اطّلاعاتی که ذیلاً ذکر میشود بسیار جالب و سبب صرفهجویی، یا بهتر بگویم، استفادهء بیشتر و بهتر از بنزینی است که خریداری مینمایید. یکی از دوستان به زبان انگلیسی ارسال داشت؛ به نظر رسید اگر به فارسی برگردانده شود، برای تعداد بیشتری میتواند مفید فایده باشد. امید که چنین باشد.
چند راهنمایی برای بنزین زدن
من نمیدانم بنزین در مملکت شما لیتری چند است، امّا اینجا در کالیفرنیا ما برای هر لیتر یک دلار میپردازیم. امّا رشتهء کاری من مدّت 31 سال در زمینهء نفت و بنزین است، بنابراین ترفندهایی وجود دارد که بتوانیم از هر لیتر بنزینی که میخریم حدّاکثر استفاده را بکنیم.
در اینجا در خطّ لولهء کایندر مورگان که من در سان خوزهء کالیفرنیا کار میکنم، در 24 ساعت از طریق خطّ لوله چهار میلیون گالن تحویل میدهیم. یک روز گازوئیل، روز بعد بنزین هواپیما و انواع بنزین معمولی. ما 34 مخزن در اینجا داریم که گنجایش آنها روی هم رفته 000ر800ر16 گالن است.
فقط صبح زود که حرارت زمین هنوز در پایینترین حدّ قرار دارد بنزین بزنید. به خاطر داشته باشید که در تمام پمپبنزینها مخزن سوخت در زیر زمین قرار دارد. هرچه زمین سردتر باشد، بنزین غلیظتر و متراکمتر است. وقتی هوا گرم میشود، بنزین منبسط میگردد. بنابراین، خرید بنزین در بعد از ظهر و حتّی شب که هنوز هوا کاملاً سرد نشده و بر بنزین اثر نگذاشته، سبب میشود که یک لیتر شما واقعاً یک لیتر نباشد. در صنعت نفت، گرانش معیّن و حرارت بنزین، گازوئیل و سوخت هواپیما، اتانول و سایر محصولات نفتی نقشی مهم ایفا میکند.
هر درجه حرارت که افزایش یابد منفعت زیادی نصیب این صنعت میکند. امّا جایگاههای سوخت دارای دستگاه جبران حرارت در پمپهایشان نیستند.
وقتی مشغول بنزین زدن هستید، دستگیره را تا آخر فشار ندهید. اگر نگاه کنید میبینید دارای سه درجه است: کُند، متوسّط و تند. در حالت کُند میزان تبخیر را که در اثر پمپ شدن بنزین حاصل میشود به حدّاقلّ میرسانید. همهء شیلنگها دارای محلّ بازگشت بخار هستند. اگر سریع بنزین بزنید، مایع دیگری که وارد مخزن بنزین شما شده بخار میشود. این بخار مکیده شده وارد مخزن زیرزمینی میشود به طوری که وقتی شما بنزین میزنید، در واقع به آن میزان که دستگاه نشان میدهد بنزین نزدهاید.
یکی از مهمترین نکات برای بنزین زدن این است که وقتی باک اتومبیل نصفه است بنزین بزنید. دلیل آن این است که، هرچه بنزین بیشتری داخل باک باشد، هوای کمتری فضای خالی آن را اشغال میکند. بنزین به مراتب سریعتر از آنچه که تصوّر میکنید تبخیر میشود. مخازن ذخیرهء بنزین دارای سقف داخلی شناور هستند. این سقف به عنوان نقطهء صفر بین بنزین و جوّ عمل میکند تا تبخیر را به حدّاقل برساند. برخلاف جایگاههای بنزین، اینجا که من کار میکنم، هر تانکری که ما بارگیری میکنیم دارای دستگاه جبران حرارت است تا هر گالن عملاً به میزان یک گالن باشد.
نکتهء دیگری که باید یادآوری کنم این است که اگر تانکر بنزین در حال تخلیه به مخزن بنزین باشد و شما هم در جایگاه سوخت باشید، در آن موقع بنزین نزنید. به احتمال زیاد بنزینی که تخلیه میشود سبب میگردد که بنزین داخل مخزن به هم بخورد و آنچه از آشغال و آلودگی که معمولاً تهنشین میشود، بالا بیاید و قسمتی از آن نصیب اتومبیل شما شود.
