تبليغاتX
به یاد نژاد

به یاد نژاد

وبلاگ دانشجوی رشته علوم ارتباطات اجتماعی دانشگاه آزاد بندر عباس ورودی 85

مغایرتهای زمان ما

ما امروزه خانه های بزرگتر اما خانواده های کوچکتر داریم؛ راحتی بیشتر اما زمان کمتر

مدارک تحصیلی بالاتر اما درک عمومی پایین تر ؛ آگاهی بیشتر اما قدرت تشخیص کمتر داریم

متخصصان بیشتر اما مشکلات نیز بیشتر؛ داروهای بیشتر اما سلامتی کمتر

بدون ملاحظه ایام را می گذرانیم، خیلی کم می خندیم، خیلی تند رانندگی می کنیم، خیلی زود عصبانی می شویم، تا دیروقت بیدار می مانیم، خیلی خسته از خواب برمی خیزیم، خیلی کم مطالعه می کنیم، اغلب اوقات تلویزیون نگاه می کنیم و خیلی بندرت دعا می کنیم

چندین برابر مایملک داریم اما ارزشهایمان کمتر شده است. خیلی زیاد صحبت می کنیم، به اندازه کافی دوست نمی داریم و خیلی زیاد دروغ می گوییم

زندگی ساختن را یاد گرفته ایم اما نه زندگی کردن را ؛ تنها به زندگی سالهای عمر را افزوده ایم و نه زندگی را به سالهای عمرمان

ما ساختمانهای بلندتر داریم اما طبع کوتاه تر، بزرگراه های پهن تر اما دیدگاه های باریکتر

بیشتر خرج می کنیم اما کمتر داریم، بیشتر می خریم اما کمتر لذت می بریم

ما تا ماه رفته و برگشته ایم اما قادر نیستیم برای ملاقات همسایه جدیدمان از یک سوی خیابان به آن سو برویم

فضا بیرون را فتح کرده ایم اما نه فضا درون را، ما اتم را شکافته ایم اما نه تعصب خود را

بیشتر می نویسیم اما کمتر یاد می گیریم، بیشتر برنامه می ریزیم اما کمتر به انجام  می رسانیم

عجله کردن را آموخته ایم و نه صبر کردن، درآمدهای بالاتری داریم اما اصول اخلاقی پایین تر

کامپیوترهای بیشتری می سازیم تا اطلاعات بیشتری نگهداری کنیم، تا رونوشت های بیشتری تولید کنیم، اما ارتباطات کمتری داریم. ما کمیت بیشتر اما کیفیت کمتری داریم

اکنون زمان غذاهای آماده اما دیر هضم است، مردان بلند قامت اما شخصیت های پست، سودهای کلان اما روابط سطحی

فرصت بیشتر اما تفریح کمتر، تنوع غذای بیشتر اما تغذیه ناسالم تر؛ درآمد بیشتر اما طلاق بیشتر؛ منازل رویایی اما خانواده های از هم پاشیده

بدین دلیل است که پیشنهاد می کنم از امروز شما هیچ چیز را برای موقعیتهای خاص نگذارید، زیرا هر روز زندگی یک موقعیت خاص است

در جستجو دانش باشید، بیشتر بخوانید، در ایوان بنشینید و منظره را تحسین کنید بدون آنکه توجهی به نیازهایتان داشته باشید

زمان بیشتری را با خانواده و دوستانتان بگذرانید، غذای مورد علاقه تان را بخورید و جاهایی را که دوست دارید ببینید

زندگی فقط حفظ بقاء نیست، بلکه زنجیره ای ازلحظه های لذتبخش است

از جام کریستال خود استفاده کنید، بهترین عطرتان را برای روز مبادا نگه ندارید و هر لحظه که دوست دارید از آن استفاده کنید

عباراتی مانند "یکی از این روزها" و "روزی" را از فرهنگ لغت خود خارج کنید. بیایید نامه ای را که قصد داشتیم "یکی از این روزها" بنویسیم همین امروز بنویسیم

بیایید به خانواده و دوستانمان بگوییم که چقدر آنها را دوست داریم. هیچ چیزی را که می تواند به خنده و شادی شما بیفزاید به تاُخیر نیندازید

هر روز، هر ساعت و هر دقیقه خاص است و شما نمیدانید که شاید آن می تواند آخرین لحظه باشد

