ولایتی و شهرداری مخالف قوانین محکم اسلام که تشخیص آن به نص قانون اساسی محول به علمای اعلام و مراجع فتوا است و برای دیگران حق دخالت نیست و فقهای اسلام و مراجع مسلمین به حرمت آن فتوا داده و میدهند.

در این صورت حق رای دادن به زنها و انتخاب آنها در همه مراحل مخالف نص اصل دوم از متمم قانون اساسی است و نیز قانون مجلس شورا مصوب و موشح ربیع الثانی ۱۳۲۵ قمری حق انتخاب شدن و انتخاب کردن را در انجمنهای ایالتی و ولایتی و شهرداری از زنها سلب کرده است .

مراجعه کنید به مواد هفت و نه قانون انجمنهای ایالتی و ولایتی و پانزده و هفده قانون انجمن بلدیه (شهرداری) در این صورت چنین حقی به آنها دادن تخلف از قانون است و نیز الغاء شرط اسلام در انتخاب کننده و انتخاب شونده که در قانون مذکور قید کرده و تبدیل قسم به قرآن مجید را به کتاب آسمانی تخلف از قانون مذکور است و خطرهای بزرگی برای اسلام و استقلال مملکت دارد که یا غفلتا یا خدای نخواسته عمدا اقدام به این امر شده است .

اکنون که اعلیحضرت درخواست علمای اعلام را به دولت ارجاع فرموده اند و مسئولیت به دولت شما متوجه است انتظار میرود به تبعیت از قوانین محکم اسلام و قوانین مملکتی اصلاح این امر را به اسرع وقت نمایید و مراقبت کنید که نظائر آن تکرار نشود و اگر ابهامی در نظر جنابعالی است مشرف به آستانه قم شوید تا هرگونه ابهامی حضورا رفع شود و مطالبی که به صلاح مملکت است و نوشتنی نیست تذکر داده شود، و در خاتمه یادآور میشود که علمای اعلام ایران و اعتاب مقدسه و سایر مسلمین در امور مخالفه با شرع مطاع ساکت نخواهد ماند و به حول و قوه خداوند تعالی امور مخالفه با اسلام رسمیت نخواهد پیدا کرد.

‏۴۱/۷/۲۸ – روح الله الموسوی الخمینی»(خاطرات آیت الله منتظری/ ج۲ – ۸۰۱)

وضعیت مخالفت علما با این لوایح به همین صورت باقی نماند. با ارتباط بیشتر دانشجویان دیندار با قم، روحانیون سطح مطالبات خود را بالاتر بردند. بدین ترتیب مطالبات علما از مسئله حق رای زنان به آزادی جامعه ارتقا پیدا کرد. و این سوال مطرح شد که «مگر مردان ما آزاد هستند که شما می خواهید زنان را آزاد کنید؟». اینگونه بود که مخالفت با لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی آغازی برای جنبش مردمی انقلاب اسلامی شد.

امام خمینی که به سیاست ورزی و دینداری شناخته شده بود، از سوی فعالین سیاسی گزینه مناسبی برای رهبری مخالفت ها علیه نظام شاهنشاهی شناخته شد. ارتباط امام و روشنفکران در تغییر مشی او در مسئله زنان تأثیر عمده ای داشت. با مراجعه به سخنان امام در سال های دهه ۴۰ و مقایسه آن با سخنان ایشان در سال های پس از آن و خصوصا مصاحبه های ایشان در  فرانسه این موضوع به خوبی مبرهن است.

حضور زنان در انقلاب 57 در کنار مردان

امام ابتدا معتقد بود : «روحانیت ملاحظه مى‏کند که دولت مذهب رسمى کشور را ملعبه خود قرار داده، و در کنفرانسها اجازه مى‏دهد که گفته شود قدمهایى براى تساوى حقوق زن و مرد برداشته شده. در صورتى که هرکس به تساوى حقوق زن در ارث و طلاق و مثل اینها، که جزء احکام ضرورى اسلام است، معتقد باشد و لغو نماید، اسلام تکلیفش را تعیین کرده است‏»(صحیفه نور/ج۱/۱۴۹)