امیدوارم این نکات برای حفظ ارزش پول شما مفید بوده باشد
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 23:6  توسط صادقیون
|
با خواندن اولین تست و انتخاب گزینه مناسب به سوالی که هر گزینه مشخص کرده بروید و به آن سوال جواب دهید.
مثلا اگر گزینه پ سوال ۱ را انتخاب کردید دیگر لزومی ندارد سوال ۲ و ۳ را پاسخ دهید فقط کافی است به سوال ۴ مراجعه کنید.
۱) بیش از همه دوست دارید به کجا سفر کنید:
الف) پکن: رجوع شود به سوال ۲
ب) توکیو : رجوع به سوال ۳
پ) پاریس : رجوع به سوال ۴
۲) آیا تا به حال با دیدن فیلم ترحم انگیزی به گریه افتاده اید؟!
الف) بله : رجوع به سوال ۴
ب) خیر : رجوع به سوال ۳
۳) اگر با نامزدتان قرار داشته باشید و او یک ساعت بعد هم سر قرار نیاید چه کار می کنید؟!
الف) نیم ساعت دیگر صبر می کنید : رجوع به سوال ۴
ب) فوری از محل قرار می روید : رجوع به سوال ۵
پ) آنقدر صبر می کنید تا بیاید : رجوع به سوال ۶
۴) آیا دوست دارید به تنهایی به سینما بروید؟
الف) بله : رجوع به سوال ۵
ب) خیر : رجوع به سوال ۶
۵) اگر در ابتدای آشنایی با نامزدتان او بخواهد دست شما را بگیرد چه واکنشی نشان می دهید؟
الف) از این کار امتناع می کنم : رجوع به سوال ۶
ب) برای مدت کوتاهی دستش را می گیرم: رجوع به سوال ۷
پ) پیشنهادش را قبول می کنم و دستش را می گیرم: رجوع به سوال ۸
۶) آیا شما فرد شوخ طبعی هستید؟
الف) بله : رجوع به سوال ۷
ب) خیر : رجوع به سوال ۸
۷) به نظرتان مدیر توانایی هستید؟
الف) بله : رجوع به سوال ۹
ب) خیر : رجوع به سوال ۱۰
۸) اگر امکان داشت دوباره به دنیا بیایید دوست داشتید چه جنسیتی داشته باشید؟
الف) مرد : رجوع به سوال ۹
ب) زن : رجوع به سوال ۱۰
پ) اهمیتی ندارد : شخصیت نوع ۴
۹) آیا در آن واحد بیش از یک دوست صمیمی دارید؟
الف) بله : شخصیت نوع ۲
ب) خیر : شخصیت نوع ۱
۱۰) آیا به نظرخودتان فرد باهوشی هستید؟
الف) بله : شخصیت نوع ۲
ب) خیر : شخصیت نوع ۳
پاسخ تست:
شخصیت نوع یک؛
به شما تبریک می گوییم:شما برای همسرتان فرد بسیار جذابی هستید.حتی از منظر او شما زیبایی چشم گیری دارید. نه تنها ترکیب ظاهری زیبایی دارید.بلکه شخصیت شوخ طبع و لطیفی دارید.شما فرد فرهیخته ای هستید و می دانید که با همسرتان چگونه کنار بیایید و وقت تان را در اختیارش بگذارید.به این ترتیب است که شما فرد دلخواه او به شمار می روید.
شخصیت نوع دو؛
کاملا" خوب:شما به راحتی همسرتان را جذب می کنید اما خودتان را به این راحتی در دام عشق گرفتار نمی کنید.شوخ طبعی تان او را وادار میکند تا با شما کنار بیاید. او از بودن در کنار شما احساس شادمانی بسیاری دارد.