اگر شما آنقدر گرفتارید که وقت ندارید این پیغام را برای کسانیکه دوست دارید بفرستید، و به خودتان می گویید که "یکی از این روزها" آنرا خواهم فرستاد، فقط فکر کنید ... "یکی از این روزها" ممکن است شما اینجا نباشید که آنرا بفرستید!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 12:38  توسط صادقیون  | 

راز اعداد2

 

 

● هشت عدد اول ديگر می‌تواند به وسيله تغيير يك رقم از 13 توليد شود.{11, 17, 19, 23, 43, 53, 73, 83} نخستين بار پرچم امريكا 13 ستاره و 13 خط داشت كه نشان دهنده تعداد مستعمرات اصلی اين كشور بود. ● عدد 13 كوچكترين عددی است كه ارقام آن در پايه چهار معكوس 13 است. ( 13 در پايه چهار 31 است.) رويه‌ی بيضوی روی اعداد گويا كه دارای نقطه‌ی گويا از مرتبه‌ی 13 باشد موجود نيست. ● 2^13= 19+...+8+7 ● عدد 2^13توسط مربعات مجزای اعداد 1 و 2 و 3 و 4 و 5 و 6 بيان می‌شود. ●طولانی ترين ركورد پرواز يك جوجه 13 ثانيه است. سيزدهمين روز از فروردين شايد تنها بهانه‌ايی باشد برای گذر از ازدحام شهر و رفتن به طبيعت، اما خوب می‌دانيم اينبار نيز از نحوست 13 فرار می كنيم. اما 13 برای شما تنها ياآور نحسی آن است؟ عدد اول است. معكوس عدد 2^13 عددی اول است. ● ELEVEN + TWO = TWELVE + ONE(عبارت فوق تحريفی از حل معادله‌ی 13 است.) ● 13كوچكترين عدد اولی است كه از مجموع مربعات دو عدد اول مجزا يعنی 2^3+2^2 بدست می آيد. ●اقليدس و ديافانتی هر كدام 13 كتاب نوشته‌اند. با به كار بردن نخستين سه عدد اول داريم : 13="5+3^2 ●فيلم" 13 نوامبر" ، آلفرد هيچكاك هيچگاه به پايان نرسيد. ●مجموع نخستين 13عداد اول برابر 13 امين عدد اول است. ●رساله 13 جلدی Almagestبزرگترين كار بطلميوس بود. قضيه‌ی رياضی را با توجه به حركتهای ماه ،خورشيد و سياره ها را فراهم ساخت. مجموع باقی مانده های حاصل از تقسيم عدد 13 برنخستين اعداد اول تا 13 برابر 13 است. ● 13كوچكترين عدد اولی است كه مجموع ارقام آن مربع است. ●13كوچكترين عدد اولی است كه به شكل p^2+4( كه p اول است) نوشته می شود. ● اويلر 13 فرزند داشت كه 5 فرزند او به سن نوجوانی رسيده و تنها 3 نفر باقی ماندند. ● مجموع توانهای چهارم نخستين 13عدد اول به علاوه‌ی عدد يك ، عددی اول(6870733) است. ● 13 كوچكترين عدد اول Sextanاست اين عدد برابر است با : (p = (x^6+y^6)/(x^ 2+ y^2

