تبليغاتX
به یاد نژاد

به یاد نژاد

وبلاگ دانشجوی رشته علوم ارتباطات اجتماعی دانشگاه آزاد بندر عباس ورودی 85

چگونه در محل کار ابتکار عمل نشان دهیم

 

 

همه ی سال سخت کار کرده اید، و این سختی را برای رسیدن به موفقیت به جان خریده اید، و وقتی نوبت به بررسی عملکرد شما در کارتان می رسد، انتظار دارید رتبه بالایی نصیبتان شود. اما، باوجود دستاوردها و پیشرفت های عالی شما و اطمینانی که از موفقیتتان دارید، احساسی به شما می گوید که ممکن است به خاطر کمبود یک ویژگی مورد انتقاد قرار گیرید و آن ویژگی چیزی نیست جز ابتکار عمل و پیشقدم شدن برای کارهای جدید.

خیلی ها ابتکار عمل را رمز و راز می دانند چون نمی دانند که این ویژگی چطور سنجیده می شود یا مستلزم چه چیزهایی است. و متاسفانه این همان معیاری است که رئیستان وقتی می خواهد در ارزیابی پایان سال به کارمندانش رتبه بدهد، مد نظر قرار می دهد.

ابتکار عمل و پیشقدم شدن برای کارهای جدید معمولاً سوء تعبیر می شود چون ارتباطی با اهداف مربوط به عملکرد شما در جلسات کاری ندارد. ابتکار عمل یعنی یک نیاز را مشخص کرده و بعد برای سود شرکت درصدد ارائه ی راه حلی برای آن برآیید. هیچ جادویی در کار نیست. فقط باید برای پیشرفت و توسعه شرکت کمی مسئولیت پذیر باشید.

قبل از اینکه تلاشتان را آغاز کنید، از حسن نیتتان اطمینان یابید، یعنی به عبارت دیگر اطمینان پیدا کنید که واقعاً قصد کمک به شرکت، رئیس و همکارانتان را دارید.


ببینید کجا نیاز به ابتکار عمل دارد

چقدر با نیازهای شرکت و رئیستان آشنا هستید؟ آیا می دانید چه چیزهایی برای آنها اهمیت دارد؟

ابتکار عمل یعنی در جهت سود شرکت قدم بردارید، نه اینکه برای انجام کارهای بیهوده و غیرضروری وقت را هدر دهید. برای درک تفاوت آن، ببینید تاثیر یک عمل را روی عملکرد گروه، هدف یا موفقیت دراز مدت شرکت بسنجید.

اگر تشخیص دادید که تاثیر آن خیلی زیاد است، از خودتان سوال کنید چرا شرکت تابه حال روی آن سرمایه گذاری نکرده است. در بررسی این موضوع، ممکن است با دلایل مختلفی مواجه شوید—که بعضی از آنها خوب است و بعضی دیگر نه—که چرا تابه حال اقدامی در آن جهت صورت نگرفته است. بعضی از این دلایل عبارتند از:

زمان و منابع کافی در دسترس نبوده است

اگر دلیل این باشد، خود را برای کار و تلاش بیشتر آماده کنید و افراد هم فکرتان را نیز در آن جهت به کار گیرید.

اهمیت موضوع تابه حال درک نشده است

آیا تحلیل درستی از موضوع دارید؟ کمی دیگر باورها و ایده های خودتان را بررسی کنید.

یک راه حل یا راه کار بادوام وجود نداشته است

آیا در توانتان هست که یک دیدگاه تازه برای بررسی موضوع ارائه کنید؟

اجازه ی عمل داده نمی شده است

دلایل سیاسی بسیاری وجود دارد که چرا امور به فلان شیوه اداره می شود یا بعضی اعمال به طور کلی انجام نمی گیرد. گاهی این دلایل چندان خوب و قانع کننده نیستند اما گاهی هم می تواند هشداری باشد که دیگر به انجام آن کار اصرار نورزید.


اجازه بگیرید و بعد برنامه بریزید

باید اول موافقت رئیس را جلب کنید. انجام پروژه هایی که هیچوقت توسط بالادستان تایید نمی شود، هیچ فایده ای ندارد. یک طرح کلی از کاری که می خواهید انجام دهید تهیه کرده و در فرصتی مناسب آن را به رئیستان نشان دهید و درمورد آن مذاکره کنید.

وقتی توانستید حمایت بالادستانتان را جلب کنید، برای کارتان به دقت برنامه ریزی کنید. یک برنامه خوب با جزئیات کامل باید بتواند پاسخگوی سوالات زیر باشد:


چه کسانی کمک می کنند؟

از آنجا که این شما هستید که برای انجام این پروژه پیشقدم شده اید، باید بتوانید برای کارتان حمایت افرادی را کسب کنید، به ویژه اگر قرار باشد افرادی برای انجام کار وقت و انرژی اضافی بگذارند.

برنامه چطور پاسخگوی نیازهاست؟

یک تصویر کلی از پروژه دراختیار همه قرار دهید و در آن بازگو کنید که هدف این پروژه چیست و چطور باید انجام گیرد.

مسئولیت ها و اهداف کار چیست؟

هر فرد در اجرای پروژه چه نقشی دارد؟ موعد و فرجه ی انجام کار هر یک از این افراد تا چه زمانی است؟

موفقیت کار به چه صورت ارزیابی می شود؟

همه دوست دارند بدانند که پروژه چه زمان پایان می پذیرد، چه چیز نشانه ی شکست پروژه و چه چیز نشانه ی موفقیت آن است. شکست یا موفقیت کار چه نتایجی را به دنبال خواهد داشت؟

انتظارات چطور مدیریت می شود؟

آیا انتظارات از مدیریت شما کم است یا زیاد؟ اگر اینطور است، آنها چطور توجیه می شوند؟ اگر توقعات و انتظارات رئیستان پایین باشد، ممکن است پروژه تان چندان مهم به نظر نرسد. و اگر انتظارات رئیستان بالا هم باشد، ممکن است برآورده کردن آنها برایتان دشوار باشد و باعث ناامیدیتان شود.


از رئیستان کمک بگیرید

باوجود اینکه اجازه ی شروع و ادامه ی کار را از رئیس گرفته اید، اما باید بدانید که رئیستان هم عادات و اولویت های خاص خود را دارد. چطور میتوانید انتظارات و توقعات رئیستان را برآورده کنید؟

باید این فرصت را به رئیس بدهید که هر شرط و شروطی را که دوست دارد در راهکار نهایی بیاید، مطرح کند. سبک مدیریتی خودتان را نشان دهید اما به محدوده ی نیازهای رئیس هم احترام بگذارید.

از آنجا که شما برای انجام این پروژه پیشقدم شده اید، مطمئناً رئیس نیز در کارهایتان خیلی دخالت نمی کند. این شما هستید که باید بتوانید پروژه را تا انتها رهبری کنید و به نتیجه برسانید و توانایی هایتان را به بقیه ثابت کنید.


برنامه تان را اجرا کنید

زمانی می رسد که باید تردیدها را کنار گذاشته و برنامه تان را عملی کنید. با انجام دقیق و جزء به جزء نقشه، قادر خواهید بود برنامه را به خوبی پیش ببرید. هر کسی را که نیاز داشتید وارد پروژه کنید و به هیچ وجه برحسب اعتبار و درجه افراد مسئولیت ها را تقسیم نکنید. اجازه بدهید همه در مزایای پروژه باهم سهیم باشند.

عمکردهای شما در اجرای برنامه تان باید بر این مبنا باشد که شرکت را در وهله ی اول اهمیت قرار دهد و پیشرفت و ترقی خودتان درجه ی دوم را داشته باشد. بگذارید میل شما به سودرسانی و کمک به شرکت در اعمالتان هویدا باشد. همه خیلی راحت می توانند تشخیص دهند که کارهای شما از روی ظاهرسازی است یا نیتتان واقعی است.

به مرور زمان مدام امور پروژه را بررسی کنید و ببینید آیا برنامه تان به درستی پیش می رود و نتیجه ی دخواه به دست می آید یا نه. به عبارت دیگر ببینید آیا انتظارات همه برآورده می شود یا خیر.

کارهایی که هنوز نیاز به بررسی و انجام دارند را تعیین کنید و بر اساس برنامه پیش بروید. درصورت نیاز به فکر یک نقشه ی دوم باشید تا درصورت کار نکردن نقشه اول از آن استفاده کنید.


حاصل زحمات شما

پیشقدم شدن برای کارهای جدید مستلزم تلاش، همکاری، و صبر بسیار است. اما وقتی تصمیم می گیرید به رئیس یا همکارانتان کمک کنید، این اعمال ارزش معنوی بسیاری پیدا می کنند. این پیشقدم شدن و ابتکار عمل شما فوایدی نیز برایتان به دنیال خواهد داشت اما کارهایتان نباید از روی اجبار باشد.

پیشقدم شدن برای کارهای جدید به شما این فرصت را می دهد که مسئولیت پذیر شوید، با افراد جدید کار کنید و مهارت های تازه یاد بگیرید. و احتمالاً خواهید توانست در ارزیابی پایان سال رتبه ی خوبی به دست آورید

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 3:10  توسط صادقیون  | 

شناخت شخصیت افراد با نحوه کار کردن

 

اخیراً توجه بسیار زیادی به تست های شخصیت و ارزیابی رفتاری مبذول می شود.

خیلی از کارها برای تعیین افراد برای مصاحبه، موفقیت در جابه جایی های پستی، پیشرفت و ارتقاء کارمندان موجود، ارزیابی و تقویت مهارت های شنوایی و ارتباطی و کنترل واکنش های احساسی و مربوط به وجدان کاری، از چنین ابزارهایی استفاده میشود.
در این مقاله 5 الگوی شخصیتی را معرفی کرده و مباحثی را درمورد ارزیابی شخصیت یا تاثیر آن بر موفقیت، مطرح می کنیم.


5 بعد شخصیتی


مهمترین ابعاد شخصیتی افراد در محل کار در این 5 مدل دیده می شود:

درون گرایی/برون گرایی سازگاری و دلپذیری باز بودن و خلاقیت واکنش های طبیعی وجدان کاری
درون گرایی/برون گرایی


بعضی از افراد پرحرف، معاشرتی، و از نظر اجتماعی معتمد به نفس هستند.


آنها مردم را دوست دارند و اجتماع برایشان در مرکزیت قرار دارد. از بودن در تیم ها و گروه های مختلف احساس راحتی می کنند و از ارتباط وسیع و شدید با دیگران لذت می برند. سایر افراد، آرام، ساکت، کناره گیر، و ظاهراً خجالتی هستند. آنها ترجیح میدهند به تنهایی کار کنند و نیاز بسیار کمتری به ارتباط اجتماعی به هر شکل و نوع دارند. به این افراد درون گرا/برون گرا می گویند.


سوال مهمی که اینجا پیش می آید درمورد ارتباط اجتماعی در محل کار است: با همکاران و غریبه ها (که مشتریان و ارباب رجوع هستند). مردم می توانند در ارتباطات اجتماعی خود، پرانرژی، مشتاق و با روحیه و یا ترسیده و خسته باشند. راننده های کامیون که راه درازی را معمولاً طی می کنند، نویسنده ها، و باغبانان معمولاً افرادی درون گرا هستند، درحالیکه فروشنده ها، خدمه کشتی و هواپیما، و پذیرگر هتل افرادی برون گرا هستند.


دلپذیر بودن و سازگاری


برخی افراد شاد، خوش رو، گرم و همدل هستند درحالیکه سایرین سرسخت، بدخلق و ترشرو هستند.


این به سخت دل و نرم دل بودن برمی گردد؛ به حساسیت و علاقه به احساسات دیگران برمی گردد. این بعد سازگاری و دلپذیر بودن نام دارد. پرستاران، مددکاران اجتماعی، و معلمان دوره ابتدایی معمولاً افرادی نرم دل و دلپذیر هستند.


