تبليغاتX
به یاد نژاد

به یاد نژاد

وبلاگ دانشجوی رشته علوم ارتباطات اجتماعی دانشگاه آزاد بندر عباس ورودی 85

فرصت


در روزگار قديم، پادشاهى سنگ بزرگى را که در يک جاده اصلى قرار داد. سپس در گوشه‌اى قايم شد تا ببيند چه کسى آن را از جلوى مسير بر می‌دارد. برخى از بازرگانان ثروتمند با کالسکه‌هاى خود به کنار سنگ رسيدند، آن را دور زدند و به راه خود ادامه دادند. بسيارى از آن‌ها نيز به شاه بد و بيراه گفتند که چرا دستور نداده جاده را باز کنند. امّا هيچيک از آنان کارى به سنگ نداشتند.

سپس يک مرد روستايى با بار سبزيجات به نزديک سنگ رسيد. بارش را زمين گذاشت و شانه‌اش را زير سنگ قرار داد و سعى کرد که سنگ را به کنار جاده هل دهد. او بعد از زور زدن‌ها و عرق ريختن‌هاى زياد بالاخره موفق شد. هنگامى که سراغ بار سبزيجاتش رفت تا آن‌ها را بر دوش بگيرد و به راهش ادامه دهد متوجه شد کيسه‌اى زير آن سنگ در زمين فرو رفته است. کيسه را باز کرد پر از سکه‌هاى طلا بود و يادداشتى از جانب شاه که اين سکه‌ها مال کسى است که سنگ را از جاده کنار بزند. آن مرد روستايى چيزى را می‌دانست که بسيارى از ما نمی‌دانيم!

«هر مانعى، فرصتى است تا وضعيت‌مان را بهبود بخشيم


+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 2:31  توسط صادقیون  | 

داداش


سال‌ها پيش، هنگامى که داوطلبانه در بيمارستانى کار می‌کردم، دختر کوچکى در آنجا بود که از بيمارى جدّى و نادرى رنج می‌برد. تنها شانس نجات او از اين بيمارى، تزريق خون برادر ٥ ساله‌اش که سال قبل به نحو معجزه‌آسايى از همين بيمارى نجات يافته بود و در بدنش پادتن (آنتی‌بادی) لازم براى مقابله با اين بيمارى تشکيل شده بود، به او بود. پزشک شرايط دختر را براى برادر کوچکش توضيح داد واز او پرسيد آيا مايل است خونش را به خواهر بزرگترش بدهد.

پسر بچه براى چند لحظه ترديد داشت. سپس نفس عميقى کشيد و گفت: «بله، من حاضرم جان خواهرم را نجات دهم

او را در تختى کنار خواهرش خواباندند و شروع به گرفتن خون از او و تزريق به رگ‌هاى خواهرش کردند. پسر بچه روى تخت خوابيده بود و لبخند می‌زد. کم کم رنگ صورت خواهرش برگشت و آثار حيات در او نمايان گشت. در اين هنگام پسر بچه رو به پزشک کرد و با صدايى لرزان پرسيد: «من الان کم‌کم می‌ميرم؟»

پسر بچه کوچولو منظور پزشک از تزريق خون او به خواهرش را درست نفهميده بود. او فکر کرده بود پزشک می‌خواهد تمام خون او را از بدنش خارج کند و به خواهرش تزريق کند


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 5:29  توسط صادقیون  | 

وای بر من


پيرمردي صبح زود ازخانه اش خارج شد ،درراه بايك ماشين تصادف كرد وآسيب ديدعابراني كه ردمي شدند او رابه اولين درمانگاه رساندند. پرستارابتدازخم هاي پيرمرد راپانسمان كرد وبه اوگفت : بايدازشماعكسبرداري شودتامطمئن شويم جايي ازبدنت آسيب وشكستگي نداشته باشد.

پيرمرد گفت :عجله دارم ونيازي به عكس نيست

پرستاران دليل عجله راپرسيدند واوگفت: زنم درخانه سالمندان است .هرصبح آنجاميروم وصبحانه رابا او مي خورم . نمي خواهم دير شود.

پرستاري به او گفت : خودمان خبرش مي كنيم

پيرمرد بااندوه گفت : خيلي متأسفم ، او آلزايمر دارد ،چيزي رامتوجه نخواهد شد ،اوحتي من رانمي شناسد

پرستار باحيرت گفت: وقتي كه نمي داند شماچه كسي هستيد چرا هر روز صبح براي صرف صبحانه پيش او مي رويد؟

او به آرامي جواب داد: اما من ميدانم او چه كسي است.