امام خمینی در حال مصاحبه با اوریانا فالاچی روزنامه نگار ایتالیایی

وی با تغییر جهتی کاملا آشکار در سال ۵۷ در در مصاحبه ای با نشریه لوسین ژرژ فرانسه اینگونه گفت: «در خصوص زنان، اسلام هیچ گاه مخالف آزادى آنان نبوده است، برعکس اسلام با مفهوم زن به عنوان شى ء مخالفت کرده است و شرافت و حیثیت او را به وى باز داده است. زن مساوى مرد است. زن مانند مرد آزاد است که سرنوشت و فعالیتهاى خود را انتخاب کند؛ اما رژیم شاه است که با غرق کردن آنها در امور خلاف اخلاق، مى‏کوشد تا مانع آن شود که زنان آزاد باشند. اسلام شدیداً معترض به این امر است. رژیمْ آزادى زن را البته نظیر آزادى مرد از میان برده و پایمال ساخته است. زنان مانند مردان زندانهاى ایران را پر کرده‏اند. در اینجاست که آزادى آنها در معرض تهدید و در خطر قرار گرفته است. ما مى‏خواهیم که زنان را از فساد، که آنان را تهدید مى‏کند، آزاد سازیم.»(صحیفه نور/ج۳/۳۷۰)

زنان در انقلاب همراه با مردان برای امنیت جامعه تلاش کردند

حضور اجتماعی مسلمانان سنتی در مبارزات علیه رژیم عملا بسیاری از گره های فکری را در رابطه با زنان در جامعه ایران باز کرد. زنان انقلابی همراه با مردان در مبارزه علیه شاه شرکت داشتند و سختی ها و دشواری ها را تحمل می کردند.

زنان سنتی پس از انقلاب 57 برای اولین بار پای صندوق های رأی رفتند

با پیروزی انقلاب اسلامی، نظر امام در خصوص رأی زنان نیز تغییر کرد. «زن باید در سرنوشت خودش دخالت داشته باشد. زنها در جمهورى اسلام رأى باید بدهند. همان طورى که مردان حق رأى دارند زنها حق رأى دارند.»(صحیفه نور/ج۶/ص۳۰۰) و با این تغییر بود که بسیاری از زنان برای اولین بار در جمهوری اسلامی پای صندوق های رأی رفتن را تجربه کردند.

در سال های آغازین پس از انقلاب ۵۷، بروز ناآرامی های داخلی و جنگ تحمیلی به تشدید فضای خشن مردانه کمک کرد.

وضعیت سیاسی نامطلوب برای حضور سیاسی زنان از جمله نتایج بروز وضعیت جنگی مردانه بود. مهر انگیز کار از فعالین حقوق زنان در این باره می گوید:«خشونت سیاسی با عملکرد اهرم های قدرت رسمی یعنی دولت علیه زنان اعمال می شود. این نوع خشونت به صورت غفلت از حقوق انسانی زنان در قانونگذاری انعکاس می یابد و به صورت عدم پشتیبانی از برابری حقوق زن و مرد در سیاستگذاری ظاهر می شود، بخصوص در برنامه ریزی های فرهنگی دولت تجلی می یابد.

آسیب پذیری روانی، عاطفی و جسمی زنان مهمترین بهایی است که جامعه بابت تحمل این خشونت پرداخت می کند. علاوه برآن، عمیق شدن فاصله ذهنی زن و مرد، گریز از عرصه رقابت اجتماعی و سیاسی؛ پذیرفتن فرودستی از سوی زنان و تقویت شالوده مردسالاری در جامعه را نیز می توان در رده بهای خشونت سیاسی منظور نمود… تحکیم تفکری که برپایه آن زن برای رفاه و آسایش مرد آفریده شده و هر آنگه را فراتر از این نقش مطالبه کند، فاقد مشروعیت است، یکی دیگر از آثار زیانبار خشونت سیاسی علیه زنان است.»( مهر انگیز کار/ پژوهشی درباره خشونت علیه زنان در ایران /۳۸۲)

از نگاه این فعال حقوق زنان، یکی از مصادیق خشونت سیاسی در ایران اعمال سلیقه در نحوه اجرای قوانین است. برای نمونه کار به عدم اجازه ورود زنان به سطوح بالای مدیریتی مانند انتخاب وزیر زن اشاره می کند. (همان/۳۸۵)

در زمان شاه دو زن توانسته بودند وزیر شوند:  فرخ‌رو پارسا و مهناز افخمی . اما زمان مدیریت این دو مصادف با اوج درگیری های انقلابیون علیه شاه بود. مهناز افخمی پس از انقلاب از ایران رفت و فرخ رو پارسا به اعدام محکوم شد.