● اگر برای عدد اول pداشته باشيم:p-1)!="-1 " mod p^2 ) آن عدد، عدد ويلسون است. ( تنها اعداد شناخته شده 5 ،13 و 563 است.) عددی اول است. بد يمن بودن روز جممعه ايی كه 13امين روز ماه باشد يكی از خرافات رايج در جوامع است. ●13كوچكترين عدد اولی است كه به صورت مجموع مجزا از اعداد اول به شكل 4n+3نيست. ●به طور طعنه آميز گفته می شود كه : 13 ، 15 امين عدد خوشبختی است. ●13بزرگترين عدد اول فیبوناچی است كه(13)Fاول است. از متصل شدن دو عدد نخست مثلثی ساخته می‌شود.( 1, 1+2, 1+2+3 ... اعداد مثلثی هستند.) مجموع نخستين 13 عدد اول 238كه مجموع ارقامش 13 است به طور طبيعی هر سال 12 ماه دارد اما در حقيقت 13 ماه داريم تعجب نكنيد ماه آسمان را فراموش كرديد با دوازده ماه سال 13 می شود. ● 13="2^3+1^3+0^3 كوچكترين عدد اولی است كه به صورت مجموع دو عدد اول ( 2+11) نمايش داده می‌شود و همچنين كوچترين عدد اولی است كه به صورت مجموع دو عدد مركب (4+9 ) نوشته می‌شود. ● 13بزرگترين عدد اول مينيمال در پای 3 است. عدد اول است. (توجه كنيد كه تعداد ارقام 3 بعد 1 ، 13 عدد است.) ● 13="3+7+3(توجه" كنيد كه3^13="(7+3)+7^3) ● 0^10+2^10+3^ 10+5^10+7^ 10+11^10+ 13^10عدد" اول است كه بزرگترين عدد اول نا تيتانيك (Titanic Number) است. ( NumberTitanicاعداد اولی هستند كه تعداد ارقام آن بيشتر از 1000 است.) ● 13-13^2عدد اول است. ● 13+13+13/13+ 13*13+!13+ 13^13 و13+13+13/13+ 13*13+13^ 13 دو عدد پانزده رقمی اول هستند. ● 13جوابی برای معادله‌ی ديوفانتوسی (Diophantine Equation) z^2="x^3-y^3" است. يعنی؛ 3^7-3^8="2^13 ● 13/(13+13+13+ 13+13+13+ 13+131313+ 13^13) عددی اول است كه شامل 13بار تركيباتی از عدد 13 است مثلا 131313سه بار 13 در آن آمده است. ● ماموريت قمر" آپولو 13" در مسير ماه بی نتيجه ماند علت انفجار در قسمتی از سفينه بود . نكته جالب اين است كه اين قمر در ساعت 13:13 پرتاب شده بود و اين اتفاق در 13 اوريل شكل گرفت. ( احتمالا روز جمعه!!!!!!!!) ● 13امين عدد اول مرسن عدد 1-521^2 و 13امين عدد لوكاس (Lucas Number) عدد521است.)اعداد لوكاس اعدادی هستند كه به نام رياضيدان فرانسوی EdouardLucasنامگذاری شده اند و در دنباله 1 و3و4و7 و11و.... قرار دارند اين دنباله به صورت ذيل ساخته می شود كه جمله اول 1 و دومين جمله 3 جمله های بعدی از مجموع دو جمله قبلی ساخته می شود مثلا جمله سوم مجموع جمله اول با دوم يعني 1+3 است. ● (13="(!3*!1)+(!3+ !1)13" و 31تنها اعداد مرسن Emirp شناخته شده هستد. ● 13كوچكترين عدد اولی است كه به شكل p^2+pq+p نوشته می‌شود. ● معكوس ((1+13^13)^13) يك عدد Brilliantاست. ( به اعدادی Brilliantگويند كه دو فاكتور اول با طول يكسان دارند

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 1:11  توسط صادقیون  | 

راز اعداد

 

 

اگر از كوچه پس كوچه‌های قديمی شهرآنجايی كه هنوز رگه‌هايی از خانه‌های قديمی كاهگلی يافت می‌شود گذر كنيم هنوز هم پلاكهای خانه‌هايی را می توان ديد كه روی آن 1+12 به جای سيزده نوشته شده است، علت آن را در اعتقادات مردم می توان يافت تحت اين عنوان: نحس بودن 13 !

 

آنچه در ادامه خواهيد خواند جادوی 13 است كه به نظر جالب می رسد !!! ● 13 عدد اول است. ● 1-13^2 عدد اول مرسن است. 13جسم ارشميدسی موجود است. (اجسام ارشميدسی اجسامی هستند كه وجوه آنها چند ضلعی بوده، نه لزوما از يك نوع ، و كنجهای آنها مساوی هستند.) عدد 13كوچكترين Emirp است. (Emirp عدد اولی است كه اگر ارقام آن را معكوس كنيم مجددا عددی اول خواهد بود مثلا اعداد 13، 17،31، 37،.....) ● 169=2^13 بامعكوس كردن ارقام آن داريم: 961="2^31 يعنی رقم های آن مجددا معكوس می شود."