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 1:45  توسط صادقیون  | 

5 نوع ازدواج - شما جزء کدام گروه هستید؟


ازدواج یکنواخت

وقتی ازدواج کرده اید، همسرتان را از ته قلب دوست می داشته اید. اما، با گذشت زمان و درگیر شدن شما با مسائل و مشکلات روزمره، بچه ها و سایر فعالیت ها، از همدیگر دور شده اید. شما به ندرت همدیگر را می بینید، این اشکالی ندارد، اما آرزو داشتید که می توانستید زمان بیشتری را با هم گذرانده و چیزی بیشتر و فراتر از هزینه های خانه را با هم شریک می شدید.

همانطور که جدا شدن و دور شدن شما از یکدیگر، زمان برده است، نزدیک شدن دوباره به همدیگر هم نیازمند گذشت زمان است. پس نترسید و مطمئن باشید که اگر همه تلاشتان را به کار گیرید همه چیز مثل روز اول خواهد شد.

با پیدا کردن ساعاتی که بتوانید آن را در کنار همسرتان بگذرانید شروع کنید. باید دوباره کشف کنید که همسرتان چقدر موجودی شگفت انگیز است و چقدر دوستش دارید. به چیزهای مورد علاقه همسرتان، علاقه نشان دهید، تا بتوانید زمانی را در کنار یکدیگر به خوبی و خوشی بگذرانید.

به دنبال موقعیت هایی باشید که بتوانید در خلوت کنار همسرتان بگذرانید تا دوباره از نزدیک با خصوصیات عالی او آشنا شوید.

ازدواج سوء استفاده گرانه

این ازدواج ازدواجی است که در آن شما چه جسماً و چه روحاً مورد سوء استفاده طرف مقابلتان قرار می گیرید. در بسیاری از موارد، این عادتی است که از دوران کودکی در فرد ایجاد می شود. ازاینرو، از بین بردن آن نیازمند عشق و مشاوره فراوان است.

هیچ کس نباید تصور کند که به چنین ازدواجی تعلق دارد، همه شایسته یک ازدواج و زندگی زناشویی عالی بدون هیچگونه سوء استفاده می باشند.

باید برای خودتان و فرد سوء استفاده گر از متخصص کمک بگیرید. اگر طرف مقابلتان تمایلی به انجام اینکار نشان نداد، آنگاه باید از متخصص بخواهید که به شما کمک کند که چطور با چنین موقعیتی کنار بیایید. باید بدانید که اگر این سوء استفاده و بدرفتاری ها ادامه پیدا کرد، آگاه تنها راه چاره شما ترک آن زندگی است.

ازدواج مقام و عنوان

البته مهم است که با مردی ازدواج کنید که بتواند از عهده نیازهای شما برآید، اما اگر با کسی فقط به خاطر ثروت یا مقام او ازدواج می کنید . هیچ وجه اشتراکی با هم ندارید، خیلی زود متوجه خواهید شد که همیشه هم پول همه چیز نیست.

اگر ازدواج شما یکی از این نوع ازدواج ها باشد، چه باید بکنید؟ مطمئن باشید که هیچوقت دیر نیست و همیشه می توانید چیزهایی جدید درمورد همسرتان کشف کنید که بتواند او را در قلبتان جای دهد. سعی کنید به کارهای مثبتی که همسرتان برای شما و بچه ها انجام می دهد فکر کنید. از او به خاطر آن نقاط مثبت تشکر کنید و سعی کنید به چیزی فرای مقام یا وضعیت مالی او فکر کنید.

برای شناختن همسرتان وقت بگذارید و رابطه ای عمیق تر با وی بسازید.

ازدواج همسر غایب

در اینگونه ازدواج ها سر همسرتان آنقدر به کار و فعالیت های خارج خانه گرم است که شما هیچوقت همدیگر را نمی بینید.

شغل هایی هست که فرد مجبور است زمان زیادی را خارج از خانه و خانواده بگذراند. افرادی هم هستند که برای کارشان بیشتر از خانواده شان وقت می گذارند. این مسئله ممکن است به خاطر حس منفی وفاداری به کارفرما باشد یا اینکه بخواهند در کارشان همیشه برتر و اول باشند.

بعلاوه، کارها و فعالیت های زیادی وجود دارد که بتواند زمان و حواس افراد را از آنِ خود کند، اما اگر می بینید این کارها به بهای از دست دادن همسر و فرزنداتان تمام میشود، مراقب باشید چون ارزشش را ندارد.