اما سازگاری و دلپذیر بودن وقتی یک مدیر دلپذیر بخواهد با کارمندان سرکش خود برورد کند، یک اشکال و نقص محسوب می شود. گرمی و مهربانی طبیعی آنها باعث میشود نتوانند به خوبی با این کارمندان برخورد کنند.


باز و خلاق بودن


برخی افراد کنجکاو، تخیلی و هنری هستند درحالیکه سایرین متمرکز و عمل گرا هستند.


این بعد، باز بودن درمقابل تجربه نامیده می شود. هر چه افراد بازتر باشند، بیشتر در معرض خستگی و ملالت قرار می گیرند. مطمئناً هیچکس یک خلبان خلاق که کارش ایجاب می کند ساعت ها در یک اتاق کوچک و تاریک بنشیند و به کامپیوترها زل بزند را دوست ندارید.


واکنش های طبیعی


بعضی افراد آرام، قانع و متین هستند. این افراد از نظر احساسی بسیار قوی هستند و تحت مشکلات و گرفتاری های ثابت و استوارند. سایرین خیلی سریع ناراحت می شوند، و عصبی ومضطرب هستند. واکنش های طبیعی به توانایی افراد برای کنار آمدن با فشارهای روحی و روانی اطلاق می شود.


همه شغل ها به نحوی با استرس و فشار روبه رو هستند. ضرب العجل های کاری، ارباب رجوع های عصبانی، درخواست های بالا، کارمندان تنبل، استانداردهای سخت کاری و ....


در حد نهایی، افرادی که نمیتوانند با این استرس ها و فشارهای کاری کنار بیایند، دچار بیماری های روان تنی، افسردگی و رفتارهای غیرمعقول و دمدمی مزاجانه می شوند. آنها به تهدیدی برای خودشان، همکارانشان و کارشان تبدیل می شوند.


وجدان کاری


و آخر از همه وجدان کاری است، اخلاقیات، پشتکار، و ملاحظات کاری است. برخی افراد سخت کوش، خویشتندار، و منظم هستند. سایرین نامنظم هستند، خیلی راحت حواسشان از کارشان پرت شده و غیرقابل اعتماد میباشند.


افرادیکه وجدان کاری دارند، خویشتندار هستند و درکارشان هدف و جهت دارند و د رمواقع لزوم همیشه برای کار کردن در دسترسند.


توصیه ها:

یک تحلیل و آنالیز کاری انجام دهید: ببینید چه کارهایی برای چگونه افرادی مناسب است و بعد به دنبال کسانی باشید که به بهترین صورت با این کار جور باشند. یک مطالعه ارزیابی ترتیب دهید: گروهی از کارمندانتان را تست کنید تا آنرا بعنوان محک و مبنایی برای استخدام کارمندان جدید قرار دهید
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 12:42  توسط صادقیون  | 

چگونه به خواسته های واقعی خود برسیم

 

براي اينكه به خواسته هاي خود برسيد ، بايد ابتدا ببينيد چه عواملي شما را از تلاش و كوشش در جهت رسيدن به هدف، باز مي دارند. كارهايي هست كه تا آخرين لحظه از انجام آنها خودداري مي كنيم.( مثلاٌ پرداخت ماليات). علتش آن است كه پرداخت ماليات، ممكن است بعداٌ حتي ما را دچار عواقب دردناكتري سازد.

اما همين كه 14 آوريل فرا مي رسد تمام ترديدها و تعللها از ميان مي رود ، زيرا نظر ما درباره آنچه كه مايه رنج يا لذت است عوض مي شود و متوجه مي شويم كه انجام ندادن عمل بمراتب دردناكتر از انجام دادن آن است.

براي ايجاد تغيير در زندگي ، مي توان از همين نكته استفاده كرد. در آينده بجاي اينكه از خود بپرسيد ( چگونه مي توان از انجام اين كار دردناك خودداري كرد ؟) بپرسيد ( اگر اكنون اين كار را نكنم ، در آينده به چه قيمتي برايم تمام خواهد شد ؟ ) نيروي رنج، مي تواند در خدمت شما باشد، به شرط اينكه از آن به صورت صحيح استفاده كنيد.

آيا ما نيز صرفاٌ نوعي حيوان هستيم و همچون سگ معروف پاولف، در مقابل تنبيه يا پاداش، عكس العمل نشان مي دهيم؟ البته چنين نيست. يكي از امتيازات بزرگ انسان بودن ، اين است كه مي توانيم خودمان تعيين كنيم كه از چه چيزي رنج يا لذت ببريم. به عنوان مثال، كسي كه دست به اعتصاب غذا مي زند، رنجي جسماني را تحمل مي كند و حتي ممكن است از كار خود لذت ببرد، زيرا اعتقاد دارد كه با جلب توجه جهانيان به هدف ارزشمند خود، نتايج مثبتي به دست مي آورد. همه ما داراي اين حق انتخاب هستيم. رمز موفقيت اين است كه ياد بگيريم تا از نيروهاي رنج و لذت به نفع خود استفاده كنيم. آيا در زندگي شما چيزي وجود دارد كه نسبت به آن رنجي غير ضروري احساس كنيد؟ آيا در مقابل آن ، صرفاٌ واكنش نشان مي دهيد، يا از حق انتخاب خود استفاده مي كنيد؟ آيا مي توانيد مركز توجه خود را تغيير دهيد و واقعه ظاهراٌ دردناكي را به فرصتي لذت بخش براي يادگيري، رشد، يا كمك به ديگران مبدل كنيد.

چيزهايي كه آنها را باعث رنج و يا مايه لذت مي دانيد، سرنوشت شما را شكل مي دهند. براي خلاصي از رنج و كسب لذت، هركسي الگوي رفتاري خاصي را فرا گرفته و از آن استفاده مي كند. بعضي ها به الكل ، مواد مخدر، و پر خوري پناه مي برند و يا با دشنام و اهانت ديگران را مي آزارند. بعضي ديگر از ورزش، يادگيري ، گفتگو، كمك به

ديگران و يا ايجاد دگرگونيها كسب لذت مي كنند.

الگوي رفتاري شما براي فرار از رنج و كسب لذت چيست؟

اين الگوها تاكنون چه تاثيري بر نحوه زندگي شما گذاشته است؟ فهرستي از شيوه هاي مور استفاده خود تهيه كنيد . هنگامي كه مي خواهيد از اوقات خود لذت بيشتري ببريد به تماشاي تلويزيون مي نشينيد؟ سيگاري روشن مي كنيد؟ مي خوابيد؟ آيا راههاي مثبت تري براي فرار از رنج و كسب لذت سراغ داريد ؟ در بيشتر مردم، ترس از زيان، قويتر از ميل به جلب منفعت است. اغلب افراد براي حفظ چيزهايي كه دارند، بيشتر حاضر به تلاش هستند تا براي تحقق آرزوها و روياهاي خود. دو حالت را در نظر بگيريد : حالت اول – در پنج سال گذشته يكصد هزار دلار اندوخته ايد و مي خواهيد آنرا از دستبرد و آفت حفظ كنيد. حالت دوم – طرحي در پيش رو داريد كه اگر آنرا اجرا كنيد ، ظرف پنج سال آينده يكصد هزار دلار بدست مي آوريد. براي كداميك از اين دو هدف ، حاضريد بيشتر تلاش كنيد ؟

وقتي در ديگران عظمتي را مشاهده مي كنيم، غالباٌ تصور مي كنيم كه آنها اصولاٌ خوشبخت هستند و استعداد يا موهبت خاصي به آنها عطا شده است . حقيقت، آن است كه اين افراد، از نيروها ومنابع انساني خود بهتر استفاده كرده اند، زيرا اگر تمام جوهر وجودي خود را ظاهر نمي كردند و همه توان خود را به كار نمي گرفتند ، دچار رنجي عظيم مي شدند. به عنوان مثال ، زندگاني ايثارگرانه مادرتراز ناشي از اين است كه وي رنجهاي ديگران را رنجهاي خود مي داند و لذا به كمك هركس كه در گوشه اي از دنيا رنج ببرد مي شتابد. بزرگترين لذت او در اين است كه آلام و دردهاي بشري را تخفيف دهد.

شما بيش ازهمه از چه چيزي رنج يا لذت مي بريد و اين موضوع ، چه نقشي در زندگي امروزيتان داشته است

اغلب الگوهاي ( خود اخلالي )ناشي از عواطف مختلط هستند و اين عواطف ، مسلماٌ مانع لذت و موفقيت ما در زندگي مي شوند.

مثلاٌ خيلي از مردم مي گويند كه خواهان وپول بيشتر هستند. اين افراد مسلماٌ داراي هوش و استعداد كافي هستند و مي توانن راهي براي افزودن بر دارائيهاي خود پيدا كنند. آنچه مانع اينافراد ميشود، عواطف مختلط ، يا ( شرطي شدن) هاي مختلط است. اين اشخاص ممكن است قبول داشته باشند كه پول فراوان، به معني آزادي وامنيت بيشتر و قدرت كمك به افراد مورد علاقه است. ليكن در عين حال، فكر مي كنند كه پول (زيادي) موجب

اسراف، ابتذال و تجاوز مي شود.

اگر روزي متوجه شديد كه داريد دو قدم رو به جلو بر مي داريد و يك قدم رو به عقب ، يقين بدانيد كه به صورت مختلط ، شرطي شده ايد؛ يعني رسيدن به هدف را هم باعث رنج مي دانيد و هم مايه لذت. آيا دچار عواطف مختلطي هستيد كه بر زندگيتان اثر گذاشته باشد ؟

آيا در زندگي شما چيزي وجود دارد كه بخواهيد آنرا بهتر بسازيد ( مثل وضعيت مالي يا روابط با ديگران) ولي به نظر برسد كه عاملي شما را به عقب مي كشاند و مانع اقدام مي شود؟

پاسخ خود را روي يك صفحه كاغذ بنويسيد و »گاه خطي عمودي در وسط آن صفحه رسم كنيد.

در ستون سمت راست، عواطف منفي و در ستون سمت چپ عواطف مثبتي را كه نسبت به آن داريد بنويسيد. آيا كفه سمت راست ، به سمت چپ مي چربد؟ آيا يك احساس منفي وجود دارد كه به تنهايي هم وزن تمام عواطف مثبت باشد؟ اين تعادل يا عدم تعادل ، چه نقشي در موفقيتهاي قبلي شما داشته است؟ در زير نور درخشان آگاهانه ، غالباٌ عواطف منفي قدرت خود را از دست مي دهند. آگاهي ، اولين قدم است. گاهي انسان بر سر دو راهيهايي قرار مي گيرد كه هر دو به رنج منتهي مي شود . به عنوان مثال ، بعضيها در زندگي زناشويي خود احساس بدبختي مي كنند . اما اگر از هم جدا شوند، تنها مي شوند و بيشتر احساس بدبختي خواهند كرد.در نتيجه هيچ كاري نمي كنند. و همچنان احساس بدبختي ميكنند!

بجاي اينكه احساس كنيد در دام افتاده ايد ، سعي كنيد از نيروي رنج به سود خود استفاده كنيد . ببينيد در گذشته و حال، چه كشيده ايد! رنج را با چنان شدتي احساس كنيد كه شما را واداربه عمل سازد و سرانجام ناچار شويدكه فكري براي وضعيت خود بكنيد. ما به اين حالت، ( آستانه احساس) مي گوئيم . به جاي اينكه انفعالي داشته باشيد و صبر كنيد تا اين حالت عاطفي اجتناب ناپذير به سراغتان بيايد،چرا آگاهانه و فعالانه آنرا در خود ايجاد نمي كنيد تا انگيزه اي قوي در شما بوجود آيد وسعي كني از همين امروز زندگي خود را بهتر سازيد ؟ استفاده از نيروي اراده هرگز كاري صورت نمي دهد و يا لااقل در دراز مدت شيوه اي غير موثر است . آيا تاكنون ، در زمينه اي – مثلاٌ در زمينه وضع جسماني خود – به آستانه احساس رسيده ايد؟ در چه مرحله اي دچار آن احساس شده ايد ؟ شايد با استفاده از قدرت اراده و گرفتن رژيم غذايي، باخويشتن به مبارزه پرداخته باشيد، اما البته هر نتيجه اي كه گرفته ايد جنبه موقت داشته است ،زيرا محروم كردن خويشتن از غذا ، هميشه دردناك است و مغز شما هرگز اجازه نمي دهد در شرايطي كه راه ديگري وجود داشته باشد ، دائماٌ رنج را تحمل كنيد .