اما پس از انقلاب زنان، به دلایل مذکور اجازه ورود به دایره بسته مدیران ارشد را پیدا نکرده بودند. روند آب شدن یخ ورود زنان به این دایره از سال های پس از جنگ شکسته شد. در زمان ریاست جمهوری آیت الله هاشمی رفسنجانی دفتر امور بانوان در نهاد ریاست جمهوری آغاز به کار کرد.

سید محمد خاتمی در دیدار با دانش آموزان

دوران سید محمد خاتمی فضا برای حضور زنان در جامعه بیش از پیش محیا شد. وی تصمیم داشت چند وزیر زن به مجلس معرفی کند که با مخالفت شدید علما روبرو شد. و اینگونه بود که وی توانست تنها ۲ زن را به حلقه مدیران وارد نماید. زهرا شجاعی و معصومه ابتکار. زهرا شجاعی، هشت سال ریاست مرکز مشارکت امور زنان را برعهده داشت. مرکزی که در دولت هفتم تأسیس شد.

معصومه ابتکار

ابتکار برای حضورش در جایگاه معاون خاتمی و رئیس سازمان محیط زیست پذیرفته بود که چادر را به عنوان پوشش کنار نگذارد. علیرغم آنکه هیچکدام از علما حکمی بر لزوم استفاده از چادر نداشتند، اما انتشار تصویر چادر کنار رفته ابتکار که برآشفتن روحانیون قم شد.

فائزه هاشمی رفسنجانی

دختر آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز در این زمان از زنان فعال و خبرساز به شمار می رفت. فائزه هاشمی در این دوره روزنامه زن را منتشر نمود که نگاه متفاوتی مسائل به مسائل زنان داشت. مشی زن، تندتر از آن بود که چارچوب های مدنی جامعه ایران تحمل آن را داشته باشد. از همین رو این روزنامه نیز از انتشار باز ماند.

زنان خواستار حضور در ورزشگاه ها هستند

با پایان گرفتن دوره دوم خاتمی نوبت به محمود احمدی نژاد رسید. روزهای ابتدایی ریاست جمهوری احمدی نژاد چالش دوباره مراجع قم با مسئله زنان را به دنبال داشت. حضور زنان در ورزشگاه ها برای تماشای بازی مردان از جمله مسائلی بود که به رو در رو قرار گرفتن دولت و مراجع انجامید. اگر چه دولت دست آخر حکم مراجع را پذیرفت اما سخنگوی دولت اعلام کرد که این پذیرش براساس پذیرش حکم رهبری صورت می گیرد. علیرغم موضع گیری های صریح مراجع انقلابی قم همچون آیت الله فاضل لنکرانی، ادبیات سخنگوی دولت به روشنی نشان می داد که دولت در این دعوا کمترین توجهی به نظر مراجع قم نداشته است.

ماهنامه زنان- از نشریات با سابقه در حوزه زنان که در دولت نهم تعطیل شد

ماهنامه زنان، از مجلات شناخته شده در این حوزه به مدیر مسئولی شهلا شرکت پس از ۱۶ سال انتشار تعطیل شد. علاوه بر آن فعالین حقوق زنان در این دوره فشار زیادی را تحمل نمودند.

برخورد با پوشش زنان در طرح ارتقای امنیت اجتماعی

در این دوره با فعالین کمپین یک میلیون امضا که به دنبال جمع آوری یک میلیون امضا برای درخواست تغییر قوانینی که ناقض حقوق زن می پنداشتند به شدت برخورد شد. مراحل نخستین  طرح ارتقای امنیت اجتماعینیز علیرغم به دنبال داشتن انتقادات فراوان، به تصحیح  اجباری فرهنگ پوشش زنان اختصاص یافت.

با تمام این احوال احمدی نژاد توانست اولین وزیر زن را در کابینه دلت دهم جای دهد. این انتخاب اگر چه انتقاداتی را به دنبال داشت اما سوالی که در ذهن بسیاری پیش آمده بود این بود که چگونه است در کشوری که نماینده مجلس زن، قاضی زن و مدیران ارشد زن مشغول به کار هستند تنها وزیر بودن زن مورد اشکال است؟!