دلیل این مشکل در زندگی شما هر چه که باشد، دیگر زمانش رسیده است که دست از آن بردارید و ببینید برای کم کردن زمانی که خارج از منزل می گذرانید و اضافه کردن به زمانی که کنار همسر و خانواده تان می گذرانید چه باید بکنید. ممکن است ابتدا شکل قربانی کردن خودتان را داشته باشد. اما اگر همراه با همسرتان تصمیم بگیرید که برای رشد و توسعه ازدواج و زندگیتان چه می توانید بکنید، مطمئن باشید که به لذت عمیقی دست پیدا خواهید کرد.

ازدواج بادوام

اینها ازدواج هایی هستند که هر کسی رویای آن را در سر می پروراند. پیرمرد و پیرزنی را که گاهی می بینید دست در دست همدیگر لبخند زنان در خیابان قدم می زنند چنین ازدواجی داشته اند.

این ازدواج ها اتفاقی به وجود نمی آیند. آنها با تلاش های مداوم، روزانه و مثبت به وچود می آیند. برای داشتن یک ازدواچ بادوام باید تلاش کرد. ازدواجی که دربرابر مشکلات مالی و اقتصادی، بیماری ها، مشکلات فرزندان، شکستن قلب ها و خیلی مسائل و مشکلات دیگر طاقت بیاورد، ازدواجی بادوام است چون زوجین از تمام این مشکلات با کمک و همکاری یکدیگر گذشته اند. آنها برای گذشتن از سد مشکلات و موانع موجود بر سر راه خوشبختیشان دست در دست همدیگر تلاش می کنند. خنده هایشان، گریه هایشان، شادی ها و غصه ها و کارهایشان با هم و در کنار هم بوده است. آنها می دانند که همیشه می توانند روی همدیگر حساب کنند.

چنین ازدواجی برای تک تک ما امکانپذیر است. فقط باید بخواهیم و هر روز، هر هفته، هر ماه و هر سال برای به دست آوردن آن تلاش کنیم.

ازدواج شما کدامیک ازاینهاست؟ آیا می خواهید همین وضعیت را حفظ کنید؟ یادتان باشد که هیچوقت دیر نیست و اگر همدیگر را دوست بدارید و تلاش کنید، می توانید خوشبخت ترین زندگی را از آنِ خود کنید.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 4:40  توسط صادقیون  | 

تاثیر نوشیدن آب گرم پس از صرف غذا


چینی ها و ژاپنی ها به هنگام صرف غذا ، به نوشیدن چای داغ ، و نه آب سرد ، می پردازند . شاید اکنون زمان آن فرا رسیده است که ما نیز در عادات غذاییمان تغییراتی دهیم .

این مقاله شاید بیشترین تاثیر را بر روی کسانی دارد که به هنگام صرف غذا ، عادت نوشیدن آب سرد دارند. نوشیدن یک لیوان ( فنجان ) از یک نوشیدنی خنک پس از صرف یک وعده غذایی لذت پذیر است . اما این عمل ، منجر به انجماد بیشتر چربی های موجود در غذایی می شود که تازه صرف کرده اید. نیز ، این عمل باعث کاستن از سرعت هضم غذا در سیستم گوارشی شما می شود. هنگامی که این رسوبات حاصله  با اسید های موجود در بدن واکنش دهند ، تجزیه گشته و سریعتر از غذای جامد صرف شده ، جذب سیستم گوارشی می شود . مواد حاصله به تدریج  لایه داخلی سیستم گوارشی (روده) را پوشانده و در مدت زمان کوتاهی تبدیل به چربی و سپس بروز سرطان خواهد شد. بهترین راه مقابله با این مساله ، نوشیدن آب گرم و یا صرف سوپ داغ پس از هر وعده غذایی است.

یک نکته مهم در مورد حمله های قلبی :

بایستی بدانیم که درد گرفتن دست و بازوی سمت چپ بدن ، نمی تواند تنها نشانه ی احتمال حملات قلبی باشد. در این راستا باید به بروز درد در آرواره ها نیز توجه نمود . اولین درد ها در قفسه سینه ، نخستین بار خود را در طول دوره ی بروز حمله ی قلبی خود نشان نمی دهند . دل آشوبی ( استفراغ ) و عرق کردن های شدید نیز می توانند نشانه هایی از بروز حملات قلبی باشند . بدانیم که : شصت درصد از افرادی که به هنگام خواب ، دچار حمله قلبی شده اند ، هرگز از خواب برنخواستند .