 

. ● 13عدد Happy است.(برای دانستن اين كه عددی Happy است، مجموع مربعات رقمهاي عدد را پيدا كرده و دوباره مجموع مربعات عدد بدست آمده را حساب می‌كنيم با ادامه اين روند اگر به عدد 1 دست پيدا كرديم آنگاه به آن عدد Happy گفته می‌شود. مثلا برای عدد سيزده 10="2^3+2^1 و 1=2^0+2^1 بنابراين13" عدد Happyاست.) ● 13نيمی از 3^3+ 3^1- است. شاخه زيتونی كه در پشت دلارهای آمريكا كشيده شده است 13 برگ دارد. ●2^13عدد !(1 -13)+ 1را عاد می‌كند بنابراين يك عدد اول ويلسون(Wilson Prime) است. ( هر عدد اول p كه،p و p^2، مقدار p-1)!+1 ) را عاد كنند، عدد اول ويلسون ناميده می‌شود. مثلا عدد 5 عدد ويلسون است. تنها اعداد شناخته شده 5 و 13و 563 است .) چرتكه چينی دارای سيزده ستون مهره‌ برای محاسبات است. ● 13بزرگترين عدد اولی است كه می تواند به دو عدد متوالی به صورت n^2+3 افراز می شود.(آيا می توانيد اثبات کنيد؟) ● 1+13- 13^13 عدد اول است. نخستين حفره‌ی اول با طول سيزده بين دو عدد 113و 127اتفاق می‌افتد. (منظور از حفره‌ی اول تعداد اعداد مركب بين دوعدد اول متوالی است.) كوچكترين عدد اول جايگشت‌پذير (Permutable Number) است. ( اين اعداد، اعداد اولی حداقل با دو رقم مجزا هستند كه با تجديد آرايش در رقم هايشان همچنان عددی اول باقی می مانند مثلا برای عدد 337 ، 733 و 373 و 337 عدد اول است از ديگر اعداد از اين قسم می‌توان به 13,17,37,79, 113,119و جايگشتهای آن اشاره كرد.)

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 20:36  توسط صادقیون  | 

مسابقه شرکت در نظر سنجی این وبلاگ

 

سلام در نظر سنجی های پایین صفحه شرکت کنید و جایزه بگیرید.

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 2:21  توسط صادقیون  | 

گفتگو، شرط لازم یك رابطه رضایت‌بخش

 