شخصیت نوع سه؛
بد نیست: شما نمی توانید به خوبی نامزدتان را به خود جذب کنید. اما خصوصیات جالب توجهی دارید که او بتواند با تکیه بر انها با شما کنار بیاید.سعی منید برای مشاهده امور مختلف دیدگاه یگانه ای داشته باشید.شما در چشم دوستانتان فردی کاملا صمیمی هستید.
شخصیت نوع چهار؛
مواظب باشید:شما نمی توانید نامزدتان را به خود جذب کنید چرا که دانش و ارزشهای غریزی انسانی والایی برخوردار نیستید.گاهی مواقع از خودتان بی تفاوتی هایی نشان می دهید به همین دلیل است که مورد پسند همسرتان نیستی
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 23:6  توسط صادقیون
|
يک هفته پس از خلقت آدم:چون حوا پدر و مادری نداشت آدم اصلا مشكلي نداشت و چاي داغ را روي خودش نريخت.
پانصد سال پس از خلقت آدم:با يه دونه دامن از اون چيني خال پلنگي ها ميري توي غار طرف.بلند داد مي زني:هاكومبازانومبا(يعني من موقع زنمه(بعد ميري توي غار پدر و مادر دختره. با دامن چين چيني جلوت نشسته اند و مي گن:از خودت غار داري؟دايناسور آخرين مدل داري؟بلدي كروكديل شكار كني؟خدمت جنگ عليه قبيله ادم خوارها رو انجام دادي؟بعد عروس خانم كه اون هم از اين دامناي چين چيني پوشيده با ظرفي كه از جمجمه سر بچه دايناسور ساخته شده برات چاي مياره و تو مي ريزي روي خودت.
دو هزار و پانصد سال بعد از اختراع آدم:انسان تازه كشاورزي را آموخته.وقتي داري توي مزرعه به عنوان شخم زدن زمين عمل مي كني با ديدن يه دختر متوجه ميشي كه بايد ازدواج كني.براي همين با مقدار زيادي گندم به مزرعه پدر دختره ميري .اونجا از تو مي پرسند:جز خوت كه اومدي خواستگاري چند تا خر ديگه داري؟چند متر زمين داري؟چند تا خوشه گندم برداشت مي كني؟ آيا خدمت در لشگر پادشاه رو به انجام رسانده اي؟بعد عروس خانم با كوزه چاي وارد ميشه و شما هم واسه اينكه نشون بدي خيلي هول شديد تمام كوزه رو روي سرتون خالي مي كنيد.
ده سال قبل:شما پس از اتمام خدمت مقدس سربازي به اين نتيجه مي رسيد كه بايد ازدواج كنيد و از مادرتان مي خواهيد كه دختري را برايتان انتخاب كند.در اينجا اصلا نيازي نيست كه شما دختر را بشناسيد چون پس از ازدواج به اندازه كافي فرصت براي شناخت وجود دارد.در ضمن سنت چاي ريزون كماكان پا بر جاست.
هم اكنون:به دليل پيشرفت تكنولوژي در حال حاضر شما به آخرين نسخه ياهو مسنجر احتياج داريد.البته از"ام اس ان" يا "آي سي كيو"هم مي توانيد استفاده كنيد ولي انها آيكنهاي لازم براي خواستگاري را دارا نمي باشند . پس از نصب ياهو مسنجر به يك روم شلوغ رفته هر اسمي كه به نظرتان زيباست "اد" مي كنيد و با استفاده از آيكنهاي مربوطه خواستگاري را انجام مي دهيد . البته ياهو قول داده كه نسخه جديد داراي امكانات ازدواج و زندگي مشترك نيز باشد
+ نوشته شده در جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 23:6  توسط صادقیون
|
یکروز وقتى کارمندان به اداره رسیدند، اطلاعیه بزرگى را در تابلوى اعلانات دیدند که روى آن نوشته شده بود:
«دیروز فردى که مانع پیشرفت شما در این اداره بود درگذشت. شما را به شرکت در مراسم تشییع جنازه که ساعت ١٠ در سالن اجتماعات برگزار مىشود دعوت مىکنیم.»
در ابتدا، همه از دریافت خبر مرگ یکى از همکارانشان ناراحت مىشدند امّا پس از مدتى، کنجکاو مىشدند که بدانند کسى که مانع پیشرفت آنها در اداره مىشده که بوده است.