توجه به درد در آرواره ها ، می تواند شما را یک خواب سنگین بیدار سازد .


+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آبان 1387ساعت 2:38  توسط صادقیون  | 

ارتباط چهره با نگرش افراد به عشق


پژوهشگران مي گويند كه با نگاهي به چهره افراد مي توان دريافت كه نسبت به رابطه با جنس مخالف خود چه طرز فكر و رفتاري دارند.

پژوهشگران دانشگاههاي ابردين و سنت اندروز در اسكاتلند و دورهام در انگلستان در تحقيق مشتركي كه انجام داده اند به اين نتيجه رسيده اند كه مردها عموما زنهايي را ترجيح مي دهند كه از برقراري رابطه جنسي كوتاه مدت رويگردان نيستند. در حالي كه زنها مرداني را ترجيح مي دهند كه بتوانند با آنها رابطه اي طولاني برقراركنند.

در اين پژوهش كه گزارش آن در ژورنال "تكامل و رفتار انساني" منتشر شده، چهره ۷۰۰ نفر كه بين ۲۰ تا ۲۹ سال سن داشته اند بررسي شده است.

محققان مي گويند كه افراد مي توانند با در نظر گرفتن بعضي ويژگيهاي ظاهري و با توجه به نوع رابطه اي كه ترجيح مي دهند داشته باشند، شريك زندگي شان را آگاهانه تر انتخاب كنند.

در اين پژوهش به داوطلبان شركت كننده در تحقيق، تصاويري از چهره هاي زنان و مرداني از گروه سني ياد شده نشان داده شد و بعد آنها مي بايست عكس فردي را انتخاب كنند كه به اعتقاد آنها از رابطه اي كوتاه مدت استقبال مي كند.



همچنين از شركت كنندگان خواسته مي شد از ميان عكسها، عكس جذابترين فرد را براي رابطه اي كوتاه يا طولاني انتخاب كنند و بگويند كه كدام چهره از نظر آنها زنانه تر يا مردانه تر و در مجموع جذابتر است.

داوريهاي غريزي

پژوهشگران كه عقايد واقعي صاحبان تصاوير را نسبت به روابط عاشقانه، پيشاپيش از طريق پرسشنامه بدست آورده بودند، در مرحله بعد، نظرات شركت كنندگان را با آنچه در پرسشنامه ها نوشته شده بود مقايسه كردند. اين مقايسه آنها را متقاعد كرد كه حدس و گمان بسياري از شركت كنندگان درست بوده و حس غريزي آنها به آنها راست گفته است.

زنهايي كه با ايجاد رابطه كوتاه مدت مشكلي نداشته اند، معمولا از نظر شركت كنندگان جذاب بوده اند.

بر اساس قضاوت شركت كنندگان در اين تحقيق، مرداني كه روابط كوتاه مدت را ترجيح مي دهند اغلب كساني هستند با ظاهري مردانه، چانه برآمده، بيني درشت و چشمهاي ريز.

دكتر ليندا بوترويد، استاد دانشكده روانشناسي در دانشگاه دورهام به بي بي سي گفته است: "اين مطالعه نشان مي دهد كه ما مي توانيم در روابط مان با ديگران از قضاوتهاي غريزي خود استفاده كنيم. اين قضاوتها هميشه درست نيستند اما راهنماي مفيدي هستند."

دكتر بوترويد يادآور شده كه برداشت اوليه آدمها نسبت به هم بر اساس ويژگيهاي ظاهري شان، تا حدي در ارزيابي آنها از فردي كه مي خواهند با او رابطه عاشقانه داشته باشند و يا فردي كه او را به چشم رقيب عشقي خود مي نگرند، تاثيرگذار است.

 

دكتر بن جونز، استاد دانشگاه ابردين كه ازمحققان اين پژوهش بوده است مي گويد: "بسياري از مطالعات پيشين نشان داده است كه بخش عمده اي از قضاوتهاي مردم نسبت به ديگران، از قضاوت راجع به سلامت افراد گرفته تا ميزان برونگرايي و درونگرايي آنها، بر اساس چهره انجام مي شود.

اما اين اولين مطالعه اي است كه نشان مي دهد مردم در نوع رابطه عاشقانه اي كه خوشايند آنها باشد، نسبت به ويژگيهاي چهره فرد مورد نظرشان حساسند."