رابطه جنسی گاهی از اوقات می‌تواند نامطلوب و یا حتی دردناك باشد. با این حال اغلب به جای اینكه در مورد آن صحبت كنیم، سكوت می‌كنیم و چیزی نمی‌گوییم، چرا كه نمی‌دانیم چگونه در مورد روابط جنسی‌مان باب گفتگو را باز كنیم.
ولی افرادی هستند كه راه های برقراری گفتگو را در این رابطه با استفاده از كلمات مناسب پیدا كرده‌اند. مطلب زیر توصیه های خانم لورا بلتران (Laura Beltran)، روان درمانگر مسا‍‌یل جنسی است.
از مهمترین توصیه‌های خانم بلتران برای داشتن یك رابطه جنسی رضایت‌بخش، گفتگو در باره این رابطه است. به نظر او اگر افراد در مورد رابطه جنسی‌شان اصلاً صحبت نكنند و یا كم صحبت كنند، از داشتن یك رابطه خوب محروم می‌مانند.
به اعتقاد لورا بلتران حتماً باید به طرف مقابل گفت كه ازچه چیزی خوشمان می‌آید و چه چیزهایی برای ما نامطلوب هستند.
مشكل اینجاست كه در اغلب موارد جرات گفتگو در مورد رابطه جنسی را نداریم، چون قبل از هر چیز نمی‌خواهیم طرف مقابل را برنجانیم و از سوی دیگر اغلب خجالت می‌كشیم و به خودمان می‌گوییم كه این چیزها قابل بیان نیستند.
گاهی هم چیزی نمی‌گوییم چون دوست داریم همه چیز خود بخود و بدون درخواست، آنطور كه می‌خواهیم پیش برود.
به عقیده خانم بلتران، صرف دوستن داشتن و عاشق یكدیگر بودن لزوماً موجب سازگاری جنسی نمی‌شود. او همچنین تاكید می‌كند كه سازگاری جنسی بین دو فرد، از پیش وجود ندارد و با هم به لذت جنسی رسیدن را می‌توان آموخت.
او می‌گوید، باوجود اینكه انقلاب جنسی موجب شد مسایل جنسی وارد عرصه جامعه شوند ولی در حوزه خصوصی صحبت در مورد این مسایل هنوز به راحتی امكان‌پذیر نیست.
خانم بلتران فكر می‌كند كه با طرح بیش از حد مسایل جنسی در رسانه‌ها، الگوهای جنسی جدیدی به افراد تحمیل شده است. مثلاً تعیین تعداد روابط جنسی در هفته یا مدت زمانی كه برای هر رابطه باید صرف شود و مواردی از این دست.
مشكل اینجاست كه این الگوها افراد را نسبت به بی‌عیب و ایراد بودن خود نگران می‌كند. همین نگرانی ممكن است مانع گفتگوی آزاد بین دو نفر شده، رابطه را از حالت طبیعی آن خارج كند و به آن جنبه تصنعی و ساختگی بدهد.
به نظر لورا بلتران نباید فراموش كرد كه گذشت زمان نقش بسیار مهمی در ایجاد سازگاری جنسی بین دو نفر ایفا می‌كند و باید طرفین به هم فرصت شناخت لازم برای رسیدن به همخوانی جنسی را بدهند. از سوی دیگر نباید این زمان را نامحدود تلقی كرد و تنها بعد از گذشت ماه‌ها، مسائل نامطلوب را یادآور شد. این امر می‌تواند بیش از اینكه به رابطه كمك كند، مساله‌ساز شود. به عنوان مثال شخص می‌تواند نتیجه‌گیری كند كه طرف مقابل تظاهر می‌كرده و در واقع لذتی از رابطه جنسی نمی‌برده است.
خانم بلتران معتقد است كه قانونمندی‌های جهانی و راه‌حل های معجزه‌آسا برای برخورداری از یك رابطه جنسی رضایت‌بخش وجود ندارد و هر زوج باید راه و روش خاص خود را برای رسیدن به لذت جنسی پیدا كند.
برای این متخصص روابط جنسی، مهمترین اصل برای داشتن یك رابطه رضایت بخش، گفتگو است، ولی نه هر گفتگویی. باید كلمات را سنجید و به دقت انتخاب كرد. او توصیه می‌كند كه وقتی در مورد رابطه جنسی صحبت می‌كنیم به روشنی خواسته‌هایمان را بگوییم و از كنایه زدن و در لفافه صحبت كردن پرهیز كنیم.
چگونگی بیان كردن مسائل می‌توانند نقش مهمی در حل آنها داشته باشند. انتقاد باید سازنده باشد. به عنوان مثال به جای اینكه بگویید تو خشنی و من این كاری كه می‌كنی را دوست ندارم، می‌توان گفت، وقتی با لطافت برخورد می‌كنی لذت می برم. باید به طرف مقابل راه‌های جدید نشان داد و او را راهنمایی كرد. به این ترتیب در دفعات بعدی او بهتر می‌تواند خود را با خواسته‌های شما تطبیق دهد.
خانم بلتران توصیه می‌كند كه برای گفتگو در مورد مسائل جنسی، باید زمان مناسبی را نیز انتخاب كرد. برای مثال ایرادهای طرف مقابل را درست بعد از اتمام رابطه جنسی بر شمردن، ممكن است بیش از هر چیز موجب برانگیختن خشم او شده و یا او را بیازارد و رابطه بعدی را دشوارتر كند.
صحبت كردن در مورد مسائل جنسی به نظر خانم بلتران برای مردها به مراتب دشوارتر از خانم‌هاست چرا كه اغلب مردها حرف زدن در مورد اینگونه مسائل را یا نیاموخته‌اند و یا تنها در قالب شوخی و فخر فروشی در جمع دوستانشان به اینگونه مسائل اشاره كرده‌اند.
او فكر می‌كند كه مراجعه به مجلات امروزی هم هیچ كمكی در این زمینه نمی‌كند، چرا كه استناد به مطالب آنها بیش از هر چیز، مردان را در مقابل فهرست بلندبالایی از كارهایی كه باید تنها و تنها به یك شیوه انجام داد قرار می‌دهد. شرایطی كه در آن دیگر به هیچ وجه نمی‌توان از میل و لذت شخصی صحبت كرد.
به نظر خانم بلتران افراد قبل از هر چیز باید بدانند چه چیزی موجب لذتشان می‌شود و دریابند چگونه می‌توانند لذت ببرند.
اغلب، مشكل زمانی ایجاد می‌شود كه فرد، لذت خود را فراموش می‌كند و تمام وقت خود را در طی رابطه، وقف لذت طرف مقابل می‌كند. به نظر این متخصص، در روابط جنسی كمی خودخواهی بد نیست و از طرف دیگر كلیشه‌ها را نیز باید كنار گذاشت.
به عنوان نمونه بسیاری از زن‌ها فكر می‌كنند كه مرد به تنهایی تعیین كننده كیفیت رابطه جنسی است و بهتر است، نقش فعال را در این رابطه دونفری به او محول كرد. از طرف دیگر آنها دوست دارند با مردی طرف باشند كه افكار مردسالارانه نداشته باشد. برخوردی دوگانه كه موجب سردرگمی مردها می‌شود. برای پرهیز از این مشكل، خانم بلتران معتقد است، زنان نیز باید در رابطه جنسی و برای رسیدن به لذت، نقش فعالی ایفا كنند.