پس چه بايد كرد؟راه حل آن است كه بجاي مبارزه با غرايز طبيعي ، حالت شرطي خود را نسبت به غذا عوض كنيد، تا اينكه ميل به غذا در شما كم شودوخوردن غذا ديگر لذتبخش نباشد، دائماٌ دردسرهايي را كه در اثر پرخوري كشيده ايد به خود يادآوري كنيد. پر خوري را رنج آور، و ورزش را امري لذتبخش تلقي كنيد تا به طور خودكار، در مسير صحيح بيفتيد.

يكي از تعريفهاي موفقيت از نظر من اين است: طوري زندگي كنيد كه دائماٌ احساس لذت فراوان كنيد و كمتر دچار رنج شويد، و با توجه به شرايط زندگيتان، كاري كنيد كه اطرافيانتان نيز طعم خوشي و لذت را بيشتر بچشند تا مزه رنج و سختي . براي انجام اين كار بايد از رشد فكري برخوردار باشيد و شوق كمك و خدمت در سر داشته باشيد.

با توجه به اين تعريف ، تاچه حد موفق هستيد؟ براي اينكه امروز ، از زندگي خود لذت بيشتري ببريد و يا باعث شويد كه نزديكانتان بيش از پيش از زندگاني خود بهره مند شوند، چه مي توانيد بكنيد؟

تعلل و عقب انداختن كارها، يكي از شايع ترين راههاي فرار از رنج است. اما اگر كاري را به تاخير بيندازيد، معمولاٌ نتيجه اش اين است كه بعداٌ به رنج و دردسر بزرگتري دچار مي شويد. چه كارهايي را قبلاٌبه تعويق انداخته ايد كه امروز بايد به آنها رسيدگي كنيد؟ صورتي از اين كارها را تهيه كنيد و آنگاه به پرسشهاي زير، پاسخ دهيد.

1 – چرا تاكنون اين كار را انجام نداده ام ؟ قبلاٌ چه رنجهايي را به انجام اين كار ، نسبت داده ام ؟

2 – اين الگوي منفي ، تاكنون چه سودي برايم داشته است ؟

3 – اگر اكنون اين رفتار را تغيير ندهم در آينده به چه قيمتي برايم تمام خواهد شد و چه احساسي خواهم داشت؟

4 – اگر هر يك از اين كارها را اكنون انجام دهم ، چه فوايد و لذتهايي برايم در پي خواهد داشت؟

شايد تاكنون برايتان اتفاق افتاده باشد كه پس از انجام كاري، با خود گفته ايد ( چطور چنين اشتباه احمقانه اي را مرتكب شدم ؟! ) و يا برعكس ، كاري را انجام داده و سپس فكر كرده ايد ( عجيب است! چگونه به انجام چنين كاري موفق شدم ؟ ).

چه عاملي سبب مي شود كه عملكردمان بد، و يا برعكس عالي باشد؟ اين موضوع، ارتباط چنداني با توانائيمان ندارد، بلكه اين حالت روحي و يا جسمي ما درهر لحظه است كه باعث مي شود افكار، اعمال، احساسات و يا عملكردهايي از ما سر بزند. اگر راز دستيابي به حالات روحي و عاطفي نيرومند را دريابيد، واقعاٌ مي توانيد دست به كارهاي شگفت آوري بزنيد. اگر در حالت صحيح روحي باشيد،بدون اينكه ظاهراٌ كوششي به عمل آوريد،

افكار و نظرات تازه اي در ذهنتان جريان مي يابد.

اگر همه روزه در شرايط بالاي روحي و فكري بوديد، چه كارهايي را مي توانستيد انجام دهيد ؟ فرهنگ جامعه ، صورتي از چيزهاي مطلوب را به همه ما فروخته است . به ما آموخته اند كه روزي ، پس از آنكه همه وقايع به شكل صحيحي اتفاق افتادند، سرانجام خوشبخت خواهيم شد. هنگامي كه همسر شايسته خود را يافتيم ...هنگامي كه بقدر كافي پول بدست آورديم... هنگامي كه از نظرجسمي در سلامت كامل بوديم... هنگامي كه فرزنداني

داشتيم...هنگامي كه بالاخره بازنشسته شديم. حقيقت آن است كه آنچه بدست مي آوريم، احساس خوشي و رضايت را در ما به وجود نمي آورند،مگر آنكه ياد بگيريم كه حالت ذهني خود را بسرعت عوض كنيم .از اين گذشته ، شما اين چيزها را براي چه مي خواهيد ؟ آيا غير ازاين است كه به اعتقاد شما همسر دلخواه ،فرزند،پول و غيره سبب مي شود كه احساس بهتري پيدا كنيد ؟ اما سرانجام ، پس از آنكه به چيزهايي كه مي خواهيد ،رسيديد، چه كسي احساستان را بهتر مي سازد؟ البته خودتان چنين مي كنيد.

پس چرامنتظريد ؟ هم اكنون اين كار را انجام دهيد!

آيا مي دانيد چگونه بايد حال خود را بهتر سازيد ؟ آيا امكان دارد كاري كنيد كه هم اكنون احساس خوشبختي كامل، هيجان و شوروشوق كنيد؟ مسلم است! كافي است كه مركز توجه خود را تغيير دهيد. آيا بخاطر مي آوريد كه زماني ، كار بزرگي انجام داده و خود را سرفراز و موفق احساس مي كرده ايد ؟ آن حالت را بطور روشن و زنده و با تمام جزئيات ، در نظر مجسم كنيد ... صداهايي را كه شنيده ايد به خاطر آوريد... ضربان قلب خود را احساس كنيد! مانند همان زمان نفس بكشيد ، همانطور قيافه بگيريد، و بدن خود را مانند آن موقع به حركت در آوريد . آيا، هيچ هيجاني در خود احساس نمي كنيد؟ آيا ممكن است هروقت كه دلتان بخواهد همين احساس رادر خود ايجاد كنيد ؟

در زندگي ، براي درك و تجربه هر چيزي راههاي گوناگوني هست . روح ما، مانند گيرنده اي است كه مي تواند برنامه هاي شاد ياغم انگيز مختلفي را پخش كند . در هر لحظه، مي توانيم دچار هر نوع احساسي كه مايليم ، بشويم. كافي است كه كانال صحيح را بگيريم . اين كار چگونه امكان پذير است ؟ براي تغيير فوري روحيه ، دو راه وجود دارد. راه اول آن است كه ذهن خود را به چيزديگري متوجه كنيم.

به يكي از درخشانترين لحظه هاي ز ندگي خود فكر كنيد. با بخاطر آوردن آن چه احساسي پيدا مي كنيد؟ذهن خود را مي توانيد متوجه چه چيز هايي ديگري بكنيد تا احساسي خوشايند و حالي خوب پيدا كنيد؟

براي تغيير فوري حالت روحي ، راه دومي هم هست كه فردا به آن مي پردازيم. تغيير مركز توجه ، فقط يكي از راههاي تغيير روحيه است . راه سريعتر و مؤثرتري هم هست و آن استفاده از شيوه هاي جسماني و يا به اصطلاح ، فيزيولوژيكي است. بيشتر مردم، هنگامي كه از روحيه خود ناراضي هستند و مي خواهند حال بهتري پيدا كنند ، به الكفل، غذا، سيگار، خواب، يا مواد مخدر متوسل مي شوند.بعضي ها هم راههاي مثبت تر نظير رقص، آواز، ورزش و يا عشقبازي را انتخاب مي كنند. هر يك از حالات روحي، با تغييرات جسماني مشخصي همراه است. افراد افسرده چه قيافه اي دارند؟ شانه هاشان فرو افتاده وسرشان پائين است. بطور كم عمق نفس مي كشند. عضلات چهره شان شل و قيافه شان بي تفاوت است . برعكس در مواقعي كه شاد و سر حال هستيم ، شانه هامان بالا است و حالت طبيعي دارد . سرمان را بالا نگه مي داريم و بطور كامل نفس مي كشيم . مي توانيم آگاهانه اين تغييرات رادر جسم خود به وجود آوريم و بلافاصله حالت روحي دلخواه را در خود ايجاد كنيم. بعضي ازكارهاي بسيار ساده، ممكن است نتايج بسيار بزرگي داشته باشد. اگر مي خواهيد حالت سرگرم كننده اي در خود ايجاد كنيد كه نتايج دور از انتظاري هم داشته باشد تمرين زير را انجام دهيد:

خود را مقيد كنيد كه در هفت روز آينده روزي پنج بار و هر بار روزي يك دقيقه در مقابل آينه قرار بگيريد و فقط نيش خود را گوش تا گوش به لبخند باز كنيد. اين كار، ممكن است در ابتدا كمي احمقانه به نظر برسد، اما وقتي روزي چند نوبت اين عمل را تكراركنيد، سلسله اعصابتان به طورمداوم تحريك مي شود تا احساسي از شادماني، بي

خيالي، شوخي و سادگي را در شما ايجاد كند. مهمترآنكه خود را نسبت به ( حال خوب)داشتن شرطي مي كنيد و عادت شادماني جسمي را در خود بوجود مي آوريد. پس هم اكنون يك دقيقه وقت صرف كنيد و اين كار را محض تفريح انجام دهيد! سن شخص، چندان به گذشت زمان بستگي ندارد، بلكه بيشتر به طرز فكر و وضع جسمي او

مربوط است. خيليها هستند كه سالهاي زيادي را پشت سر گذاشته اند ، اما هنوز شلنگ انداز راه مي روند و افكارشان هم هنوز خشك و غير قابل انعطاف نشده است. به عنوان مثال، در روزهاي باراني وقتي اشخاص مسن به گودال پر از آبي مي رسند، نه فقط آن را دور مي زنند، بلكه در تمام آن مدت شكوه وشكايت مي كنند و غر مي زنند! برعكس، كودكان ( وآنان كه هنوز دلشان جوان است ) به ميان آب مي پرند ، آب را به اطراف مي پاشند و خوش مي گذرانند . (گودال) هاي زندگي را وسيله شادماني قرار دهيد. هنگام راه رفتن ، پاهاتان حالت فنري

داشته باشد و لبخندرا فراموش نكنيد . به خوشرويي، شيطنت و سر زندگي اهميت بدهيد.

شما انسان زنده اي هستيد!

براي احساس خوب داشتن، به هيچ علت و دليلي نياز نيست!

براي اينكه زندگي پر مايه تري داشته باشيم ، بهترين راه، اين است كه دامنه عواطف و احساسات خود را وسعت دهيم. در هفته اي كه گذشت ، دچار چند نوع عواطف و احساسات گوناگون شده ايد؟ آنها را يادداشت كنيد. اكنون عواطفي را كه نوشته ايد ، بررسي كنيد. اگر تعداد آنها از 12 كمتر است، چند احساس دلپذير را به آنها بيفزاييد. بعضيها از ميان هزاران احساسي كه مي توانندداشته باشند، فقط چند مورد را تجربه كرده اند!

