مقدمه
یکی از رشته های مطرح در سطح دنیا که از دیدگاه تجاری و علمی امروزه بیش از پیش برای خود جایی جایگاهی کسب کرده و مورد توجه قرار گرفته است ؛ رشته علوم ارتباطات اجتماعی است. هر چند در گذشته نیز ارباب رسانه و به معنای خاص آن صاحبان روزنامه ها و روزنامه نگاران مورد توجه واثر گذار در جریان های سیاسی ، فرهنگی ،اقتصادی و اجتماعی بوده اند و بعد صاحبان شبکه های تلویزیونی و بنگاه های خبری نیز به آن افزوده شده اند.
اما امروزه ارتباط در ماهواره و اینترنت – کلاً رسانه – محدود نمی شود بلکه بصورت یک علم کاربردی و مورد نیاز جامعه در دانشگاه ها تدریس می گردد . در دانشگاه آزاد اسلامی واحد بندرعباس نیز رشته "علوم ارتباطات اجتماعی" با گرایش "روزنامه نگاری" تاسیس و در حال حاضر تعدادی از دانشجویان در حال تحصیل این رشته هستند.
تعریف مساله
با خود اندیشیدم در دنیای ما آدم ها چگونه می توان افراد را شناخت یا بر اساس شناخت از هم تفکیک کرد؟
اجازه دهید محیط کوچکتری را در نظر بگیریم تصور کنید در دانشگاه آزاد واحد بندرعباس نشسته اید و به دانشجویانی که رفت و آمد می کنند می نگرید . آیا از ظاهر افراد یا وسایلی که همراه آنان است می توان رشته تحصیلی شان را حدس زد ؟ ممکن است در مورد عده ای بتوانیم چنین کنیم مثلاً دانشجویی که وسایل نقشه کشی به همراه دارد را دانشجوی عمران یا معماری بنامیم که در اینصورت احتمال 50% خطا داریم اما آیا می توانیم دانشجویی که ماشین حساب به همراه دارد را دانشجویی رشته مهندسی بدانیم؟ اینجا احتمال صحت حدس ما ناچیز است چرا که هر دانشجویی ممکن است زمان امتحان ریاضی یا آمار ماشین حساب به همراه داشته باشد حال به سوال اصلی می رسیم:
بر همین مبنا آیا می توان گفت
« هر دانشجویی که روزنامه و مجله به همراه دارد دانشجویی روزنامه نگاری است ؟»
می بینید که در اینجا و با مشاهده به هیچ نتیجه قابل اطمینانی دست پیدا نمی کنیم پس روش دیگری را انتخاب می کنیم. تصمیم می گیریم از دانشجویانی که روی نیمکت های مختلف نشسته اند یا در بوفه و سلف هستند با طرح پرسش هایی رشته تحصیلی شان را حدس بزنیم توجه کنید که دراینجا می خواهیم بدانیم با پاسخ هایی که به پرسش های ما می دهند می توانیم آشنایی شان به پرسش های ما می دهند می توانیم آشنایی شان با رشته خاصی را متوجه شویمیا خیر.
می پرسیم: اگر جدول آلیاژ ها را بخواهیم کجا را بگردیم ؟ می گوید:نمی دانم، من حقوق می خوانم.
می پرسیم: اگر قانون مطبوعات را بخواهیم کدام کتاب را بخوانیم ؟
پاسخ : نمی دانم !
آیا اولین نتیجه ما حاصل شده است ؟ به این ترتیب انتظار داریم که هر دانشجو اطلاعات و آشنایی کامل و کافی از متن و حواشی رشته خود نداشته باشد.
پس اولین قسمت پرسش ما شکل می گیرد :
چه قدر ، به چه میزان ، چه اندازه
دانشجویان را محدود به یک رشته می کنیم تا نتایج قابل مقایسه داشته باشیم.
به طبقه دوم ساختمان آموزشی و گروه علوم ارتباطات می رویم . دانشجویان از کلاس خارج شده اند و آماده کلاس بعد هستند :
شما « شهروند امروز» را می خوانی ؟
پاسخ: « شهروند امروز » چی هست ؟
برایش توضیح می دهم مجله ای هفتگی است می گوید نمی دانستم
فکر می کنم قسمت دیگری از سوال ما شکل گرفته است اینکه:
دانشجوی رشته روزنامه نگاری تولیدات حوزه رشته خود را بخواند ؟ خیر .