 

+ نوشته شده در  جمعه دهم خرداد 1387ساعت 11:48  توسط صادقیون  | 

خوشبخت ترین ها

 

وقتی که خودم را از بالای ساختمان پرت کردم ...

در طبقه دهم زن و شوهر به ظاهر مهربانی را دیدم که با خشونت مشغول دعوا بودند!

در طبقه نهم پیتر قوی جثه و پر زور را دیدم که گریه می کرد !

در طبقه هشتم می داشت گریه می کرد چون نامزدش ترکش کرده بود .

در طبقه هفتم دن را دیدم که داروی ضد افسردگی هر روزش را می خورد!

در طبقه ششم هنگ بیکار را دیدم که هنوز هم روزی هفت روزنامه می خرد تا بلکه کاری پیدا کند!

در طبقه پنجم آقای وانگ به ظاهر بسیار ثروتمند را دیدم که در خلوت حساب بدهکاری هایش را می رسید.

در طبقه چهارم رز را دیدم که باز هم با نامزدش کتک کاری می کرد!

در طبقه سوم پیر مردی را دیدم که چشم به راه است تا شاید کسی به دیدنش بیاید!

در طبقه دوم لی لی را دیدم که به عکس شوهرش که از شش ماه قبل مفقود شده بود، زل زده است!

قبل از پریدن فکر می کردم از همه بیچاره ترم.

اما حالا می دانم که هر کس گرفتاری ها و نگرانی های خودش را دارد.

بعد از دیدن همه فهمیدم که وضعم آنقدر ها هم بد نبود.

حالا کسانی که همین الآن دیدم، دارند به من نگاه می کنند.

فکر می کنم آنها بعد از دیدن من با خودشان فکر می کنند که وضعشان آنقدر ها هم بد نیست!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 2:18  توسط صادقیون  | 

مرگبارترين حوادث جهان در 40 سال اخير

فهرست مرگبارترين حوادث طبيعي دنيا در 40 سال اخير اعلام شد.

به گزارش ايسنا، اين حوادث به ترتيب زمان وقوع به شرح زير است:

ـ مي 2008 ؛ زلزله 9/7 ريشتري در استان سيچوان چين که هزاران نفر را به کام مرگ فرستاد.

ـ مي2008؛ توفان ناگهاني ميانمار که باعث کشته شدن بيش از 30 هزار نفر و مفقود شدن 30 هزار نفر ديگر شد.

ـ اکتبر2005 ؛ زلزله 6/7 ريشتري شمال پاکستان که باعث از بين رفتن 78 هزار نفر شد.

ـ آگوست 2005 ؛ توفان شديد کاترينا که باعث کشته و مفقود شدن بيش از 1600 نفر شد.

ـ دسامبر 2004؛ تسونامي اقيانوس هند با زلزله 9 ريشتري که باعث کشته شدن 230 هزار نفر در کشورهاي ساحلي اين سونامي شد.

ـ دسامبر 2003 ؛ زلزله 5/6 ريشتري جنوب شرقي ايران که 26 هزار نفر را به کام مرگ فرستاد.

ـ آگوست 1999؛ زلزله 4/7 ريشتري غرب ترکيه با بيش از 17 هزار قرباني.

ـ اکتبر1998؛ توفان آمريکاي مرکزي با 9 هزار کشته.

ـ آوريل 1991؛توفان بنگلادش با 140 هزار کشته.

ـ ژوئن1990 ؛ زلزله 7/7 ريشتري شمال غرب ايران با 50 هزار کشته.

ـ ژوئيه 1976؛ زلزله 2/8 ريشتري شمال شرقي چين با 240 هزار کشته که گروهي آن را، 665 هزار کشته تخمين زده‌اند.