بر اساس يافته هاي اين تحقيق، زنها از مرداني كه در روابط جنسي بي بند و بارند رويگردان هستند و اين نوع مردها را نه براي رابطه اي موقت و نه رابطه اي بلند مدت، جذاب نمي دانند

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 3:10  توسط صادقیون  | 

7نقطه از بدن آقايون كه خانمها به آن توجه ميكنند


تصور كنيد: برنامه ملاقات شما به خوبي پيش رفته است، و او شما  را براي صرف آخرين نوشيدني به منزلش دعوت كرده. شما وارد مي شويد، كفش هايتان را از پا در مي اوريد و انگاه عطر جوراب هايتان در تمام فضاي اتاق پخش مي شود. اميدواريد كه او متوجه نشود؟

آرزوي خوبي است، اما بايد بدانيد زماني كه نوبت به موارد بهداشتي و نگهداري از بدن مي رسد، خانم ها متوجه همه چيز مي شوند. و از آنجايي كه بيشترين ميزان توجه آنها در انتخاب همسر مناسب به مواردي نظير بو، و بهداشت بر مي گردد، جوراب هاي كثيف و يا ناخن هاي نا مرتب مي توانند به راحتي رابطه شما دو نفر را بر هم زنند.

در اين قسمي ليستي از اعضايي كه آقايون معمولا به اين دليل كه تصور مي كنند خانم ها به آن قسمت ها اهميت نمي دهند، آنها را تميز نكرده و مراقبت هاي لازم را در موردشان انجام نمي دهند، را برايتان آورده ايم. اميدواريم پس از مطالعه ليست زير، جزء افرادي باشيد كه از اين نقاط مراقبت كافي مي كنند و اهميت آن را مي دانند.

1- ابرو

او انتظار ندارد كه ابروهاي شما همانند خودش كاملا داراي فرم باشد، اما ابروهاي پر و در هم و بر هم نيز، چيزي نيست كه او انتظار ديدنش را داشته باشد.

در اين مورد چه كنيد: اگر شما جز آن دسته از مردهايي هستيد كه ابروهاي پري دارند، بايد درست كاري را انجام دهيد كه خانم ها انجام مي دهند: ابروهايتان را برداريد. فقط كافي است موهاي بين دو ابرو را برداريد (فقط موهايي كه وسط دو ابرو قرار دارند). البته اگر قصد داريد موهاي بيشتري را برداريد، بهتر است نزد يك آرايشگر برويد تا او اين كار را برايتان انجام دهد.

2- ناخن

دستان شما نقطه اي هستند كه مطالب بسياري در مورد نظافت و بهداشت شخصي شما را در اختيار او قرار مي دهند. پس اجازه ندهيد تا ناخن هاي چرك و كثيف شما را از دور خارج كنند.

در اين مورد چه كنيد: لازم نيست هر هفته مانيكور كنيد تا ناخن هايتان فرم داشته باشند، بلكه فقط كافيست از داروخانه يك عدد سوهان خريداري نماييد و سختي ها و لبه هاي تيز آنرا صاف كنيد. هيچ خانم دوست ندارد، كسي او را با ناخن هاي بد فرم و ناصاف در آغوش بگيرد.

3- پوست

هيچ خانمي نمي تواند از لمس كردن پوست لطيف و صاف اجتناب كند. آيا اين دليل كافي نيست تا شما را ترغيب به داشتن پوستي لطيف و شاداب نمايد؟

در اين مورد چه كنيد: خانم ها به وسيله كرم هاي نرم و مرطوب كننده با خشكي پوست در سرما مبارزه مي كنند، آقايون اغلب اين كار را انجام نمي دهند. لازم نيست موشك هوا كنيد؛ فقط يك قوطي نرم كننده (ترجيحا بدون بو) خريداري كنيد و آنرا مرتبا بر روي پوست خود بماليد تا خشكي ها از بين بروند. افرادي كه پوست هاي چربي دارند، بايد نمونه هايي را خريداري كنند كه بدون روغن (oil free) باشند، به اين ترتيب مشكلاتان به اساني حل خواهد شد.

4- پا

ترك پا، قارچ هاي موضعي، ناخن ها بلند انگشت هاي پا، و بوي بد آن مي تواند به راحتي او را از برقراري رابطه با شما منصرف كند. متاسفانه زماني كه شما كفش هايتان را در مي آوريد اولين چيزي كه يك خانم به آن توجه مي كند، همين موارد هستند. اگر نتوانيد از اين قسمت پنهان بدن خود به خوبي مراقبت كنيد،  او ممكن است تصور مي كند كه توانايي مراقبت و نگهداري از ساير اعضاي مخفي را نيز نداريد.