این کنجکاوى، تقریباً تمام کارمندان را ساعت١٠ به سالن اجتماعات کشاند. رفته رفته که جمعیت زیاد مىشد هیجان هم بالا مىرفت. همه پیش خود فکر مىکردند: «این فرد چه کسى بود که مانع پیشرفت ما در اداره بود؟ به هر حال خوب شد که مرد!»
کارمندان در صفى قرار گرفتند و یکى یکى نزدیک تابوت مىرفتند و وقتى به درون تابوت نگاه مىکردند ناگهان خشکشان مىزد و زبانشان بند مىآمد.
آینهاى درون تابوت قرار داده شده بود و هر کس به درون تابوت نگاه مىکرد، تصویر خود را مىدید. نوشتهاى نیز بدین مضمون در کنار آینه بود:
«تنها یک نفر وجود دارد که مىتواند مانع رشد شما شود و او هم کسى نیست جزء خود شما. شما تنها کسى هستید که مىتوانید زندگىتان را متحوّل کنید. شما تنها کسى هستید که مىتوانید بر روى شادىها، تصورات و موفقیتهایتان اثر گذار باشید. شما تنها کسى هستید که مىتوانید به خودتان کمک کنید.
زندگى شما وقتى که رئیستان، دوستانتان، والدینتان، شریک زندگىتان یا محل کارتان تغییر مىکند، دستخوش تغییر نمىشود. زندگى شما تنها فقط وقتى تغییر مىکند که شما تغییر کنید، باورهاى محدود کننده خود را کنار بگذارید و باور کنید که شما تنها کسى هستید که مسئول زندگى خودتان مىباشید.
مهمترین رابطهاى که در زندگى مىتوانید داشته باشید، رابطه با خودتان است.
خودتان را امتحان کنید. مواظب خودتان باشید. از مشکلات، غیرممکنها و چیزهاى از دست داده نهراسید. خودتان و واقعیتهاى زندگى خودتان را بسازید.
دنیا مثل آینه است. انعکاس افکارى که فرد قویاً به آنها اعتقاد دارد را به او باز مىگرداند. تفاوتها در روش نگاه کردن به زندگى است.»
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 23:6  توسط صادقیون
|
" نیــم نگاهـی بـه گـذشتــه اشکـالـی نـدارد، امــا خیــره نشــویـــد."
مجله جيبي «ريدرز دايجست» كه تيراژي بالاي 15 ميليون نسخه دارد و عمدتا با پست توزيع مي شود پنجم فوريه ( 16 بهمن ) سال 1922 انتشار خود را آغاز كرد. «دويت والاس» و همسرش «ليلا» در آن سال با يك وام پنج هزاردلاري اين مجله را راه اندازي كردند زيرا روزنامه اي كه در آنجا كار مي كردند عذرشان را خواسته بود و نمي خواستند كه پس از آن «كارفرما» داشته باشند.
پس این ایده به ذهن مردآمریکایی و همسر کانادایی اش رسید که مجله ای را بیندازند که در آن خلاصه ای از تمام مقالات و نوشته های جذاب مجلات عامه پسند مختلف در دسترس باشد. این طوری دیگر خانم های خانه دار- مشتریان اصلی این تیپ مجلات – مجبور نبودند که همه این زرد نامه ها را بخرند. ایده دی ویت والاس کارساز از آب درآمد.
نخستين شماره اين مجله 1500 نسخه فروش داشت. انتشار مجله به قطع جيبي ابتكار تازه اي بود، زيرا كه خواننده مي توانست آن را در جيب و يا كيف دستي خود ببرد و با هر فرصتي كه به دست آيد آن را بخواند.
این قطع خاص که عملاً اندازه اش نصف صفحات مجلات دیگر آمریکا بودو شعار«آمریکا در جیب شما» برای تبلیغ این مجله، هدف آنها را از انتخاب این قطع مشخص می کند.
چند سال بعد این «خلاصه نامه» آن قدر محبوب شده بود که نویسندگان خاص خود را داشته باشد.
ریدرزدایجست در خیلی از زمینه ها پیشرو ژورنالیسم عامه پسند است.