ـ نوامبر 1970؛ توفان بنگلادش با 300 هزار کشته که مرگبارترين توفان ثبت شده تاريخ بوده است.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 0:15  توسط صادقیون  | 

روش تحقیق نظری (بخش نخست)

 

مقدمه

یکی از رشته های مطرح در سطح دنیا که از دیدگاه تجاری و علمی  امروزه بیش از پیش برای خود جایی جایگاهی کسب کرده و مورد توجه قرار گرفته است ؛ رشته علوم ارتباطات اجتماعی است.  هر چند در گذشته  نیز ارباب  رسانه و  به  معنای خاص آن صاحبان  روزنامه ها و    روزنامه نگاران مورد توجه واثر گذار در  جریان های سیاسی ، فرهنگی ،اقتصادی و اجتماعی بوده اند و بعد صاحبان شبکه های تلویزیونی و بنگاه های خبری نیز به آن افزوده شده اند.

 اما امروزه ارتباط در ماهواره و اینترنت کلاً رسانه محدود نمی شود بلکه بصورت یک علم کاربردی و مورد نیاز جامعه در دانشگاه ها تدریس می گردد . در دانشگاه آزاد اسلامی واحد بندرعباس نیز رشته "علوم ارتباطات اجتماعی" با گرایش "روزنامه نگاری" تاسیس و در حال حاضر تعدادی از دانشجویان در حال تحصیل این رشته هستند.

 

تعریف مساله

با خود اندیشیدم در دنیای ما آدم ها چگونه  می توان افراد را شناخت یا بر اساس شناخت از هم تفکیک کرد؟

اجازه دهید محیط کوچکتری را در نظر بگیریم  تصور کنید در دانشگاه آزاد واحد بندرعباس نشسته اید و به دانشجویانی که رفت و آمد    می کنند می نگرید . آیا از ظاهر افراد یا وسایلی که همراه آنان است می توان   رشته تحصیلی شان را حدس زد ؟ ممکن است در مورد    عده ای بتوانیم چنین  کنیم مثلاً دانشجویی که وسایل نقشه کشی به همراه دارد را دانشجوی عمران یا معماری بنامیم که در اینصورت احتمال 50% خطا داریم اما آیا می توانیم دانشجویی که ماشین حساب به همراه دارد را دانشجویی رشته مهندسی بدانیم؟ اینجا احتمال صحت حدس ما ناچیز است چرا که هر دانشجویی ممکن است زمان امتحان ریاضی یا آمار ماشین حساب به همراه داشته باشد حال به سوال اصلی می رسیم:

 بر همین مبنا آیا می توان گفت

 « هر دانشجویی که روزنامه و مجله به همراه دارد دانشجویی روزنامه نگاری است ؟»

 می بینید که در اینجا و با مشاهده به هیچ نتیجه قابل اطمینانی دست پیدا نمی کنیم پس روش دیگری را انتخاب می کنیم. تصمیم می گیریم از دانشجویانی که روی نیمکت های مختلف نشسته اند یا در بوفه و سلف هستند با طرح  پرسش هایی رشته تحصیلی شان را حدس بزنیم توجه کنید که دراینجا می خواهیم بدانیم  با پاسخ هایی که به پرسش های ما می دهند می توانیم آشنایی شان به پرسش های ما می دهند می توانیم آشنایی شان با رشته خاصی را متوجه شویمیا خیر.

 می پرسیم: اگر جدول آلیاژ ها را بخواهیم کجا را بگردیم ؟ می گوید:نمی دانم، من حقوق می خوانم.

 می پرسیم: اگر قانون مطبوعات را بخواهیم کدام کتاب را بخوانیم ؟

 پاسخ : نمی دانم !

آیا اولین نتیجه ما حاصل شده است ؟ به این ترتیب انتظار داریم که هر دانشجو اطلاعات و آشنایی کامل و کافی از متن و حواشی رشته خود نداشته باشد.

 پس اولین قسمت پرسش ما شکل می گیرد :

چه قدر ، به چه میزان ، چه اندازه

 دانشجویان را محدود به یک رشته می کنیم تا نتایج قابل مقایسه داشته باشیم.

به طبقه دوم ساختمان آموزشی  و گروه علوم  ارتباطات می رویم . دانشجویان از کلاس خارج شده اند و آماده کلاس بعد هستند :

 شما « شهروند امروز» را می خوانی ؟

پاسخ: « شهروند امروز » چی هست ؟

برایش توضیح می دهم مجله ای هفتگی است       می گوید نمی دانستم

فکر می کنم قسمت دیگری از سوال ما شکل گرفته است اینکه:

 دانشجوی رشته روزنامه نگاری تولیدات حوزه رشته خود را بخواند ؟ خیر .