در اين مورد چه كنيد: اگر پودرها و پمادهاي روي ميز جواب نمي دهند بايد با يك پزشك در اين مورد مشورت كنيد.

5- موي بيني/ گوش

من موي گوش و بيني يك مرد را با سبيل هاي بلند و نمايان يك خانم برابر مي دانم. يك خانم براي از بين بردن سبيل ها، آنها را موم مي اندازد، دكولوره مي كند و هر كار ديگري كه از دستش بر آيد در اين زمينه انجام مي دهد. آيا شما نيز نبايد همين كار را انجام دهيد؟

در اين مورد چه مي كنيد: در اين قسمت يك راهنماي ساده وجود دارد كه بايد آنرا اجرا كنيد: زماني كه موهاي گوش و يا بيني آنقدر بزرگ شده باشند كه از سوراخ ها بيرون بزنند، بايد نسبت به كوتاه كردن آنها اقدام كنيد.

6- دندان

لبخندي با دندان هاي درخشان تحت هر شرايطي همه چيز را به نفع شما بر مي گرداند. دندان هاي لكه دار، زرد، و پلاك دار او را به راحتي به سمت ديگري منحرف ميكند.

در اين مورد چه كنيد: اگر مشكلات دندان هايتان بيش از اندازه حاد شده بايد، نزد دندانپزشك برويد؛ اما اگر هنوز به اين مرحله نرسيده ايد، بهتر است يك خمير دندان سفيد كننده و دهان شويه خريداري كنيد. البته بايد اشاره كنم كه استفاده كردن از آنها را نيز از ياد نبريد.

7- كمر

كمر شما شهوت انگيزترين نقطه بدنتان است، البته نه زماني كه پر است از جوش و موهاي زائد.

در اين مورد چه كنيد: اگر مشكل شما جوش هاي غرور است، از كرم و يا لوسيون هاي پاك كننده استفاده كنيد. در مورد موها هم اگر مقدار آنها كم باشد اصلا مسئله اي نيست، تا به حال كمي مو هيچ را اذيت نكرده اما اگر مقدار آن بيش از حد نرمال است بايد به سالن زيبايي برويد و آنها را اپيلاسيون كنيد .

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 16:25  توسط صادقیون  | 

ندگی مثل چای است


گروهى از فارغ التحصيلان قديمى يک دانشگاه که همگى در حرفه خود آد م هاى موفقى شده بودند، با همديگر به ملاقات يکى از استادان قديمى خود رفتند. پس از خوش و بش اوليه، هر کدام از آنها در مورد کار خود توضيح مي داد و همگى از استرس زياد در کار و زندگى شکايت مي کردند. استاد به آشپزخانه رفت و با يک کترى بزرگ چاى و انواع و اقسام فنجان هاى جوراجور، از پلاستيکى و بلور و کريستال گرفته تا سفالى و چينى و کاغذى (يکبار مصرف) بازگشت و مهمانانش را به چاى دعوت کرد و از آنها خواست که خودشان زحمت چاى ريختن براى خودشان را بکشند. پس از آن که تمام دانشجويان قديمى استاد براى خودشان چاى ريختند و صحبت ها از سر گرفته شد، استاد گفت: «اگر توجه کرده باشيد، تمام فنجان هاى قشنگ و گران قيمت برداشته شده و فنجان هاى دم دستى و ارزان قيمت، داخل سينى برجاى مانده اند. شما هر کدام بهترين چيزها را براى خودتان مي خواهيد و اين از نظر شما امرى کاملاً طبيعى است، امّا منشاء مشکلات و استرس هاى شما هم همين است. مطمئن باشيد که فنجان به خودى خود تاثيرى بر کيفيت چاى ندارد. بلکه برعکس، در بعضى موارد يک فنجان گران قيمت و لوکس ممکن است کيفيت چايى که در آن است را از ديد ما پنهان کند. چيزى که همه شما واقعاً مى خواستيد يک چاى خوش عطر و خوش طعم بود، نه فنجان. امّا شما ناخودآگاه به سراغ بهترين فنجان ها رفتيد و سپس به فنجان هاى يکديگر نگاه مى کرديد. زندگى هم مثل همين چاى است. کار، خانه، ماشين، پول، موقعيت اجتماعى و .... در حکم فنجان ها هستند. مورد مصرف آنها، نگهدارى و دربرگرفتن زندگى است. نوع فنجاني که ما داشته باشيم، نه کيفيت چاى را مشخص مي کند و نه آن را تغيير مي دهد. امّا ما گاهى با صرفاً تمرکز بر روى فنجان، از چايى که خداوند براى ما در طبيعت فراهم کرده است لذت نمي بريم.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 1:39  توسط صادقیون  | 