اين مجله با قطعي كوچك رقيب بزرگي براي كتاب شد، مخصوصا كه درهر شماره اش:
چند داستان كوتاه، خلاصه چند كتاب، مطالب دانستني، مطالب بهداشتي و آخرين گزارشهاي پزشكي، خبرهاي جنايي، مطالب خواندني. آخرين پيشرفتهاي علمي و موضوعهاي اجتماعي ــ فرهنگي ،لطیفه خوانندگان ، هر شماره مصاحبه ویژه با یک چهره معروف ، صفحه پرسش های خوانندگان و سبک «پرونده ویژه» که کلکسیونی از نوشته های مختصر و مختلف با محوریت یک سوژه است،
وجود دارد و هنوز اين روش را ترك نگفته است. اين مجله در طول عمر خود به ندرت به مسائل سياسي ــ اقتصادي روز پرداخته و اعلام داشته است كه تا قطعيت پيدا نكنند (تاريخ نشوند) به اين مطالب نخواهد پرداخت، زيرا كه از حرف تا عمل فاصله اي طولاني وجود دارد و نمي خواهد خواننده گمراه شود. سياست اين مجله براين پايه است كه تا مي تواند از چاپ مطالبي كه خواننده را اغفال كند خودداري ورزد.
پرتیراژترین
در ابتدای سال 2008 ، تاثیر گذارترین مجلات تاریخ کانادا و آمریکای شمالی معرفی شدند که در صدر فهرست آنها می شد نام را دید. ریدرز دایجست، این مجله خانوادگی به عنوان تاثیرگذارترین مجله تاریخ کانادا انتخاب شد.
ریدرزدایجست پر فروش ترین مجله تاریخ آمریکاست؛ با 15 میلیون نسخه فروش سالانه که در 70 کشور دنیا و به 21 زبان مختلف برای 40 میلیون خواننده منتشر می شود. حتی در بعضی کشورها مقالات مجله به تناسب فرهنگ آن کشور تغییر می کنند و بومی می شوند. ریدرزدایجست هم حرفی از این بابت ندارد ؛ آنها دیگر نمی خواهند یک محصول صرفاً آمریکایی باشند.
همین تغییر روش و انعطاف پذیری و همچنین هدف قرار دادن نیازهای یک خانواده برای دانستن، تعامل با خواننده و در کنار آن ، ساده نویسی و خلاصه نویسی است که باعث شده یک مجله بتواند در سال 1994 و بعد از 72 سال انتشار منظم 10 میلیاردمین نسخه خود را چاپ کند.
دانشگاه آزاد اسلامی واحد بندر عباس – گروه علوم ارتباطات – روزنامه نگاری
تقدیم به دانشجویان و استاد محترم کلاس ( تاریخ روزنامه نگاری) آقای رسول اف
پژوهشگر: حامد ملازاده صادقیون
HTTP://ERTEBAT85.BLOGFA.COM
+ نوشته شده در جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 23:9  توسط صادقیون
|
با خواندن اولین تست و انتخاب گزینه مناسب به سوالی که هر گزینه مشخص کرده بروید و به آن سوال جواب دهید.
مثلا اگر گزینه پ سوال ۱ را انتخاب کردید دیگر لزومی ندارد سوال ۲ و ۳ را پاسخ دهید فقط کافی است به سوال ۴ مراجعه کنید.
۱) بیش از همه دوست دارید به کجا سفر کنید:
الف) پکن: رجوع شود به سوال ۲
ب) توکیو : رجوع به سوال ۳
پ) پاریس : رجوع به سوال ۴
۲) آیا تا به حال با دیدن فیلم ترحم انگیزی به گریه افتاده اید؟!
الف) بله : رجوع به سوال ۴
ب) خیر : رجوع به سوال ۳
۳) اگر با نامزدتان قرار داشته باشید و او یک ساعت بعد هم سر قرار نیاید چه کار می کنید؟!