آیت الله مکارم شیرازی(سمت راست)-آیت الله صافی گلپایگانی(سمت چپ) از مخالفان وزیر شدن زنان

حضرات آیات صافی گلپایگانی و مکارم شیرازی از مراجع قم در این بار نیز ساکت ننشستند و انتقاداتی را به مجلس منتقل کردند. اما این انتقادات این بار نتیجه عملی نداشت. بدون شک حمایت قاطع رهبر انقلاب از احمدی نژاد در عدم تأثیر این مخالفت ها کارساز بوده است.

پس از بحث ها بررسی مجلس درباره وزرای پیشنهادی، مرضیه وحید دستجردی با با ۱۷۵  رأی موافق، ۲۹ رأی ممتنع و ۸۲ رأی مخالف به عنوان وزیر در وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی پذیرفته شد.

مرضیه وحید دستجردی- اولین وزیر زن در جمهوری اسلامی

وی سومین وزیر زن در تاریخ ایران و اولین زن در تاریخ جمهوری اسلامی است که توانسته است وزیر شود.

این مسئله که وزیر یا وزرای زن در دولت احمدی نژاد تا چه حد می توانند تأثیر عملی داشته باشند مسئله ای است که قضاوت درباره آن نیاز به زمان بیشتری دارد. در هر صورت حضور یک زن در بدنه مدیریت کشور، شکستن سدی برای حضور زنان در کشور به شمار می رود. اگر چه، فرهنگ سازی برای حضور زنان در ساختار مدیریت کشور نیاز به فضا سازی های بنیادی تری دارد که به نظر می رسد دولت فعلی از ایجاد آن ناتوان خواهد بود.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388ساعت 23:11  توسط صادقیون  | 

چرا انسانها دروغ میگویند؟

شـکی نیـست کـه هـمـه افراد در زندگی خود حتی یک بار
هم که شده دروغ گفته اند. شـایـد دروغ مصــلحتی باشد،
اما به هر حال همه دروغ می گویند و یا دست کم از باز گو
کردن حقیقت خودداری می نمایند.

در حدود سن 4 تا 5 سالگی، زمانیکه کودک نحوه استفاده
از زبان را فرا می گیرد، دروغ گفتن را شروع میکند. در ابتدا
دروغ هایی که کودک به زبان می آورد، از روی بد اندیشی و سوء نیت نیست و تنها قصد دارد تا مانند مسائل دیگر، دروغ گویی را نیز تجربه و آزمایش کند. به تدریج کودک با ماهیت دروغ آشنا شده و در موقعیت های بعدی برای اینکه از دردسرها فرار کند و به چیزهایی که می خواهد برسد، از دروغ استفاده می کند.

برخی از انواع دروغ ها وجود دارند که در فرهنگ ما با نام دروغ های "مصلحتی" مشهور هستند. از آنجایی که بیان آنها صرفاً برای حفاظت از فرد می باشد، نمی توان ایراد چندانی به آنها وارد ساخت. مشکل اصلی در مورد افرادی مطرح می شود که هم در مورد مسائل کوچک و هم در مورد مسائل بزرگ دروغ می گویند.

از نظر آسیب شناختی اجتماعی، به این افراد لقب "کذاب" داده می شود. آنها به این دلیل دروغ می گویند که بتوانند از خودشان محافظت کنند، در نظر دیگران موجه جلوه کنند، از نظر اقتصادی و اجتماعی پیشرفت نمایند، و نهایتاً از تنبیه و مجازات خود را مصون نگه دارند. در اکثر موارد افرادی که مورد فریب این گروه قرار می گیرند به خوبی می دانند که این افراد صرفاً در حال گمراه کردنشان هستند و از اینرو به حال آنها تاسف می خورند.

اما یکی دیگر از گروههایی که مشکلات بیشتری را برای دیگران ایجاد میکند، آن دسته ای است که به طور بی رویه و بدون هیچ پیش زمینه ذهنی دروغ می گویند؛ آنها این کار را تنها برای رسیدن به مقاصد شخصی انجام می دهند. این افراد از نظر روان شناسی مبتلا به اختلالی با نام "جامعه ستیزی" هستند و در عین حال تمایلات ضد بشری نیز در آنها به وفور به چشم می خورد. تنها قوانین مصوب جامعه می تواند جلوی این دست افراد را بگیرد.