توجه داشته باشيد كه فقط با تغيير مركز توجه و يا تغيير حالت جسماني، مي توانيد قلمرو عواطف خود را گسترده تر كنيد. يكي از عواطف مثبت ودلپذير را بطور دلخواه انتخاب كنيد. طوري بايستيد ، حركت كنيد، قيافه بگيريد و سخن بگوئيد كه گويي دچار آن احساس هستيد . از تغييري كه بلافاصله در روحيه واحساستان پيدا مي شود لذت ببريد! شايد برايتان اتفاق افتاده باشد كه زماني از خشم ، ديوانه شده و يا احساس درماندگي و گرفتاري كرده باشيد و اكنون كه به گذشته خود مي نگريد، از اينكه بخاطرچه چيزهايي از جا در رفته ايد خنده تان بگيرد.همه ما اين جمله قديمي را از ديگران شنيده ايم كه ( يك روز، به ياد رفتار امروزت مي افتي و خنده ات مي گيرد ). يكي از استادان من به نام ريچارد بندلر يك بارگفت ( چرا صبر كنيم؟ چرا همين حالا خنده مان نگيرد ؟) اين كار را همين امروز امتحان كنيد . به چيزي بخنديد كه قبلاٌ آنرا تحمل ناپذير و عذاب آور مي دانستيد . آيا احساس نمي كنيد كه اوضاع برايتان قابل تحملتر شده است ؟

همسر شما قرار است تاكنون به منزل برگشته باشد؛ اما دير كرده است . چه فكري مي كنيد؟ نتيجه مي گيريد كه به وقت شناسي اهميت نمي دهد ؟ نگران مي شويد و فكر مي كنيد كه در بين راه، تصادف كرده است ؟ يا تصور مي كنيد كه بين راه توقف كرده است تا برايتان هديه اي بخرد ؟ احساسات ما بستگي به اين دارد كه فكرمان رامتوجه چه چيزي بكنيم . و نوع احساسمان به شدت بر عملها و عكس العملهاي ما اثر مي گذارد . بجاي اينكه فوراٌ نتيجه گيري كنيد، همه اطراف و جوانب را بسنجيد و حالات ممكن را در نظر بگيريد . آنگاه توجهتان را به حالتي جلب كنيد كه شما و اطرافيانتان را نيرومندتر سازد. براي درك نيروي تمركز و توجه ، بهترين مثالي كه مي توان ذكر كرد ، مسابقات اتومبيلراني سرعت است . وقتي اتومبيل شما منحرف مي شود و به سوي ديواره مي رود، عكس العمل طبيعي معمولاٌ اين است كه خواستان را به ديواره جمع مي كنيد تا با آن برخورد نكنيد . اما اگر توجهمان را به چيزي جلب كنيم كه از آن وحشت داريم ، بطور قطع همان بلائي از آن مي ترسيم ، به سرمان مي آيد .مسابقه دهندگان حرفه اي مي دانند كه به هر طرف توجه كنند ، اتومبيل بطور نا خواسته به همان طرف منحرف مي شود. به اين جهت اين رانندگان كه دائماٌ جانشان در خطر است سعي مي كنند به محض مواجه شدن با اين خطر،بجاي نگاه كردن به ديواره ، به جاده اصلي توجه كنند.

در زندگي نيز بيشترمردم بجاي چاره انديشي ، به بلاهايي فكر مي كنند كه نمي خواهند به سرشان بيايد. اگر با ترسهاي خود مبارزه كنيد ، ايمان و توكل داشته باشيد و نيروي تمركز خود راتحت انضباط در آوريد، اعمالتان بطور طبيعي شما رابه مسير صحيح هدايت خواهد كرد. اكنون ترس را رها كنيد و به چيزهايي توجه نمائيد كه واقعاٌ طالب آن هستيد ولياقت آنرا داريد.

حركت ، شور مي آفريند. اگر يك روز دلتان نخواست كه به پياده روي يا دو آهسته بپردازيد، چه مانعي دارد كه براي نرمش صبحگاهي و جست وخيز، از منزل خارج شويد ؟ اين حركات ، اثر نيرومندي بر تغيير روحيه دارد، زيرا:

1 – نرمش و جست وخيز ، ورزشي عالي است.

2 – فشاري كه بر بدن وارد مي كند ، كمتراز فشاري است كه در هنگام دويدن بر بدن وارد

مي شود.

3 – در هنگام جست وخيز، نمي توانيد از لبخند خودداري كنيد.

4 – رانندگان اتومبيلها نيز با ديدن شما لبخند مي زنند و سرگرم مي شوند.

مؤثرترين اه كنترل نيروي تمركز، استفاده از پرسش است. هر سؤالي كه از خود بكنيد، مغز پاسخي براي آن پيدا مي كند. به عنوان مثال، اگر بپرسيد ( چرا فلاني از من سوء استفاده مي كند؟)بي اختيار ذهنتان متوجه مواردي مي شود كه آن شخص ، سرتان را كلاه گذاشته است، خواه اصلاٌ اين موضوع حقيقت داشته يا نداشته باشد. اما اگر بپرسيد ( چگونه مي توانم اين مشكل را رفع كنم ؟ ( بدون ترديد به پاسخهايي مي رسيد كه نتيجه اش برداشتن قدمهاي مثبت است.

پرسش صحيح ، داري نيرويي است كه نمونه آن را مي توان در شرح حال يك كودك كتك خورده يافت . اين كودك كه در يك نزاع دبستاني ، از كودك بزرگتر از خود كتك خورده بود ، به منظور انتقام، تفنگي به چنگ آورد و به تعقيب آن كودك قلدر پرداخت . اما درست در لحظه اي كه ميخواست ماشه را بكشد به خودآمد و از خود پرسيد ( اگر ماشه

را بكشم چه اتفاق مي افتد؟) ناگهان تصويري از زندان و بلاهايي كه ممكن است بر سرش بياورند در نظرش مجسم شد . لوله تفنگ رابه طرف درختي گرفت و به آن شليك كرد. اين پسر بوجكسون بود . يك انحراف توجه، يك تصميم سنجيده و ناشي از مقايسه رنج و لذت ، باعث شد پسري با آينده اي نا معلوم ، به يكي از بزرگترين قهرمانان ورزشي مبدل شود.

امروز، چه پرسشهاي زندگي سازي مي توانيد از خود بكنيد؟

آيا كسي تاكنون به شما گفته اتكه ( آينده تان درخشان است؟) از شنيدن اين گفته چه احساسي پيدا كرديد؟ اگر مي گفتيد كه آينده تان تاريك است چطور؟ممكن است به شما بگويند ( نظرات شما به گوش خوش مي آيد) و يا ( طرح ما فرياد مي زند كه بايد اصلاح شود ). ممكن است درباره كسي گفته باشيد( از ديدنش چندشم مي شود.) و يا ( رفتارش واقعاٌ سرد است. )

هر دسته از اين كلمات، تاثيري متفاوت بر روي افراد دارد. كساني كه معمولاٌ از آينده روشن يا تاريك ، سخن مي گويند، از تعبيرات بصري استفاده مي كنند. بعضي ها به علائم شنيداري حساسترند،( به گوش خوش مي آيد. فرياد مي زند) و بعضي هم براي بيان مقصود از كلماتي استفاده مي كنند كه به حس لامسه مربوط است ( چندشم مي شود. واقعاٌ سرد است.) توجه شما معمولاٌ به كداميك از اين سه حس ، بيشتر است ؟

بعضي ها براي بهبود حالت روحي خود به سيگار، الكل، پرخوري، سوء استفاده از كارتهاي اعتباري و يا راههاي منفي ديگر پناه مي برند . آيا راههاي سالمتري هم براي ايجاد روحيه وجود دارد؟ چند دقيقه در اين باره فكر كنيد.

1 – براي اينكه رنجها را از خود دور كنيد و احساسات لذتبخشي را جايگزين آنها سازيد چه شيوه هاي مثبتي را مي دانيد؟ آنها را روي كاغذ بياوريد.

2 – راههاي تازهاي راكه قبلاٌ از آنها استفاده نكرده اي و به نظرتان مؤثر مي آيند به آنها اضافه كنيد. دست كم 15 شيوه را براي رفع دلتنگي ذكر كنيد و چه بهتر كه تعداد آنها را به 25 و يابيشتر برسانيد . اين تمريني است كه مي توانيد آنرا بارها تكرار كنيد تا سرانجام صدها راه سالم براي تغيير روحيه كشف نمائيد.

هنگامي كه در بزرگراه رنج و دلتنگي ، به مقصد شادي و لذت سفر مي كنيد، به كشف راههاي گوناگون و مثبتي بپردازيد كه مناظر اطراف را دلپذير سازد. بعضي از اين راهها را آزمايش كنيد:

آهنگهاي مورد علاقه خود را زمزمه كنيد ... به مطالعه چيزي بپردازيد كه مطالبش را بتوانيد بكار بنديد... به تماشاي يك فيلم كمدي و يا برنامه شاد تلويزيوني بپردازيد و بخنديد... چند طول استخر را شنا كنيد ... از صرف غذا با افراد خانواده، يا يكي از دوستان لذت ببريد... مدتي در وان آب گرم، استراحت كنيد... به خلق چند نظريه تازه بپردازيد... با فرد تازه اي آشنا شويد... لطيفه هاي بي مزه اي براي دوستان خود تعريف كنيد و بدانيد كه باز هم شما را دوست خواهند داشت... با همسر خود ، گرم و صميمانه گفتگو كنيد .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 17:36  توسط صادقیون  | 

10 راهكارجالب به خانم ها براي خانه تكاني ذهن

 

آيا شما هم جزء آن دسته از زنان هستيد كه هر چيزي را حداقل يك‌بار امتحان مي‌كنند تا آن‌را تجربه كرده باشند؟ يا برعكس بيشتر ترجيح مي‌دهيد سراغ كارهايي برويد كه حتما در آنها مهارت داريد و وارد هستيد؟ اگر پاسخ شما گزينه دوم است لذت و هيجاني را كه در انجام موارد تازه وجود دارد از دست مي‌دهيد.

به هر حال بايد به اين نكته توجه كنيد كه اگر واقعا مي‌خواهيد تمام زير و بم زندگي را تجربه كنيد هر از گاهي بايد به سراغ ريسك كردن برويد.

من ريسك كرده‌ام. 10 سال پيش من و شوهرم شغل پردرآمدمان را در يك شهر بزرگ رها كرديم و به شهر كوچك‌تري نقل مكان كرديم كه البته آينده شغلي چندان روشني در آن شهر نداشتيم. وقتي داخل هواپيما نشسته‌ بوديم و به سمت شهر مقصد حركت مي‌كرديم مردي همسفر ما بود كه مي‌گفت: <همه ماجراهاي خوب زندگي با ترس شروع مي‌شوند.>
او نوشته‌اي را كه از يك شخصيت بزرگ نقل شده بود به ما نشان داد: <شما در تجربياتي قدرت، شجاعت و اعتماد به نفس كسب مي‌كنيد كه در آنها از ترسيدن دست بكشيد.>

بعد از صحبت‌هاي آن مرد تصميم گرفتم خودم كاري مستقل داشته باشم و به‌عنوان نويسنده و اجرا كننده برنامه كمدي مشغول به‌كار شدم. حالا كه به گذشته نگاه مي‌كنم، مي‌بينم اين يكي از پر ريسك‌ترين كارهايي است كه تا به‌حال انجام داده‌ام و البته يكي از بهترين آنها. فكر مي‌كنيد چرا اكثر خانم‌ها چنين ريسك‌هايي نمي‌كنند؟ چون دائم چنين افكاري ذهنشان را پر مي‌كند: <اگر فلان كار را بكنم همه ميگن چقدر احمق است! به دردسر مي‌افتم، آخه من در فلان كار وارد نيستم!

دختر خوب هيچ‌وقت سراغ چنين‌كاري نمي‌ره...> بهتر است هر چه زودتر اين افكار منفي را از خودتان دور كنيد و براي تغيير رويه زندگي‌تان به اين نكات كاربردي توجه كنيد. اين طوري بهره بيشتري از زندگي خواهيد برد.
**************
)1 خودتان به تنهايي به جايي برويد. براي بسياري از خانم‌‌ها رفتن به اماكن عمومي به تنهايي سخت است مثلا تنها سينما نمي‌روند يا تنهايي پياده‌روي نمي‌كنند. تنها بيرون رفتن راهي‌ عالي براي كسب اعتماد به نفس است. اگر هم حس مي‌كنيد همه دارند به شما نگاه مي‌كنند، عصباني نشويد، شايد شهامت‌تان را تحسين مي‌كنند.