دستان دعا كننده

اين داستان واقعي است و به اواخر قرن 15 بر مي گردد. در يك دهكده كوچك نزديك نورنبرگ خانواده اي با 18 فرزند زندگي مي كردند. براي امرار معاش اين خانواده بزرگ، پدر مي بايستي 18 ساعت در روز به هر كار سختي كه در آن حوالي پيدا مي شد تن مي داد. در همان وضعيت اسفباك آلبرشت دورر و برادرش آلبرت (دو تا از 18 فرزند) رويايي را در سر مي پروراندند. هر دوشان آرزو مي كردند نقاش چيره دستي شوند، اما خيلي خوب مي دانستند كه پدرشان هرگز نمي تواند آن ها را براي ادامه تحصيل به نورنبرگ بفرستد. يك شب پس از مدت زمان درازي بحث در رختخواب، دو برادر تصميمي گرفتند. با سكه قرعه انداختند و بازنده مي بايست براي كار در معدن به جنوب مي رفت و برادر ديگرش را حمايت مالي مي كرد تا در آكادمي به فراگيري هنر بپردازد، و پس از آن برادري كه تحصيلش تمام شد بايد در چهار سال بعد برادرش را از طريق فروختن نقاشي هايش حمايت مالي مي كرد تا او هم به تحصيل در دانشگاه ادامه دهد. آن ها در صبح روز يك شنبه در يك كليسا سكه انداختند. آلبرشت دورر برنده شد و به نورنبرگ رفت و آلبرت به معدن هاي خطرناك جنوب رفت و براي 4 سال به طور شبانه روزي كار كرد تا برادرش را كه در آكادمي تحصيل مي كرد و جزء بهترين هنرجويان بود حمايت كند. نقاشي هاي آلبرشت حتي بهتر از اكثر استادانش بود. در زمان فارغ التحصيلي او درآمد زيادي از نقاشي هاي حرفه اي خودش به دست آورده بود. وقتي هنرمند جوان به دهكده اش برگشت، خانواده دورر براي موفقيت هاي آلبرشت و برگشت او به كانون خانواده پس از 4 سال يك ضيافت شام برپا كردند. بعد از صرف شام آلبرشت ايستاد و يك نوشيدني به برادر دوست داشتني اش براي قدرداني از سال هايي كه او را حمايت مالي كرده بود تا آرزويش برآورده شود، تعارف كرد و چنين گفت: آلبرت، برادر بزرگوارم حالا نوبت توست، تو حالا مي تواني به نورنبرگ بروي و آرزويت را تحقق بخشي و من از تو حمايت ميكنم. تمام سرها به انتهاي ميز كه آلبرت نشسته بود برگشت. اشك از چشمان او سرازير شد. سرش را پايين انداخت و به آرامي گفت: نه! از جا برخاست و در حالي كه اشك هايش را پاك مي كرد به انتهاي ميز و به چهره هايي كه دوستشان داشت، خيره شد و به آرامي گفت: نه برادر، من نمي توانم به نورنبرگ بروم، ديگر خيلي دير شده، ‌ببين چهار سال كار در معدن چه بر سر دستانم آورده، استخوان انگشتانم چندين بار شكسته و در دست راستم درد شديدي را حس مي كنم، به طوري كه حتي نمي توانم يك ليوان را در دستم نگه دارم. من نمي توانم با مداد يا قلم مو كار كنم، نه برادر، براي من ديگر خيلي دير شده... بيش از 450 سال از آن قضيه مي گذرد. هم اكنون صدها نقاشي ماهرانه آلبرشت دورر قلمكاري ها و آبرنگ ها و كنده كاري هاي چوبي او در هر موزه بزرگي در سراسر جهان نگهداري ميشود. يك روز آلبرشت دورر براي قدرداني از همه سختي هايي كه برادرش به خاطر او متحمل شده بود، دستان پينه بسته برادرش را كه به هم چسبيده و انگشتان لاغرش به سمت آسمان بود، به تصوير كشيد. او نقاشي استادانه اش را صرفاً دست ها نام گذاري كرد اما جهانيان احساساتش را متوجه اين شاهكار كردند و كار بزرگ هنرمندانه او را "دستان دعا كننده" ناميدند.
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت 1:34  توسط صادقیون  | 