قدم پیشتر آن است که این تولیدات را بشناسد بعد از آن بینیم آن چه را شناخت می خواند یا نه . نکته دیگر اینکه آیا آنچه را که اکنون می شناسد می خواند ؟ پس سوال ما میزان آشنایی و مطالعه را به عنوان ورود به پرسش یافته است . آیا می توانیم آنچه را از طرح این پرسش ها در می یابیم به سایر دانشجویان رشته علوم ارتباطات در دیگر دانشگاه های کشور تعمیم دهیم ؟ هر چند می توان از آن استفاده هایی کرد اما قطعاً نمی توان آن را ـ حتی در صدی از آن راـ به سایر شهرها و واحدهای دانشگاه آزاد و دانشگاه های سراسری خصوصاً دانشگاه تهران یا علامه طباطبایی تعمیم داد پس با افزودن مکان تحقیق به سوال قدمی پیش می نهیم
تولیدات حوزه روزنامه نگاری چیست ؟
این پرسش بقدری کلی است که می توان موارد بسیاری را برای آن ذکر نمود با (ربط و بی ربط )، عکس هنری ، عکس خبری ، مجله ، روزنامه ، وبلاگ و ... برای اینکه دامنه تحقیق را محدود کنیم از مستقیم ترین و پررنگ ترین اثر یک روزنامه نگار که مطالب چاپ شده است استفاده می کنیم. بله مجله یا روزنامه. این بخش را بیشتر نمی شکافیم مایلیم بدانیم زمانی که از مجله یا روزنامه نام می بریم تصویری که در ذهن مخاطب روزنامه نام می بریم تصویری که در ذهن مخاطب شکل می گیرد؛ چگونه است ؟ آیا او در ذهن خود مجله و روزنامه را براساس قطع چاپ آنها تفکیک و طبقه بندی کرده یا براساس دوره انتشار . پس وقتی بصورت کلی از او می پرسم مجله و روزنامه می خواند دقت می کنیم که این کلمات را ابتدای کدام عناوین استفاده می کند . مجله « شهروند امروز» روزنامه « کیهان »
احتمالاً پرسش ما آماده است اما مایلیم قدری شیرینی هم به آن اضافه کنیم مثلاً وقتی از شما بپرسند روزنامه می خوانید ممکن است پاسخ دهید بله « ایران» می خوانم.
پرسش بعدی : « صبح ساحل» می خوانید؟
پاسخ : نه ! چی هست ؟
- نشریه محلی استان هرمزگان
- خیر من ساکن شیراز هستم
- - « خبر جنوب » می خوانید؟
- – بله هر روز صبح
-
از این گفتگو می توان نتیجه گرفت:
1-هر چند فرد مورد نظر دانشجوی بندرعباس است اما نشریات محلی استان را نمی شناسد .
2- هر چند دانشجویی این رشته با نشریه محلی استان محل تحصیل خود آشنا نیست اما کلاً با نشریات محلی بیگانه نیست چون نشریه محلی شهر سکونت خود را می شناسد بهر حال او را در کدام دسته باید طبقه بندی کرد؟ به نظر نگارنده این مورد در طبقه کسانی است که با نشریات محلی آشنایی ندارند چون محدوده جغرافیایی مورد تحیقیق ما « بندرعباس » است. به یک هصاحبه دیگر توجه کنید:
- شما روزنامه می خوانید ؟
- بله
- آخرین برای که نیویورک تایمز خواندید کی بود؟
- نیویورک تایمز ؟ تا حالا نخوانده ام من روزنامه های ایرانی را می خوانم مثل « همشهری» « اعتماد » و ...
برای اینکه از میزان آشنایی و مطالعه کسانی که مطبوعات خارجی را نیز در لیست خود دارند آگاه شویم آن را به پرسش خود افزوده ایم و به این ترتیب :
در اینجا چند اصطلاح را تعریف می کنیم :
مطبوعات : به هر آنچه منتشر می شود اعم از مجله ، روزنامه ، ویژه نامه به جز کتاب و فارغ از قطع چاپ و دوره انتشار در این پژوهش مطبوعات می گوییم .
مطبوعات محلی : آنچه در سطح استان هرمزگان منتشر می شود بجز آگهی نامه ها
مطبوعات ملی : آنچه در تهران چاپ می شود و روزنامه ها و مجلات و نشریات سراسری کشور نام دارد .
نشریات بین المللی : آنچه که در خارج از کشور به زبان های غیر فارسی منتشر می گردد .