*************

)2 كاري را كه در آن چندان وارد نيستيد انجام دهيد. بهتر است از خودتان توقع بيش از حد نداشته باشيد. من در گذشته دونده ماراتن بودم و اين‌كار را بدون تجربه قبلي آغاز كردم. اين تجربه باعث شد در كاري كه مهارت نداشتم وارد شوم و به‌خوبي از عهده آن برآيم. اين مهارت به من اعتمادبه‌نفس داد تا ساير كارهايي را كه به موفقيت در آنها چندان هم مطمئن نبودم، امتحان كنم.

*************
)3 روزي را تعطيل كنيد و به كارهاي مورد علاقه بپردازيد. در اين زنگ تفريح يك‌روزه با كسي همراه شويد كه شغل يا كار او هميشه آرزوي شما بوده است. اگر خانم خانه‌دار هستيد از دوست‌تان كه در كار طراحي و دكور داخلي منزل تبحر دارد بخواهيد به منزل شما بيايد و با هم دكور خانه را عوض كنيد. اين روش به شما كمك مي‌كند مواردي از كارهاي مورد علاقه‌تان را ياد بگيريد. كارهايي كه هميشه آرزوي انجام آن را داشته‌ايد. ضمنا باعث مي‌شود براي كارهاي ديگران هم ارزش قائل شويد. حتي گاهي آدم‌ها به اين ترتيب شغل عوض مي‌كنند.

*************
)4 براي تعطيلاتي كه در پيش داريد برنامه‌ريزي كنيد. و ضمنا كاري را كه هميشه مي‌خواستيد انجام دهيد در اين تعطيلات انتخاب كنيد: كوهنوردي، مسابقه ورزشي، گشت‌وگذار به مكان‌هاي باستاني و... خلاصه هر كاري را كه قلبتان براي انجام آن مي‌تپد انجام دهيد.

*************
)5 ريسك اجتماعي را فراموش نكنيد. آيا از برقراري ارتباط مي‌ترسيد؟ پس اين‌كار را انجام دهيد و تا يك هفته هر روز با يك خانم غريبه ارتباط كوتاهي برقرار كنيد. مثلا در اتوبوس با خانمي كه كنارتان نشسته سر حرف را باز كنيد.
************
) 6 براي برقراري ارتباط با ديگران تلاش كنيد، آدم‌ها هر چه بزرگ‌تر مي‌شوند انجام اين‌كار برايشان مشكل‌تر است.

**************
)7 داوطلبانه كاري را انجام دهيد كه قبلا هرگز انجام نداده بوديد. آيا تا به‌حال در امور خيريه سرمايه‌گذاري كرده‌ايد؟ آيا كار ويرايش يك روزنامه را تجربه كرده‌ايد؟ آيا به پرسنل درمانگاه محله خودتان كمك كرده‌ايد؟ اگر از حصاري كه اطرافتان كشيده‌ايد بيرون بيائيد درهاي بيشماري به روي شما باز مي‌شود.

***************
)8 ريسك‌هاي جسماني را هم امتحان كنيد. البته منظور ما اين نيست كه بلايي بر سرتان بيايد و يا جانتان را در خطر قرار دهيد. اما محدوده جسماني خودتان را گسترش دهيد. به كوهنوردي يا كلاس شنا برويد. اگر كمي خودتان را از نظر جسمي بالا بكشيد نه تنها تناسب جسمي‌تان بهتر مي‌شود بلكه كمتر خودتان را از دنياي واقعي مخفي مي‌كنيد.

*************
)9 دوباره به تحصيل برگرديد. چرا فكر مي‌كنيد اگر با اين سن و سال به دانشگاه برويد، همه مسخره‌تان مي‌كنند؟ واقعيت اين است كه دانشجوها حتي براي كارهاي خودشان هم وقت ندارند چه برسد به شما. در ضمن اگر اين‌كار را انجام دهيد ديگران هم اراده و پشتكار شما را تحسين مي‌كنند.

***********
10)اولين حركت را شما انجام دهيد. شما براي اولين‌بار از دوست جديدتان دعوت كنيد براي صرف شام در يك رستوران شما را همراهي كند. شما براي اولين‌بار براي نامزدتان هديه بخريد و فكر نكنيد كه هميشه بايد آقايان اول پيش‌قدم شوند. البته انصافا آقايان در انجام ريسك‌هاي عاطفي بسيار ماهر عمل مي‌كنند اما شما هم بايد اين مهارت را ياد بگيريد.
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 17:35  توسط صادقیون  | 

چگونه هوش خود را افزایش دهیم

 

تحقيقاتي كه بر روي "آی کیو" افراد شاغل انجام شده است، نشان مي‌دهد كه ميزان آن بنا به شرايط موجود در طول روز كم و زياد مي‌شود. اگر مي‌خواهيد درجه هوش خود را بالا برید به نکات ذیل توجه فرمایید.

 

با قسمت دیگر مغز خود کار کنید

ما یاد گرفته ایم از یک قسمت مغز خود کار گرفته و از طرف دیگر کمتر کار می کشیم . بنا براین اگر راست دست هستید، با دست چپ خود کار کنید و یا برعکس، برای مثال می توانید با دست چپ مسواک بزنید و یا موهای خود را شانه کنید. آنطوری هم که فکر می کنید چنین کارهایی ساده نیستند ولی موجب می شوند اتصالات عصبی بیشتری در مغز ساخته شوند.

 

تعادل را در استفاده از تکنولوژی رعایت کنید

گلن ويلسون روانپزشك، در بيش از 80 آزمايش كلينيكي متوجه شد اشخاصی كه همیشه حواسشان متوجه تلفن، ايميل و پيام‌هاي فوری است، دچار كاهش "آی کیو" شده و این نقصان بيشتر از كسي است که موادمخدر مصرف كرده است . مقدار "آی کیو" اين افراد حدود 10 امتياز كاهش یافته كه برابر با كاهش "آی کیو" پس از يك شب بي‌خوابي و بيش از دو برابر مقداري است كه پس از کشیدن ماري‌جوانا حاصل مي‌شود. اين كاهش "آی کیو" در مردان بيشتر از خانم ها است. براي هوشيار باقي‌ماندن، بايد بر وسوسه چك‌كردن مداوم پيام‌هاي خود غلبه كنيد. به‌جاي اين كار، باید زمان خاصي در روز را براي چك‌كردن و پاسخ‌دادن به آنها در نظر گرفت .

 

کمبود خواب نداشته باشید

كمبود خواب در كاهش خلاقيت و هوشمندي بسيار موثر است و ميزان اشتباهات را افزايش مي‌دهد. آمار نشان مي‌دهد كه خوابیدن، با بازده كاري افراد نسبت مستقيم دارد. حدود 20 درصد از اشخاصی که کم خوابی دارند بر تاثير ات آن در تكرار اشتباهات و تعداد آنان تاكيد كرده‌اند.

گاهي اوقات اين اشتباهات بسيار فاجعه‌ آفرین هستند . تحقيقات دولتي در زمينه اشتباهات انساني در فاجعه انفجار شاتل فضايي چلنجر و حادثه نفتكش ـ ريزش نفت در دريا ـ نشان داد كه كمبود خواب، دليل اصلي بروز اين فجايع بوده است.

مغز به‌طور دقيق مي‌داند كه به چه مقدار خواب نياز دارد. ما در طول روز ، برای هر دو ساعت بيداري به يك ساعت خواب نياز داريم و اگر هر روز يك ساعت كمتر بخوابيم، دچار كسر خواب خواهيم شد. سعی کنید 8 ساعت خواب خود را حتما تامین کنید.

 

غذاي مغز خود را فراهم كنيد

تحقيقات، بر تاثير مثبت و شناخته شده رژيم غذايي سرشار از آنتي‌اكسيدان‌ها مانند ويتامين های C،E و بتاكاروتن و ويتامين‌هاي B روي حافظه موثر هستند.

اگر يك جلسه مهم صبحگاهي داريد، يك صبحانه پر پروتئين ميل كنيد تا ميزان سراتونين در بدنتان بالا رود. اين اسید امینه باعث بالا رفتن کارایی مغز می شود. اگر در بين روز احساس كسالت مي‌كنيد، ميزان سراتونين بدنتان را با كمي كربوهيدرات، مانند ميوه يا يك قطعه شكلات سیاه (نه شیر شکلات)، افزايش دهيد . همچنين مقدار زيادي آب بنوشيد. گاهي ميل زياد به مواد قندي، نشانه كمبود آب است .

 

ورزش كنيد

ورزش موجب سرعت‌گرفتن جريان خون و غذا‌ رساني به مغز مي‌شود. موادی كه در اين هنگام به مغز مي‌رسند، خلاقيت، سرعت عكس‌العمل و حافظه شما را تقويت مي‌كنند. تحقيقات نشان داده است كه افراد مختلف پس از انجام 25 دقيقه حركات نرمشی، در آزمايش خلاقيت امتيازات بيشتري كسب مي‌كنند و به‌همين ترتيب، افراد بي‌تحرك و سست، پس از مدتي پياده‌روي توانستند با افزايش 15 درصد حافظه، چند كار مختلف را در يك زمان به‌خوبي انجام دهند.

 

مغز خود را ورزش دهید

ورزش‌دادن به مغز بسيار مفيد است. مغز خود را براي آموختن زبان های خارجی، يادگيري سرگرمي های جدید و يا گفتگوهای دوستانه، به كار گیرید. اين كار سيستم جريان خون را تحريك كرده و اتصالات سلول‌هاي عصبي در مغز را تقويت مي‌كند. استفاده از روش‌هاي مختلف ياد‌سپاري هم، مغز را به فعاليت منظم وادار كرده و از كم‌شدن حافظه به‌دليل كهولت سن، جلوگيري مي‌كند .

رابرت گلدمن، نويسنده كتاب "تناسب مغز"، مطالعه كتب مشكل و چالش‌انگيز، حل‌كردن جدول و حتي شانه‌كردن مو و مسواك‌زدن به‌طور همزمان را تمرين‌هايي عالي براي مغز مي‌داند.

 

محبت کنید

يك دهه تحقيق در زمينه رفتارهاي مغز ثابت كرده است كه انتخاب افكار و احساسات خاص مي‌تواند به‌طور دائم شيوه كاركرد مغز را تغيير دهد. زماني كه شركت‌كنندگان در اين تحقيق، به عشق و محبت فكر مي‌كردند، مغزشان به شكل مداري سالم و سريع به كار مي‌افتاد.