دروغ معمولاً با گذشت زمان اوضاع را برای فرد دروغگو بدتر می کند. اگر بتوانند از مهلکه ای که با دروغ گفتن برای خود ایجاد کرده اند، جان سالم بدر برند، این امر سبب میشود تا راه دروغ گفتن های آینده به روی آنها باز شده و در آینده، باز هم دست به انجام چنین کاری بزنید. آنها برای جلوگیری از لو رفتن دروغ اولی، باید دروغ های بیشتری را سر هم کنند.

زمانیکه صحبت از راست گویی به میان می آید، باید از نظر علمی برای افراد مختلف، استانداردهای متفاواتی را قائل می شویم. برای مثال از یک سیاستمدارد انتظار صداقت کمتری داریم تا یک دانشمند. ما در مورد کسانیکه مشغول به امر مطالعه و تحقیق هستند دورنمایی از خلوص و صداقت در ذهن خود ترسیم می کنیم و توقع نداریم که ما را فریب دهند، اما به طور باطنی مثلاً به سیاستمداران حق می دهیم که حداقل برای اینکه بتوانند در انتخابات پیروز شوند، تا حدودی بر روی حقایق شخصی در پوش بگذارند.

اما به راستی ما چرا افراد کاذب به ویژه انواع جامعه ستیز آنها را دوست نمی داریم؟ این مسئله بر می گردد به مقوله اعتماد. زمانیکه فردی دروغ میگوید، باعث گسستن پیوندهای انسانی میان خود و دیگران می شود. این پیوندها، همان توافق های مطرح نشده هستند که هر فرد موظف است در برخورد با دیگران آنها را رعایت کند. همه انتظار داریم همانطوری که ما با دیگران برخورد می کنیم، آنها نیز به همان شیوه در مقابل ما عکس العمل نشان دهند. در اکثر موارد دروغ های بزرگ و جدی سبب میشوند که ما دیگر نتوانیم به فرد مقابل اعتماد کنیم.

از آنجایی که هنگام دروغگویی، مقوله اعتماد و اطمینان در معرض خطر قرار می گیرد، بهتر است که فرد کاذب حقیقت را به سرعت آشکار کند. این امر یکی از بهترین راهها برای مراقبت از اعتماد به شمار می ورد. اگر حقیقت را تنها زمانیکه تحت فشار قرار بگیرد به زبان بیاورد، آنوقت جلب اعتماد مجدد خیلی سخت تر خواهد شد.

یکی از مهمترین پیغام هایی که والدین در مورد دروغ گفتن باید به بچه های خود آموزش دهند، این است که خودشان همیشه رو راست و صادق باشند و از فرزندانشان هم بخواهند که رفتار مشابهی در مقابل آنها داشته باشند. باید به بچه ها گوشزد کنید که فقط می خواهید حقیقت را بشنوید و اصلاً کاری ندارید که عمل آنها تا چه حد بد بوده. باید متوجه باشد که هر چقدر هم که اوضاع وخیم شود، باز هم خیلی بهتر از این است که شما را فریب دهد. به او بگویید که ارزشمند ترین و مقدس ترین نعمت رابطه شما از اعتمادی که نسبت به هم دارید، سرچشمه می گیرد.

تمام پیش فرض هایی که در قسمت بالا به آنها اشاره کردیم، زمانی معنا پیدا میکنند که شما متوجه شوید طرف مقابل در حال دروغ گفتن است؛ برخی از افراد آنقدر در دروغ گفتن حرفه ای هستند که شاید مدت زمان زیادی طول بکشد که ما متوجه شویم آنها دروغ گفته اند.

در چنین شرایطی چگونه می توانیم تشخیص دهیم که گمراه شده ایم؟ در این زمینه هیچ راه محفوظ از خطا و شکستی وجود ندارد، اما اغلب سر نخ هایی هست که در صورت مشاهده در رفتار و حرکات فرد مقابل می توانیم به آنها مشکوک شویم:

 

معمولاً زمانیکه مشغول مکالمه هستید، طرف مقابل تقریباً باید نیمی از کل مدت زمان گفتگو، با شما ارتباط چشمی برقرار کند. اگر دیدید که ار تباط چشمی وجود ندارد و یا زمانیکه به جای معینی می رسد، سرش را پایین انداخته و زمین را نگاه می کند، می توانید شک کنید که در حال دروغ گفتن است.