 قدم پیشتر آن است که این تولیدات را بشناسد بعد از آن بینیم آن چه را شناخت می خواند یا نه . نکته دیگر اینکه آیا آنچه را که اکنون می شناسد می خواند ؟ پس سوال ما میزان آشنایی و مطالعه را به عنوان ورود به پرسش یافته است . آیا می توانیم آنچه را از طرح این پرسش ها در می یابیم به سایر دانشجویان رشته علوم ارتباطات در دیگر دانشگاه های کشور تعمیم دهیم ؟ هر چند می توان از آن استفاده هایی کرد اما قطعاً نمی توان آن را ـ حتی در صدی از آن راـ به سایر شهرها و  واحدهای دانشگاه آزاد و دانشگاه های سراسری خصوصاً دانشگاه تهران یا علامه طباطبایی تعمیم داد پس با افزودن مکان تحقیق به سوال قدمی پیش می نهیم

 تولیدات حوزه روزنامه نگاری چیست ؟

 این پرسش بقدری کلی است که می توان موارد بسیاری را برای آن ذکر نمود با (ربط  و بی ربط )، عکس هنری ، عکس خبری ، مجله ، روزنامه ، وبلاگ و ... برای اینکه دامنه تحقیق را  محدود کنیم از مستقیم ترین  و پررنگ ترین اثر یک روزنامه نگار که مطالب چاپ شده است استفاده می کنیم. بله مجله یا روزنامه. این بخش را بیشتر نمی شکافیم  مایلیم بدانیم زمانی که از مجله یا روزنامه نام می بریم تصویری که در ذهن مخاطب روزنامه نام می بریم تصویری که در ذهن مخاطب شکل می گیرد؛ چگونه است ؟ آیا او در ذهن  خود مجله و روزنامه را براساس قطع چاپ آنها تفکیک و طبقه بندی کرده یا براساس دوره انتشار . پس وقتی بصورت کلی از او می پرسم مجله و روزنامه می خواند دقت می کنیم  که این کلمات را ابتدای کدام عناوین استفاده می کند . مجله « شهروند امروز» روزنامه « کیهان »

احتمالاً پرسش ما آماده است اما مایلیم قدری شیرینی هم به آن اضافه کنیم مثلاً  وقتی از شما بپرسند روزنامه می خوانید ممکن است پاسخ دهید بله « ایران» می خوانم.

 پرسش بعدی : « صبح ساحل» می خوانید؟

 پاسخ : نه ! چی هست ؟

-       نشریه محلی استان هرمزگان

-         خیر من ساکن شیراز هستم

-       - « خبر جنوب » می خوانید؟

-         بله هر روز صبح

-        

از این گفتگو می توان نتیجه گرفت:

       1-هر چند فرد مورد نظر دانشجوی بندرعباس است اما نشریات محلی استان را نمی شناسد .

2- هر چند دانشجویی این رشته با نشریه محلی استان محل تحصیل خود آشنا نیست اما کلاً با نشریات محلی بیگانه نیست چون نشریه محلی شهر سکونت خود را می شناسد بهر حال او را در کدام دسته باید طبقه بندی کرد؟ به نظر نگارنده این مورد در طبقه کسانی است که با نشریات محلی آشنایی ندارند چون محدوده جغرافیایی مورد تحیقیق ما « بندرعباس » است. به یک هصاحبه دیگر توجه کنید:

- شما روزنامه می خوانید ؟

- بله

- آخرین برای که نیویورک تایمز خواندید کی بود؟

- نیویورک تایمز ؟ تا حالا نخوانده ام  من               روزنامه های ایرانی را می خوانم مثل         « همشهری» « اعتماد » و ...

 برای اینکه از میزان آشنایی و مطالعه کسانی که مطبوعات خارجی را نیز در لیست خود دارند آگاه شویم آن را به پرسش خود   افزوده ایم و به این ترتیب :

 

در اینجا چند اصطلاح را تعریف می کنیم :

مطبوعات : به هر آنچه منتشر می شود اعم از مجله ، روزنامه ، ویژه نامه به جز کتاب و فارغ از قطع چاپ و  دوره انتشار در این پژوهش مطبوعات  می گوییم .

مطبوعات محلی : آنچه در سطح استان هرمزگان منتشر می شود  بجز آگهی نامه ها

مطبوعات ملی : آنچه در تهران چاپ می شود و  روزنامه ها  و مجلات و نشریات سراسری کشور نام دارد .

نشریات بین المللی : آنچه که در خارج از کشور به زبان های غیر فارسی منتشر می گردد .

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 10:29  توسط صادقیون  |