بنابر اين تحقيق، احساسات نقش بزرگي در كارايي ذهن دارند و تنها ده دقيقه احساس عشق و محبت موجب مي‌شود كه شخص باهوش شود
 
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 17:33  توسط صادقیون  | 

چگونه با ديگران ارتباط بر قرار كنيم

 

یکی از مقوله های چالش برانگیز در دنیای مدرن کنونی نحوه ایجاد ارتباط با افرادی است که هر روز با آنان در تماس هستیم. این معضل شاید در دهه های گذشته تا بدین حد بحث برانگیز نبوده است، زیرا در جهان غیرصنعتی به علت رسوم و هنجــارهــای ویـــژه آن نظام ضرورت ارتباط گیری جزء لاینفک آن نظام نبود. اما در جهان صنعتی کنونی فعالیت های روزانه اجتماعی به راحتی امکان ایجاد ارتباطات نزدیک با سایر افراد را فراهم نمی کند. از همین رو، در جهان امروز مقوله ایجاد ارتباط با دیگران یکی از چالش های اجتماعی شده است. روانشناسان اجتماعی بر این باورند که فراهم نمودن شرایط مناسب برای گفت وگو یکی از راهکارهایی است که برای ارتباط گیری و به تبع آن برای گفتمان الزامی است، زیرا با بوجود آوردن بستر مناسب برای گفت و گو می توان به شرایط روحی، جسمی، و محیطی فرد مخاطب توجه کافی نمود، به گونه ای که این عوامل نه تنها باعث پیشداوری و یا قطع بحث نشوند بلکه شرایط مطلوب ترغیب کننده برای ادامه ارتباط ایجاد کنند. این گروه از روانشناسان توصیه می کنند برای تاثیر گذاری عمیق بر شخص مخاطب، جلسات بحث و گفت وگو ترجیحاً در محیط های سرسبز و آرام برگزار شود و در شروع گفت وگو از بیان موضوعهای اختلاف برانگیز خودداری گردد. از همین رو، زمانی که در یک محیط دلباز هستیم بهتر است نخست در مورد طبیعت و زیبایی هایی آن صحبت کنیم و به تدریج وارد بحث اصلی شویم. در ضمن برای گفت وگو در پیرامون یک موضوع باید اطلاعات کافی در مورد موضوع بحث و شناخت نسبی از مخاطب داشته باشیم. بی تردید حساس ترین مرحله ایجاد ارتباط، شیوه شروع نمودن موضوع اصلی گفت وگو است. بنابراین بعد از صحبت های مقدماتی، می توانیم با بیان کلماتی مانند «خب، از آن موضوع چه خبر» ، «بگو ببینم چطور شد؟» به بحث در موارد اختلاف نزدیک شویم، برای این منظور نه تنها مفاهیمی را که در ذهن خود داریم باید به طرف مقابل انتقال دهیم بلکه در مخاطب شوق و اشتیاق لازم جهت ادامه بحث ایجاد نمائیم. برای نیل به این هدف لازم است منافع شخص طرف مقابل را در هر حالت در نظر بگیریم و سعی نکنیم صحبت های ما واکنش منفی در او برانگیزد. چنانچه در شروع بحث احساس کردیم که مخاطب در حال مقاومت کردن است با همدردی و تشویق او به بازگو کردن نظرات خود، مقاومت او را در بیان دیدگاهش کاهش دهیم. به بیان دیگر باید متوجه شویم ذهنیت او اکنون چیست زیرا زمانی که ما بتوانیم از نظرات او باخبر گردیم با مطرح نمودن مواردی که او قصد پنهان کردنش را دارد می توانیم مقاومت منفی او را تقلیل دهیم. در ضمن باید سعی نمود در صحبت کردن از جنبه های مثبت شخصیت و رفتارهای اجتماعی مخاطب خود شروع کنیم. مهم نیست میزان این نقاط مثبت چقدر است بلکه آنچه که حائز اهمیت است این است که خصوصیات او برای ما تا چه میزان ارزش دارد. در این حالت ما می توانیم با برجسته کردن این نقاط مثبت، شخص را به سمتی که تمایل داریم هدایت کنیم. از این رو، می توان گفت شما خیلی انتقادپذیر هستید، در این حالت فرد ممکن است که نخواهد واکنش نشان دهد ولی تعبیری که ما از رفتارش می کنیم او را به تغییر رفتارش سوق می دهد. این رفتار نوعی تشویق به دگرگونی است که در گفت و گوها بسیار تأثیرگذار است. عامل دیگر برای ایجاد ارتباط با مخاطب، آگاهی از طرز تلقی او نسبت به ما است، زیرا باید از احساسی که فرد نسبت به ما دارد مطلع شویم و از این شناخت برای ادامه گفت وگو بهره بگیریم. باید بدانیم فرد تا چه حد به ما اعتماد دارد زیرا با شناخت این موضوع می توانیم از منافع او صحبت کنیم، زیرا زمانی که منافع خود را در نظر نمی گیریم و در عوض حق و حقوق مخاطب را به رسمیت می شناسیم، احساس آرامش به او دست می دهد، احساسی که فرد را به سوی پنداشت مثبت از روند گفت وگو سوق می دهد و درمی یابد که کسی پشتیبان او است و نمی گذارد به وی آسیبی برسد، به طوری که اگر یک قسمت بحث به ضرر مخاطب باشد آن را قبول می کند و هیچ اعتراضی نخواهد نمود. افزون بر این در ادامه بحث برای اینکه موضوع برای مخاطب روشن شود بهتر است مثال زنده ای در مورد خود بیان کنیم، برای مثال می توانیم یکی از مشکلات خود و یا مشکل یک فرد ثالث را که هر دو طرف می شناسند- البته با اجازه فرد ثالث- بازگو کنیم. این عمل باعث می شود که فرد مشکل خود را تنها مشکل دنیا تلقی نکند و با استفاده از راه حل هایی که دیگران برای غلبه بر مشکل خود در پیش گرفته اند راهی برای فائق آمدن بر دشواریهای خود بیابد. ایجاد پیوند عاطفی با مخاطب نیز یکی از موارد اساسی است که هنگام بحث باید بدان توجه نمود. برای ایجاد روابط احساسی و عاطفی با مخاطب باید در ضمیر ناخودآگاه خود او را دوست داشته و علاقه مند به حل مشکل او باشیم.
کارل که. راجرز که به خاطر کارهایش در روان درمانی شهرت دارد بر این باور است که برخی روابط در زندگی روزمره موجب افزایش کارکرد مطلوب روانی افراد می گردد. او می گوید برای یک ادامه بحث سالم باید به 3 اصل حیاتی توجه نمود: 1- پذیرفتن فرد بدون قید و شرط 2- همدلی و همدردی 3- صداقت و همرنگی. پذیرفتن فرد بدون قید و شرط به مفهوم قبول او با تمامی خصوصیات مثبت و منفی است. از همین رو، برای فراهم آوردن زمینه مناسب جهت ایجاد ارتباط باید مخاطب خود را با هر توان و شرایطی بپذیریم و هنگام بحث به جز موضوع گفت وگو به موارد دیگر توجه نداشته باشیم. در ضمن سعی شود با طرف گفت و گو همدردی کنیم، خود را در موقعیت او بگذاریم و احساسش را درک کنیم، گرچه احساس به سادگی انتقال دادنی نمی باشد اما با اندکی تلاش می توانیم خود را در جایگاه مخاطب قرار دهیم. بدیهی است این عمل بدین مفهوم نمی باشد که اگر فرد به اندازه ای ناراحت است که گریه می کند ما هم با او گریه کنیم، بلکه منظور این است که با غمگین شدن و تکان دادن سر با او همدردی نمائیم تا او مطمئن شود که به حرفهایش گوش می دهیم. برای موفقیت در ایجاد ارتباط با دیگران باید بخاطر داشت که صداقت و همرنگی ارکان اصلی فراهم نمودن زمینه مطلوب برای گفت و گوهاست. در این راستا باید مخاطب را مطمئن نمود که آنچه بیان می شود صادقانه و عاری از هرگونه ریا است. از این رو، در ارتباطات باید شرایط روانی مناسبی را پدید آورد که اعتماد و اطمینان در روند گفت و گو حاکم باشد . افزون بر این به مخاطب اطمینان دهیم که آنچه بیان می شود هیچ گاه برملا نمی گردد. ما باید آن چنان در این زمینه تمرین کنیم و جو اطمینان و اعتماد به وجود بیاوریم که حسن نیت ما برای مخاطب محرز گردد. یکی از نکات حائز اهمیت برای کسب اطمینان مخاطب اجتناب از هر گونه پیشداوری است. از همین رو، قبل از گفتگو نباید درباره مخاطب نظر دهیم و جهت گیری داشته باشیم، یا جمع بندی بحث را فقط از آن جنبه که خودمان می پسندیم ارائه دهیم. افزون بر راهکارهای بیان شده برای ایجاد ارتباط، عواملی دیگر در ارتباط گیری مؤثرندکه از این میان می توان به ارتباط غیرکلامی با مخاطب اشاره نمود. یکی از انواع ارتباط غیر کلامی با مخاطب تنظیم حالت بدن به هنگام گفت وگو است. برای مثال افراد هیجان زده گرایش دارند به هنگام بحث در وضعیت راحت و آسوده ای ایستاده یا بنشینند. دستهای این اشخاص به حالت باز هستند، اما هنگامی که عصبی و ناراحت اند، درحالتی ناآرام، با دستانی به هم فشرده و گره خورده ایستاده یا می نشینند. خم شدن به سمت جلو با حالتی که زاویه ملایمی دارد، نشانه علاقه مندی یا توجه به مخاطب است، تکیه به عقب و زاویه باز نسبت به جلو علامت بی علاقگی به ادامه گفت وگو است، خم شدن به سمت جلو همراه با حالت خودمانی و گشوده این پیام را به طرف مقابل القاء می کند که گوینده به صحبت خود ادامه دهد. تماس چشمی نیز یکی از راهکارها برای ارتباط گیری غیر کلامی است. هنگامی که کسی مشغول شنیدن است، در مقایسه با حالتی که مشغول صحبت کردن است، تماس چشمی بیشتری برقرار ساخته و آن را حفظ می کند. در ضمن زمانی که کسی طرف مقابل را دوست دارد تماس چشمی بیشتری با وی برقرار می کند. افزایش تماس چشمی (اما نه خیره شدن، زیرا ممکن است علامت مخالفت و عناد تفسیر شود) می تواند نشانه ای برای تشویق دیگری باشد. دوختن چشمها به کف اتاق می تواند علامتی باشد برای آن که مخاطب حرف خود را قطع کند. افزایش تماس چشمی نیز می تواند نشانه صمیمیت باشد، رفتار عاطفی که آمیزه ای است از علائم غیرکلامی مانند: لبخند و تبسم، حالت بدنی گشاده، نوازشگری (مثلاً گذاشتن دست بر روی شانه طرف مقابل)، تماس چشمی، متمایل شدن به جلو و سرتکان دادن (یک بار سرتکان دادن معرف توافق نظر است، سرتکان دادن دوره ای نشانگر علاقه، دوستی و میل به ادامه سخن از سوی دیگر است)، در واقع افرادی که از حرکات مذکور استفاده می کنند، در نظر دیگران از مهارت اجتماعی بیشتری برای ایجاد ارتباط برخوردارند. از این رو استفاده از علائم غیر کلامی در ایجاد ارتباط نقشی مؤثر و تاثیرگذار دارد. اگر به علائم غیرکلامی طرف مقابل توجه نمائید و تفسیری درست از حالت های او داشته باشید، می توانید پیام کلی آن فرد را کاملتر درک نمائید. زیرا به عنوان یک شنونده، زبان بدنی شما پیام هایی را به گوینده انتقال می دهد و از این طریق می توانید اعتماد در مخاطب پدید آورید چنین استنباطی با استفاده از حالت بدنی آرام، تمایل به سوی جلو، تماس چشمی خوب و تکان دادن سر در حین گفت و گو به دست خواهد آمد. به بیان دیگر، یکی از مهارت های ایجاد ارتباط توانایی خوب رفتارکردن با مخاطب است. افزون بر این شما اگر بخواهید مطمئن شوید که زبان بدنی شما به جای تقویت، موقعیت شما را در گفت و گو تضعیف نکند، باید آهنگ صدایتان را به هنگام بحث آرام نمائید و تماس چشمی خوبی با مخاطب برقرار کنید.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 18:32  توسط صادقیون  | 

10 قدم به سمت خوش‌اخلا‌ق شدن

 

سلامت - 1)برجسته‌سازي موارد مثبت. به بخش‌هايي از زندگي‌تان فكر كنيد كه خوب پيش مي‌روند، نه آنهايي كه شما را آزار مي‌دهند.

2)موفقيت‌هاي گذشته را مرور كنيد. قبل از ايجاد انگيزه در خودتان براي پيشبرد بيشتر امور در آينده، آنچه انجام داده‌ايد را به خودتان يادآور شويد.

3)عبادت كنيد. انجام امور ديني و مذهبي، بيشترين تاثير را بر رهايي از اضطراب و افسردگي دارد.