 

تغییر تن صدا: تغییر در لحن صحبت کردن و یا میزان گفته ها میتواند به عنوان نشانه هایی از دروغ گفتن به شمار رود. در این حالت فرد در جمله های خود به طور متناوب از "اوم" و یا "اِاِاِاِ" استفاده می کند.

حرکات بدن: دور کردن بدن، پوشاندن صورت و یا دهان و تکان دادن بیش از اندازه دست ها و پاها نشاندهنده دروغ هستند.

 

حرف های ضد و نقیض: بیان عباراتی که نه تنها با یکدیگر همخوانی ندارند بلکه متناقض همدیگر نیز هستند، می توانند شما را مشکوک کنند.

اگر شما عادت کرده اید که تمام مدت حتی در مورد مسائلی که مهم نیستند هم دروغ بگویید، مطمئن باشید که در نهایت -- اگر تا به حال این اتفاق برایتان روی نداده باشد -- دچار مشکلاتی در روابط، مسائل اقتصادی و قانونی خواهید شد. ابتدا باید دلیل این امر را که اصلاً چرا دروغ می گویید، پیدا کنید و سپس در پی جبران این رفتار مخرب برآیید. اگر احساس می کنید که از درون نیاز به فریب دادن دیگران دارید، باید حتما با یک روانشناس مشاوره کنید .

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم مهر 1388ساعت 1:0  توسط صادقیون  | 

پیرامون موضوع مهم لبخند

خندیدن برای ما نشاط آور است و به همین خاطر به خندیدن علاقه داریم. اما جالب است بدانید انسان ها تنها موجوداتی هستند که می خندند. خندیدن مکانیزم پیچیده ای دارد که در عین حال می تواند دوای درد بسیاری از دردها باشد و دانشمندان هنوز هم معتقدند که خنده می تواند در درمان بیماری ها مؤثر باشد.

خنده چیست؟
خنده از دو قسمت تشکیل شده است که یکی به حالت صورت و دیگری به صدایی که تولید می شود اطلاق می شود.

وقتی ما می خندیم، مغز دستور این عمل ها را صادر می کند و اگر شدیدتر بخندیم، دستوراتی برای تکان خوردن دست ها و پاها نیز صادر می شود.

هنگام خنده 15 ماهیچه صورت به حرکت در می آیند که مهم ترین آنها مکانیزم حرکت لب های بالای شماست.

ماهیچه های حلق شما دچار انقباض می شوند و به همین علت شما دچار بریده نفس کشیدن می شوید.

گاهی اوقات در حالت های شدید خنده مجراهای اشکی شما هم وارد کار می شوند و در حالی که شما از شدت خنده دهان خود را برای گرفتن اکسیژن بیشتر باز و بسته می کنید صورت تان هم از اشک خیس می شود و حتی رنگ چهره تان به قرمز تغییر می کند و صداهای عجیبی نیز تولید می کنید.

محققان بسیاری تا کنون سعی کرده اند که از مکانیزم خنده بیشتر بدانند، اما مشکل این است که در هنگام تحقیقات، خنده افراد زود از بین می رود .

یکی از محققان تحقیق خود را روی صدای خنده متمرکز کرد و به این نتیجه رسید که همه خنده ها از یکی از صداهای ها-ها-ها یا هو-هو-هو پیروی می کنند و امکان ندارد فردی بتواند با ترکیب این دو صدا بخندد.

محققان معتقدند که در بدن انسان یابنده هایی وجود دارد که خنده را تشخیص می دهد و باعث ادامه یافتن آن می شود. از نظر آنها خنده یک عکس العمل کاملاً اتوماتیک و نا خودآگاه است.

چرا می‌خندیم؟
بیشتر محققان معتقدند که خنده باعث ایجاد کشش و رابطه نزدیک میان انسان ها می شود. وقتی شما با کسی احساس راحتی می کنید با او می خندید و این احساس را نشان می دهید.

اینکه شما نمی خواهید در یک گروه احساس تنهایی کنید، باعث می شود هنگام خنده با آنان بخندید و آنها را همراهی کنید و به همین دلیل است که خنده را مسری می دانند.

اگر دقت کرده باشید معمولاً اگر بزرگ خانواده و یا حتی رئیس تان بخندد، شما نیز می خندید و این دقیقاً همان حالتی است که گفته می شود با خنده می توان رفتارهای دیگران و حتی خلقیات آنان را کنترل کرد.