الف) نیم ساعت دیگر صبر می کنید : رجوع به سوال ۴
ب) فوری از محل قرار می روید : رجوع به سوال ۵
پ) آنقدر صبر می کنید تا بیاید : رجوع به سوال ۶
۴) آیا دوست دارید به تنهایی به سینما بروید؟
الف) بله : رجوع به سوال ۵
ب) خیر : رجوع به سوال ۶
۵) اگر در ابتدای آشنایی با نامزدتان او بخواهد دست شما را بگیرد چه واکنشی نشان می دهید؟
الف) از این کار امتناع می کنم : رجوع به سوال ۶
ب) برای مدت کوتاهی دستش را می گیرم: رجوع به سوال ۷
پ) پیشنهادش را قبول می کنم و دستش را می گیرم: رجوع به سوال ۸
۶) آیا شما فرد شوخ طبعی هستید؟
الف) بله : رجوع به سوال ۷
ب) خیر : رجوع به سوال ۸
۷) به نظرتان مدیر توانایی هستید؟
الف) بله : رجوع به سوال ۹
ب) خیر : رجوع به سوال ۱۰
۸) اگر امکان داشت دوباره به دنیا بیایید دوست داشتید چه جنسیتی داشته باشید؟
الف) مرد : رجوع به سوال ۹
ب) زن : رجوع به سوال ۱۰
پ) اهمیتی ندارد : شخصیت نوع ۴
۹) آیا در آن واحد بیش از یک دوست صمیمی دارید؟
الف) بله : شخصیت نوع ۲
ب) خیر : شخصیت نوع ۱
۱۰) آیا به نظرخودتان فرد باهوشی هستید؟
الف) بله : شخصیت نوع ۲
ب) خیر : شخصیت نوع ۳
پاسخ تست:
شخصیت نوع یک؛
به شما تبریک می گوییم:شما برای همسرتان فرد بسیار جذابی هستید.حتی از منظر او شما زیبایی چشم گیری دارید. نه تنها ترکیب ظاهری زیبایی دارید.بلکه شخصیت شوخ طبع و لطیفی دارید.شما فرد فرهیخته ای هستید و می دانید که با همسرتان چگونه کنار بیایید و وقت تان را در اختیارش بگذارید.به این ترتیب است که شما فرد دلخواه او به شمار می روید.
شخصیت نوع دو؛
کاملا" خوب:شما به راحتی همسرتان را جذب می کنید اما خودتان را به این راحتی در دام عشق گرفتار نمی کنید.شوخ طبعی تان او را وادار میکند تا با شما کنار بیاید. او از بودن در کنار شما احساس شادمانی بسیاری دارد.
شخصیت نوع سه؛
بد نیست: شما نمی توانید به خوبی نامزدتان را به خود جذب کنید. اما خصوصیات جالب توجهی دارید که او بتواند با تکیه بر انها با شما کنار بیاید.سعی منید برای مشاهده امور مختلف دیدگاه یگانه ای داشته باشید.شما در چشم دوستانتان فردی کاملا صمیمی هستید.
شخصیت نوع چهار؛
مواظب باشید:شما نمی توانید نامزدتان را به خود جذب کنید چرا که دانش و ارزشهای غریزی انسانی والایی برخوردار نیستید.گاهی مواقع از خودتان بی تفاوتی هایی نشان می دهید به همین دلیل است که مورد پسند همسرتان نیستی
+ نوشته شده در جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 23:6  توسط صادقیون
|
کاترینا زن مطلقه 27 ساله ای است که با لودویگ گوتن – که به خاطر فعالیتهای تروریستی اش تحت تعقیب است – آشنا می شود و شبانه او را در خانه اش پناه می دهد. پلیس زن را دستگیر و بازجویی می کند. مطبوعات جنجالی از ماجرا خبردار می شوند و از زندگی خصوصی او سوژه ای جنجالی برای سرگرم کردن مردم می سازند. کاترینا 4 روز بعد آزاد می شود، اما زندگی اش دگرگون شده و آبرویش رفته است . او می خواهد از این مطبوعات انتقام بگیرد . لحن داستان مثل گزارش های روزنامه هاست؛ همان قدر بی رحم و کلی و سرد و به دور از انصاف. بل در این داستان به جنگ مطبوعاتی می رود که با زندگی آدمها بازی می کنند و بدون اینکه از جزئیات خبردار شوند ، قصه هایی به هم می بافند و ماجرا را آن طور که دوست دارند روایت می کنند.