4)به موزيك گوش دهيد. با توجه به اين كه شكل‌هاي بسياري از خلاص‌شدن از حالات بد وجود دارد، اين كار حداقل و به‌طور موقتي، يكي از رايج‌ترين و موثرترين موارد براي تقويت خلق و خو است.

5)خودتان را درمان كنيد. اغماض‌ها و گذشت‌ها (بزرگ يا كوچك) مي‌توانند هنگامي كه احساس مي‌كنيد پايين افتاده‌ايد، شما را بالا بكشند. آنها موجب مي‌شوند كه شما احساس خاص و ويژه كنيد.

6)داوطلب بشويد. كارهاي داوطلبانه و فعاليت در خيريه‌ها، احساس بهتربودن را به ما مي‌دهند.

7)ورزش از بهترين راه‌هاي تغيير حالت بد انسان، افزايش انرژي و كاهش فشار و استرس است.

8)رفتار شاد داشته باشيد. لبخند‌زدن و داشتن چهره شاد موجب از بين رفتن مشكلات نمي‌شود اما به بهبود حالت و خلق كمك مي‌كند.

9)تاكيدتان بر آينده باشد. اگرچه نمي‌توانيد گذشته را دوباره بنويسيد اما مي‌توانيد از آن درس بگيريد. تصميم بگيريد كه دفعه بعد، بهتر و سخت‌تر كار كنيد.

10)براي افسوس خوردن، حدي را قايل شويد. به خودتان بگوييد: <امروز صبح درباره خودم احساس تاسف مي‌كنم اما امروز بعد از ظهر به زندگي‌ام توجه خواهم كرد و مسائل صبح را كنار مي‌گذارم.>

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 8:29  توسط صادقیون  | 

تحليل شخصيت زير دوش حمام

 

شيوه دوش گرفتن اشخاص مي‌تواند اطلاعات زيادي را در خصوص نوع شخصيت‌تان بگويد. براي بعضي‌ها ممکن است تنها پنج دقيقه زمان لازم باشد اما براي بعضي ديگر اين زمان به بيش از 20 دقيقه مي‌رسد. استيون اسکچر، روان‌شناس آمريکايي معتقد است هر کاري که ما انجام مي‌دهيم بازتابي از شخصيت واقعي ما است و حمام نيز جايي اختصاصي است که ما در آنجا آزاد هستيم تا خودمان باشيم بنابراين عادات حمام کردن مي‌تواند حاوي اطلاعات مفيد شخصيتي باشد.

حمام نتيجه‌گرايان
معمولا حمام کردن افراد فعال 6 تا 10 دقيقه طول مي‌کشد. ليف زدن، شامپوي سر، آبکشي موها و سپس ماموريت تمام مي‌شود. اگر در اين گروه قرار داريد ويژگي شما اين است که هميشه در انجام کارها به دنبال يافتن راه حل سريع و مناسب هستيد. شما دقيقا مي‌دانيد که چه کاري مي‌خواهيد انجام دهيد و کار خود را با کيفيت انجام مي‌دهيد. شما فردي هدف‌گرا هستيد و شخصيتي از نوع شخصيت
A داريد. افراد داراي اين شخصيت افرادي هستند که خونسرد نيستند، زمان برايشان بسيار مهم است، بعضي مواقع در ارتباط با موقعيت خود احساس عدم امنيت مي‌کنند، حس رقابت دارند، پرخاشگر هستند، معمولا چند کار را با هم انجام مي‌دهند و معتاد به کار مي‌شوند و کمترين تاخير در انجام کارها هم آنها را ناراحت مي‌کند.


حمام نمايشي‌ها


حمام جايي است که شما از قيد و بندهاي خود رها مي‌شويد و درون خود را آشکار مي‌سازيد. مثلا گاهي ممکن است شما وانمود کنيد که بطري شامپو ميکروفون است و صداي شرشر آب صداي کف زدن و تشويق است. شما در روياي اجراي يک نمايشنامه هستيد و تنها مي‌توانيد پشت درهاي بسته آن را به نمايش بگذاريد. به گفته اسکچر اين گونه افراد شخصيت جالبي دارند، اما پشت درهاي بسته بيشتر احساس امنيت مي‌کنند.


حمام در جستجوي آرامش


شما حمام کردن را بيش از حد طبيعي دوست داريد، چون حمام کردن به شما انرژي را که مي‌خواهيد مي‌دهد. درست مانند اين است که شما بخواهيد دوباره خود را شارژ کنيد. براي شما حمام کردن مثل نوشيدن يک فنجان قهوه است در اين صورت شما از جمله افرادي هستيد که هميشه نياز به نيروي کمکي از بيرون دارند. چه اين نيروي کمکي والدين‌تان باشد يا معلم‌تان يا رئيس‌تان. شما هيچگاه خودتان شروع نمي‌کنيد اما با کمک ديگران مي‌توانيد به هدف برسيد.
حمام خيالبافان
شما چه به فکر ثبت اختراعي باشيد يا فکر حل مشکلات روزمره خود باشيد، اگر خيالباف باشيد، از آن دسته افرادي هستيد که مشتاق هستند زماني را به تفکر اختصاص دهند. شما آدم خيال بافي هستيد و اين خيال‌بافي را بيشتر زير دوش انجام مي‌دهيد. حمام براي شما جايي است که به روياهايتان فکر مي‌کنيد و البته در برخي افراد بهترين افکاردرحمام به ذهن آنهاخطورمي‌کند
+ نوشته شده در  شنبه نهم شهریور 1387ساعت 23:28  توسط صادقیون  | 

اصول زندگی من

 

هرگز به خاطر منافع ،شهوت، آز و جاه و ... ،ایمانم را فراموش نمی کنم.اصولم را

 

فراموش نمی کنم و به آنها وفادارم!

 

هیچ مانعی نیست.مصلحت فریبی بیش نیست.

 

ترس و کوتاهی بی معنی ست.جایی که اصولت را آفریده ای و این اصول در جانت

 

ریشه کرده.جایی که زندگی ،برای همین اصول است.جایی که پدیده های زندگی

 

بهترین یاد آور این اصول اند.

 

من با اصولم زندگی می کنم و همین اصول،به زندگی ام امید و روحی تازه می

 

بخشند...

 

 

اصول زندگی من:

 

1-عشق

2- راستی

3- صلح

4-آزادی و رهایی

5-گفت و گو

6-کثرت گرایی

7-گذشت

8-تجربه گرایی

 

 

عشق،محبت.چه زیباست اگر زندگی و ارتباط انسان ها بر اساس عشق و محبت

 

باشد.در عشق همه چیز هست.گذشت،ایثار،دوست داشتن،صمیمیت، راستی

 

و...عشق زنده گی می بخشد.Love Is All

 

 

راستی.چه آرامشی.چه حس پاک و دلنشینی ست راستی.جایی که چیزی برای

 

پنهان کردن نداری.جایی که آزادانه زندگی می کنی  و از آزادی و رهایی لذت می

 

بری...

 

صلح.همزیستی مسالمت آمیز.همه مشکلات با حسن نیت طرح شود.جنگی

 

نیست.دشمنی نیست.همه دوست و برادرند.در صلح هر مشکلی قابل حل است.در

 

صلح عشق هم می تواند به درستی نقش آفرینی کند.

 

 

 

آزادی و رهایی.همه آزادند.هر کسی آزاد است که به هر گونه ای که دوست دارد

 

زندگی کند.زیبایی در همین آزادی ست.ولی در این آزادی حقوق دیگران نباید زیر

 

پاگذاشته شود.

 

 

 

 

گفت و گو.گفت و گو بسیار مفید است.هر مشکلی با گفت و گو قابل حل است.گفت

 

و گو یعنی روشنی نقاط تاریک.گفت و گو باید بر اساس محبت و حسن نیت باشد.

 

 

 

کثرت گرایی.پذیرش عقاید مختلف.هر کسی دنیایی دارد و در آن دنیا زندگی می

 

کند.بهتر است به عقاید مختلف احترام بگذارم.با همه با احترام و محبت برخورد کنم و

 

انعطاف پذیر باشیم.مغرور نباشیم.روی افکار خود پافشاری نکنیم و بدانیم که ممکن

 

است در اشتباه باشیم.

 

 

گذشت.چه زیباست بخشش و گذشت.چه زیباست اگر انسان برای اعمال قدرت،به جای نفرت و

 

دشمنی و خشونت،گذشت کند.و در گذشت، قدرت را تجربه کند و لذت ببرد.

 

 

تجربه گرایی.تجربه و رها زیستن چه زیباست... هر مشکلی یا سوالی باید با تجربه

 

شخصی حل شود.باید تجربه کنیم تا به درک درستی برسیم.
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 15:24  توسط صادقیون  | 

چگونه مردم را به خود جذب کنیم

 

 

در ده ثانيه نشان دهيم كه براي خود كسي هستيم .

يكي از دوستان من به نام كارن در حرفة خود كه تزيين و مبلمان خانه هاست بسيار ماهر و مورد قبول است . همسر او نيز به همان اندازه در كار خودش كه ارتباطات است ، شهرت قابل توجهي دارد . آنها دو پسر كوچك دارند .

در محيط كار همه مطيع كارن هستند و براي نظراتش ارزش قائلند . او در اين زمينه فردي سرشناس است .

با اين حال هميشه از اين مسئله شكايت دارد كه وقتي مي خواهد در مشكلات كاري همسرش به او كمك كند ، يا وقتي درمسائل مربوط به مدرسة بچه هايش شركت كند ، هيچ كس به حرف هاي او اعتنا نمي كند .

او يكبار از من پرسيد : « چه طور ميت وانم در يك جمع مورد توجه واقع شوم ، طوري كه بتوانم نظر افرادي كه مرا نمي شناسند به خود جلب كنم يا حداقل آدم جالبي به نظر برسم ؟ » روش هايي كه در اين بخش آمده ، به شما كمك مي كند تا به اين هدف دست يابيد . شما مي توانيد با استفاده از اين روش ها ، درنظر هر كسي ، فردي خاص باشيد . و در هر جمعي نظرها را به خود جلب كنيد ، حتي اگر درآن جمع فردي بيگانه و ناآشنا باشيد .

بياييد ، از لبخند زدن شروع كنيم .

افراد موفق مي دانند يكي از قوي ترين سلاح ها لبخندشان است ، به همين دليل كاري مي كنند ، با اين شيوه بيشترين تأثير را بر بيننده بگذارند .

لبخندهاي كوتاه و مصنوعي ، امروزه كاربرد چنداني نداردو در هزارتوي دنياي امروزديگر هيچ تأثيري را بر جاي نمي گذارد .به رهبران بزرگ دنيا ، كساني كه سخنراني هاي اساسي ، ايراد مي كنند ، يا صاحبان شركت هاي معتبر و مشهور نگاه كنيد . هيچ يك از آنها را در حال لبخند زدن نمي بينيد . افراد با نفوذ و نامي نيز در همة طبقات اجتماعي ، اين چنين اند ، ولي وقتي خطوط لبخند بر چهره هاي شان نقش مي بندد ، آن قدر قدرتمند عمل مي كند .و كه دنيا را به لبخند زدن وا مي دارد .





راهكار 1

لبخند اثر بخش

وقتي مي خواهيد با كسي سلام و احول پرسي كنيد ، ابتدا لبخند نزنيد ، چون ارزش لبخندتان را از بين مي بريد . سعي كنيد ،لحظه اي به صورت او خيره شويد ، سپس مكث كنيد .

وضعيت روحي او را به طور كامل بررسي نماييد .

آن گاه با لبخندي عميق ، گرم و سرشار از توجه و علاقه به او نگاه كنيد ، لبخندي كه چشمان تان را هم فرا گيرد .

اين لبخند مانند موجي گرم و گيرا ، مخاطب شما را دربر مي گيرد .