به طور مثال اگر هنگام خطر شما بخندید و فرد تهدیدکننده نیز بخندد تا حدود زیادی مشکل حل می شود.

یکی از محققان خنده انسان را با آواز پرنده ها مقایسه می کند و معتقد است که خنده یک عکس العمل طبیعی انسان برای ایجاد رابطه است.

تحقیقات دیگر نشان می دهد که خنده در زمانی که در یک گروه هستند، 30 برابر زمانی است که شما تنها مثلاً جلوی تلویزیون نشسته اید.

خنده و مغز:
ما می دانیم که قسمت های مختلف مغز، در مکانیزم خنده مؤثرند. به طور مثال عکس العمل های عاطفی بزرگترین حرکت های مغز را تولید می کنند.

محققان معتقدند که هنگام خنده قسمت های مختلف مغز وارد کار می شود، اما هنوز به طور دقیق رابطه میان خنده و مغز مشخص نشده است.

برای انجام این تحقیقات چندین نفر به دستگاه های پیشرفته متصل شدند و نتیجه اینکه هنگام خنده امواجی که توسط مغز آنان تولید می شد کاملا یکسان بود. براساس این تحقیقات:

ابتدا قسمت چپ فعال شده و کلمات و جوک ها را تحلیل می کند.
سپس قسمت جلویی ان که مربوط به احساسات است، بسیار فعال می شود.
قسمت راست مغز اطلاعات مربوط به جوک را تحلیل می کند.
قسمت پشت سر که دستور حرکات دهان و یا دست ها را صادر می کند، فعال می شود.
رفتارهای خارجی ظاهر می شوند.
قابل ذکر است که راهی که خنده در مغز طی می کند با راهی که هنگام احساسات شدید طی می کنیم، کاملا متفاوت است و به همین خاطر است که محققان معتقدند که هر گونه اختلالی در این بخش مغز می تواند انسان را از خندیدن باز دارد و یا به آن شکلی غیر عادی دهد.

سیستم فعال:
سیستم فعال مغز که گفته می شود، در مکانیزم خنده دخیل است در قسمت مرکزی قرار دارد. این قسمت بسیار مهم است زیرا حرکاتی را که برای انسان بسیار حیاتی است کنترل می کند.

این قسمت از مغز در حیوانات بسیار قدیمی همچون تمساح ها نیز وجود داشته است که با استفاده از آن و بو کشیدن طعمه خود را انتخاب می کرده اند، اما در مورد انسان ها این بخش در احساسات و انگیزه انسان مورد استفاده قرار می گیرد.



+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 11:55  توسط صادقیون  | 

+16 سال


شخصیت شناسی از روی باسن
طبق آخرین نظریه پژوهشگر بریتانیایی "سام آموس" (Sam Amos)، شکل و اندازه باسن تنها سایز شلوار جین را معین نمی کند. بلکه بیانگر شخصیت شما (یا دوست دخترتان) نیز می تواند باشد.

به گفته "سام آموس" باسن ها را از لحاظ شکل ظاهر و تشابه آن با میوه ها، می توان به شش دسته تقسیم بندی کرد که توضیح هر یک نیز به همراه آن می آید:

1. سیب (کروی، مدور)
زنانی خوشحال، علاقه مند به ورزش و پایبند به رژیم غذایی.




2. هلو (محدب، کپل ها به سمت خارج)
قابل اطمینان و صادق! همچنین زنانی بسیار گشاده رو هستند.




3. گیلاس ( کوچک، کم گوشت)
ظاهر دخترانه توأم با تجربه های زنانه. توسط هر کس دوست داشته می شود. شرکای خوبی نیز هستند.




4. بادام (پهن در قسمت کمر اما پایین تر باریک به نظر می آید)
مطمئن، بي پروا، رازدار، صاحب شغلهای مهم، اغلب ارشد و صاحب سبک.




5. توت فرنگی (بالا و قلمبه)
این زنان مهربان و از کمک کردن به دیگران لذت می برند. اما بسیار هم حساس هستند و به سرعت دلشان می شکند.




6. گلابی (باریک در بالا، پهن تر در پایین)
برخی از این زنان افسرده هستند. از تنها بودن لذت می برند، خجالتی هستند. از اعتماد به نفس نسبتاً کمتری برخورداند.

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 12:0  توسط صادقیون  |