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387ساعت 23:39  توسط صادقیون
|
برای پرهیز از انواع عقاید احمقانه ای که نوع بشر مستعد آن است ، نیاز به نبوغ خاصی نیست ؛ چند روش ساده شما را از خطاهای ابلهانه باز می دارد.
اگر موضوع چیزی است که با مشاهده روشن می شود، مشاهده را شخصاً انجام دهید. ارسطو می توانست از این باور اشتباه که خانم ها دندان های کمتری از آقایان دارند با یک روش ساده پرهیز کند؛ از خانمش بخواهد که دهانش را باز کند . او این کار را نکرد چون فکر می کرد می داند. تصور اینکه چیزی را می دانید در حالی که واقعاً آن را نمی دانید ، خطای مهلکی است که همه ما مستعد آن هستیم من فکر می کنم که خارپشت ها سوسک های سیاه را می خورند چون به من اینطور گفته اند اما اگر قرار باشد کتابی درباره رژیم غذایی خارپشت ها بنویسم، تا وقتی نبینم که یک خارپشت از این غذای اشتها کورکن لذت می برد، چنین اظهار نظری نمی کنم. ارسطو کمتر از من محتاط بود.
اگر مثل اکثر مردم علایق راسخ و پرشوری دارید، روش هایی هست که می تواند شما را از تعصبتان با خبر کند؛ اگر عقیده مخالف شما را عصبانی می کند، یعنی در ناخودآگاه تان می دانید که دلیل مناسبی برای نظرتان ندارید؛ اگر کسی بگوید که 2 به علاوه 2 می شود 5 یا اینکه ایسلند در خط استوا قرار دارد ، شما به جای عصبانی شدن ، برایش دل می سوزانید ، مگر اینکه اطلاعات ریاضی و جغرافیایی شما آنقدر کم باشد که این حرفها شما را به شک بیاندازد. بیشتر دعواهای وحشیانه مال وقت هایی است که طرفین بحث ، دلایل کافی ندارند.
یک راه دیگر برای اینکه خودتان را از حماقت خلاص کنید، این است که از عقاید مخالف اطراف تان آگاه شوید . من وقتی جوان بودم، سالهای زیادی را دور از کشورم سرکردم. فکر می کنم این قضیه درکم کردن تعصباتم بسیار موثر بود. اگر شما نمی توانید مسافرت کنید ،دنبال کسانی بگردید که دیدگاه های مخالف شما را دارند. روزنامه های مخالف را بخوانید؛ اگر مطالب آن روزنامه ها به نظرتان احمقانه آمد، یادتان باشد که مطالب شما هم ممکن است از نظر آنها همینطور باشد.
برای کسانی که قدرت تخیل قوی دارند، خوب است که در ذهنشان ، محاسبه ای را با شخصی که از نظر دارد تصور کنند. این روش در مقایسه با مباحثه رودررو یک فایده دارد؛ محدودیت زمانی و مکانی ندارد. مهاتما گاندی، راه آهن و کشتی های بخار و ماشین آلات را محکوم می کرد. شما ممکن است هرگز این شانس را نداشته باشید که با شخصی با چنین عقایدی روبه رو شوید چون اغلب مردم با تکنولوژی جدید موافقید. اگر می خواهید مطمئن شوید که در داشتن چنین باور رایجی بر حق هستید، روش مناسب برای امتحان این است که مباحثه ای خیالی با گاندی را تصور کنید.
مواظب حرف هایی باشید. از هر 10 مرد یا زن ، 9 نفر معتقدند که جنسیت شان برتری ویژه ای دارد؛ هر دو طرف دلایل زیادی هم دارند؛ اگر مرد باشید می توانید ادعا کنید که اغلب شعر او دانشمندان مرد هستند؛ اگر زن باشید می توانید نشان بدهید که اکثر جنایت ها هم کار مردان است. راهی برای برخورد با این باورهای احمقانه به نظرم نمی رسد.
+ نوشته شده در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 23:39  توسط صادقیون
|