با اين تأخير كوتاه مخاطب شما احساس مي كند كه اين لبخند ، صادقانه و فقط متعلق به اوست .

زبان نگاه

چشمان شما مانند مواد منفجره ، مي توانند احساسات مردم را به تكاپو و هيجان وا دارند . افراد موفق مي دانند كه نگاه هاي عميق و طولاني مي توانند بسيارمفيد باشند ، بخصوص ميان دو جنس مخالف . در كارهاي اداري ، حتي زماني كه طرف مقابل از احساسات عاشقانة شما آگاه نيست ، زبان و نگاهي نيرومند مي تواند تأثيري عميق و نافذ بر زن و مرد بگذاريد . اين نوع نگاه توأم با ادراك و احترام ، احساسات دروني شما را القاء خواهد كرد .



راهكار 2 -براي زنان

زبان نگاه

فكر كنيد ،چشمان تان با شيريني لذيذ و دلنشيني به چشمان مخاطب تان چسبيده است .

حتي بعد از پايان سخنان تان نيز به نگاه هاي تان ادامه دهيد . لازم است سويي ديگر را بنگريد ، اين كار را به آهستگي و بدون جلب توجه انجام دهيد ، آخرين چسبندگي هاي شيريني را آن قدر بكشيد تا سرانجام تمام شود .



راهكار 3 - براي مردان

زبان نگاه

هنگام حرف زدن با مردان ، ازروش نگاه هاي پرنفوذ استفاده كنيد . ولي زماني كه مي خواهيد دربارة مسائل شخصي صحبت كنيد ، از نگاه هاي كوتاه تري استفاده كنيد . تا مخاطب تان احساس نكند مورد تهديد قرار گرفته يا منظور شما را به درستي درك نكرده است .

ولي در برخوردهاي روزمره ، ارتباط چشمي خود را به تدريج افزايش دهيد و وقتي با زني همكلام شديد ، ازاين شيوه بيشتر استفاده كنيد .

اينك روش مهمي را مطرح مي كنيم كه باعث مي شود شما فرد پر منزلتي جلوه كنيد .

از دندان هاي خود بياويزيد

افراد موفق در زندگي با اطمينان عمل مي كنند . با عتماد به نفس حركت مي كنند . هميشه لبخندي توأم با غرور بر لب دارند . هيچ ترديدي به خود راه نمي دهند . طرز رفتار شما نشان مي دهد كه شما مرد يا زني هستيد كه برجشته و ممتاز بودن ، عادت ذاتي شماست . به اين روش تجسمي ، كه طرز سلوك شما را همچون فردي موفق آشكار مي شازد ، توجه كنيد . من آن را با اين عبارت مي خوانم : با دندان هاي خود بياويزيد .

راهكار 4

با دندان هاي خود بياويزيد

فرض كنيد ، يك گيرة آهنين كه در سيرك با دندان از آن آويزان مي شوند به چهار چوب دري كه مي خواهيد از آن عبور كنيد آويخته باشند . آن را با دندان مي گيريد ، و در حالي كه محكم در ميان دندان هاي خود نگاه داشته ايد ، شما را به بالاترين نقطه مي رساند . وقتي از دندان هاي خود آويزان باشيد ، همة عضالت شما در بهترين حالت خود كشيده مي شوند .

حالا آماده ايد تا مردم را در جايي كه مي خواهيد به خود جذب كنيد ، يا كارهاي روزانة خود را انجام دهيد ، يا آن جا كه تنها فرد مهمي به نظر برسيد ، فرود بياييد .

تكيه گاه بچه هاي بزرگ باشيد

نخستين واكنش شما در برابر فردي كه براي اولين بار او را ملاقات مي كنيد ، ذهنيتي به وجود مي آورد كه تمامي روابط شما در ان شكل مي گيرد . اگر از كسي كه تازه با او آشنا شده ايد چيزي مي خواهيد ، بايد به او ثابت كنيد كه خاص بودنش رادرك مي كنيد .

شيوه اي كه در اين جا به آن اشاره مي كنيم ، به شما قدرتي مي بخشد تا بتوانيد هر چه را از ديگران مي خواهيد ، به سادگي به دست آوريد . من اين روش را تكيه گاه بچه هاي بزرگ مي نامم .

راهكار5

تكيه گاه بچه هاي بزرگ شويد

اين نقطة اتكا را در اختيار هر كسي كه ملاقات مي كنيد ، قرار دهيد . درست در لحظه اي كه به شخص جديدي معرفي مي شويد

به او پاداش دهيد . همان لبخحند گرمي را كه به بچة بازيگوشي كه از روي پاهاي شما جست و خيز مي كند ، مي زنيد و همان توجهي را كه نسبت به او داريد ، در مورد آشناي جديد خود دلنشين دهان بي دندان بچه را از او تحويل بگيريد . وقتي فرد جديد ، بتواند كاملاً به شما تكيه كند ، يعني شما خاص بودن او را درك كرده ايد !

در ده ثانيه نشان دهيم كه براي خود كسي هستيم ، درون هر كسي كودكي نهفته و براي اين كه شما قدر و منزلت او را درك كنيد ، گهوارة خود را به لرزه در آورد .

دوست قديمي سالم

اگر مي خواهيد مردم به شما علاقه مند شوند ، بايد به آنها نشان دهيد ، چه قدر دوست شان داريد ! وقتي به دوستي ، قديمي مي رسيم ، بدون كمترين تأملي ، سرشار از گرمي و محبت با او روبه رو مي شويم . ناخودآگاه خنده بر لب هايمان مي نشيند . حلوتر مي رويم . نگاه هاي مان مهربان و دوستانه مي شود . و سرانجام براي در آغوش گرفتنش ، به سويش مي شتابيم . ولي اغلب وقتي با فردي نا آشنا روبه رو مي شويم ، با خجالت يا بي تفاوتي احساس ناخوشايندي را به او منتقل مي كنيم كه باعث سردي رابطه مي شود .

به اين شيوة تجسمي ، توجه كيند . با بكارگيري اين روش مطمئناً ، در نخستيم ملاقات با هر كسي ، برخورد گرمي را با او خواهيد داشت .



راهكار 6

دوست قديمي سلام

وقتي با كسي برخورد مي كنيد تصور كنيد دوست قديمي شماست و ازاين كه فرازو نشيت زندگي ، شما رامدت ها از هم دور كرده ناراحت بوده ايد ، ولي حالا خدا را شكر مي كنيد كه اين ديدارسبب شده تا به دوست خود برسيد !

تجسم اين تجربة لذتبخش ، زنجيره اي از واكنش هاي مطلوب را درشما ايجادمي كند ، از باز شدن ناخودآگاه گرة ابروها گرفته تا حالت قرار گرفتن انگشت هاي پا ويا هر چيزي كه سبب بروز عكس العمل مي شود .

اينك روش هايي را كه به شما كمك مي كنند تا بتوانيد درنظر همه جلب توجه و خوش برخورد جلوه كنيد را ياد گرفته ايد ، ولي كار هنوز تمام نشده است . علاوه براين كه مي خواهيد مورد علاقه و اقع شويد ، بايد مورد اعتماد ، باهوش و داراي اعتماد به نفس باشيد . سه شيوة بعدي به شما كمك مي كنند تا با اين اهداف دست يابيد .

حركات حاكي از بي قراري بروز ندهيد

در برخورد با ديگران ، اگر مي خواهيد مورد اعتماد واقع شويد ، همة حركات ناشيانه و غير ضروري خود را سركوب كنيد . حركات حاكي از بي قراري اين احساس را درمخاصب شما ايجاد مي كند ، كه در جايي ، مرتكب اشتباه شده ايد يا دروغ مي گوييد .

اين شيوه ، شما را ياري مي دهد ، تا كاملاً قابل قبول و مورد اعتماد به نظر برسيد .



راهكار 7

حركات غير ضروري را حذف كنيد


وقتي با كسي صحبت مي كنيد به خارش بيني تان كه مي خارد ، وزوز گوش تان كه صدا ميكند يا درد پاي تان ، توجهي نكنيد . وول نزنيد ، به خود نپيچيد ، و يا جايي از بدن تان را نخارائيد . از همه مهم تر اين كه دست هاي خود را از صورت تان دور نگاه داريد . حركات دست در نزديگي صورت و حركاتي ازاين قبيل موجب مي شود شنونده در صحت حرف هاي شما ترديد كند.



كانال سكوت را انتخاب كنيد

اگر مي خواهيد در نظر مردم فردي باهوش جلوه كنيد ، به دقت به آنها بنگريد ، سعي كنيد احساس شان را دربارة حرف هايي كه مي زنيد ، درك كنيد و پاسخ خود را مطابق با آن فراهم كنيد .

نيازي نيست كه زبان اشارات را به طور كامل بياموزيد . شما از طريق كسب تجربه و گذر زمان با مهارت هاي رفتاري و ديداري آشنا خواهيد شد . اغلب مردم مي دانند ، اگر مخاطب بي توجهي كند يا جاي ديگري را نگاه كند ، به اين معني است كه حرف هاي گوينده برايش جالب نيست . وقتي مخاطب قادر به تحمل حضور شما نباشد ، با دست كشيدن به پشت گردن خود واكنش نشان خواهد داد . وقتي مخاطب به شما احساس برتري كند . با دست هايش بازي خواهد كرد . پس ياد بگيريد ، هر وقت مخاطب تان خسته شد و شروع به بروز عكس العمل كرد ، بي درنگ ، كانال سكوت را انتخاب كنيد .



راهكار 8

كانال سكوت را انتخاب كنيد

سعي كنيد هميشه در دو جهت سخن بگوييد : احساس خود را بيان كنيد ، در حالي كه مراقب واكنش مخاطب تان نيز هستيد . به اين ترتيب ، حركت بعدي خود را مطابق با آن طراحي كنيد و همه خواهند فهميد كه شما حواس تان جمع است و از هيچ چيزي غافل و بي خبر نيستيد و در نتيجه آدم باهوشي به نظر خواهيد رسيد .

همه چيز را قبلاً تجربه كنيد

كارشناسان معتقدند اگر قبل از انجام كاري ، رفتار خود را در ذهن مجسم كنيم ، صداها را در ذهن خود بشنويم و نوع حركات را مرور كنيم ، مي توانيم آن فعاليت را بسيار مؤثرتر انجام دهيم . استفاده از قوة تخيل و تجسم در كارها ، در انجام هر عملي مؤثر خواهد بود ، از جمله در حرفه هاي ارتباطي . به اين روش تجسمي كه در انجام همة فعاليت ها مؤثر است ، توجه كنيد . اين روش را قبل از رقتن به مهماني ها ، سمينارها يا جلسات مهم به كار ببنديد . همة آنچه را كه قرار است ، اتفاق بيفتد قبلاًَ در ذهن خود مجسم كنيد .



راهكار 9

همه چيز را قبلاً تجربه كنيد

خود را به جاي فرد برتري كه مورد پسند شماست ، قرار دهيد و مثل او بودن را تمرين كنيد . خود را درحالي مجسم كنيد كه از دندان هاي تان آويزان شده ايد ، با همه دست مي دهيد ، لبخند مؤثر و خوشايندي بر لب داريد ، و از عملكرد چشمان گيرا يا زبان نگاه استفاده مي كنيد . صداي خود را بشنويد كه به راحتي با همه گپ مي زنيد . از برتري و در اوج قرار گرفتن تان و اين كه ديگران را مجذوب خود كرده ايد ، لذت مي بريد .

خود را به صورت همان فرد برتري كه مورد قبول تان است ، مجسم كنيد . خواهيد ديد كه همه چيز خودبه خود و همان طور كه مي خواهيد پيش مي رود .

مردم دو دسته اند :

يك دسته آنهايي كه وقتي وارد اتاقي مي شوند ،

مي گويند : « خب ، من اين جا هستم »

و دستة دوم ، كساني كه وقتي وارد اتاقي مي شوند ، مي گويند : « آه تو اين جا هستي

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 17:23  توسط صادقیون  |