قورباغه ها

Once upon a time there was a bunch of tiny frogs.... Who arranged a running competition. روزی از روزها گروهی از قورباغه های کوچیک تصمیم گرفتند که با هم مسابقه ی دو بدند . The goal was to reach the top of a very high tower. هدف مسابقه رسیدن به نوک یک برج خیلی بلند بود . A big crowd had gathered around the tower to see the race and cheer on the contestants. ... جمعیت زیادی برای دیدن مسابقه و تشویق قورباغه ها جمع شده بودند ... The race began.... و مسابقه شروع شد .... Honestly,no one in crowd really believed that the tiny frogs would reach the top of the tower. راستش, کسی توی جمعیت باور نداشت که قورباغه های به این کوچیکی بتوانند به نوک برج برسند . You heard statements such as: شما می تونستید جمله هایی مثل اینها را بشنوید : SPAN style='font- size: 18pt; color: black;'> 'Oh, WAY too difficult!!' ' اوه,عجب کار مشکلی !!' 'They will NEVER make it to the top.' 'اونها هیچ وقت به نوک برج نمی رسند .' or: یا : 'Not a chance that they will succeed. The tower is too high!' 'هیچ شانسی برای موفقیتشون نیست.برج خیلی بلند ه !' The tiny frogs began collapsing. One by one.... قورباغه های کوچیک یکی یکی شروع به افتادن کردند ... Except for those, who in a fresh tempo, were climbing higher and higher.... بجز بعضی که هنوز با حرارت داشتند بالا وبالاتر می رفتند ... The crowd continued to yell, 'It is too difficult!!! No one will make it!' جمعیت هنوز ادامه می داد,'خیلی مشکله!!!هیچ کس موفق نمی شه !' More tiny frogs got tired and gave up.... و تعداد بیشتری از قورباغه ها خسته می شدند و از ادامه دادن منصرف ... But ONE continued higher and higher and higher.... ولی فقط یکی به رفتن ادامه داد بالا, بالا و باز هم بالاتر .... This one wouldn't give up! این یکی نمی خواست منصرف بشه ! At the end everyone else had given up climbing the tower. Except for the one tiny frog who, after a big effort, was the only one who reached the top! بالاخره بقیه ازادامه ی بالا رفتن منصرف شدند.به جز اون قورباغه کوچولو که بعد از تلاش زیاد تنها کسی بود که به نوک رسید ! THEN all of the other tiny frogs naturally wanted to know how this one frog managed to do it? بقیه ی قورباغه ها مشتاقانه می خواستند بدانند او چگونه این کا ر رو انجام داده؟ A contestant asked the tiny frog how he had found the strength to succeed and reach the goal? اونا ازش پرسیدند که چطور قدرت رسیدن به نوک برج و موفق شدن رو پیدا کرده؟ It turned out.... و مشخص شد که ... That the winner was DEAF!!!! برنده ی مسابقه کر بوده !!! The wisdom of this story is: Never listen to other people's tendencies to be negative or pessimistic. ... because they take your most wonderful dreams and wishes away from you -- the ones you have in your heart! Always think of the power words have. Because everything you hear and read will affect your actions! نتیجه ی اخلا قی این داستان اینه که : هیچ وقت به جملات منفی و مأیوس کننده ی دیگران گوش ندید... چون اونا زیبا ترین رویا ها و آرزوهای شما رو ازتون می گیرند چیز هایی که از ته دلتون آرزوشون رو دارید ! همیشه به قدرت کلمات فکر کنید . چون هر چیزی که می خونید یا می شنوید روی اعمال شما تأثیر میگذاره Therefore: پس : ALWAYS be.... همیشه .... POSITIVE! مثبت فکر کنید ! And above all: و بالاتر از اون Be DEAF when people tell YOU that you cannot fulfill your dreams! کر بشید هر وقت کسی خواست به شما بگه که به آرزوهاتون نخواهید رسید ! Always think: و همیشه باور داشته باشید : God and I can do this! من همراه خدای خودم همه کار می تونم بکنم Most people walk in and out of your life......but FRIENDS Leave footprints in your heart آدم های زیادی به زندگی شما وارد و از اون خارج میشن... ولی دوستانتون جا پا هایی روی قلبتون جا خواهند گذاشت.
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 1:28  توسط صادقیون  |