تبليغاتX
به یاد نژاد

به یاد نژاد

وبلاگ دانشجوی رشته علوم ارتباطات اجتماعی دانشگاه آزاد بندر عباس ورودی 85

زن آینده هنراست

سال 2005 یا 2006 پژوهشی در اروپا انجام شد در مورد «زن در هنر» . پژوهش در حوزه جامعه شناسی فرهنگ بود؛ در حوزه اوقات فراغت . این پژوهش نشان می داد که زنان پیش از اوقات فراغت شان رارمان می خوانند ، کنسرت می روند، موزه می روند، تئاترهای مختلف شرکت می کنند و در همه عرصه هایی که مربوط به فرهنگ است، زنان مخاطبان اصلی شده اند؛ در حالی که مردان اوقات فراغت شان را بیش از پیش در چی می گذرانند؟ در ورزش، جلوی تلوزیون و جلوی کامپیوتر. زمانی که آقا دارد تلوزیون نگاه می کند ، خانم دارد رمان می خواند. وقتی آقا دارد اینترنت بازی می کند، خانم به کنسرت و تئاتر می رود. زمانی که مردان دارند فوتبال بازی می کنند، زن ها بازدید کننده موزه ها هستند. همین پژوهش باعث شد مقالاتی دربیاید. یکی از آنها جالب بود. عنوانش این بود که «زن، آینده هنر است» . معمولاً اگر با این فرمول آشنا باشید ، می گویند «زن،آینده بشریت است» چون زن، فرزند به وجود می آورد؛ چون زنان قالب مردان بزرگند؛ آنها را به وجود می آورند و مردان چی به وجود می آورند؟ آثار بزرگ . اما الان در قرن بیست و یکم انگار ماجرا دارد عوض می شود و زنان دارند خالق آثار بزرگ می شوند . البته آنجا ننوشته بود «خالق» ؛ نوشته بود «مصرف کننده های بزرگ بازار هنر». سوال چیست؟ سوال را لیندانش لند در 1970 مطرح می کند. لیندانش لند مورخ هنر است . او مقاله ای دارد تحت این عنوان که «چرا هنرمندان بزرگ نداریم؟» بعد خودش جواب می دهد که معمولاً 2 رویکرد و 2 نظر وجود دارد؛ یک نظر همیشه این بوده ؛ هنر عرصه انتزاع است، عرصه نبوغ است، عرصه زیبایی شناسی است و دلیل اینکه ما در عرصه هنر ، هنرمندان بزرگ زن نداریم خیلی ساده است ؛ چون ما با نبوغ زنانه روبرو نیسیتیم. زنان استعداد هنری ندارند. استعدادی اگر از خودشان در زمینه هنر نشان دادند در زمینه هنرهای دستی بوده ؛ کاموا و خیاطی و گلدوزی و آشپزی و در حوزه هنرهای والا مردان همیشه حضور داشتند . رویکرد فمینیستی با این موضوع برخورد می کند و این طوری آن را توضیح می دهد که تاریخ ، تاریخ مذکر است؛ چون تاریخ مذکر است نام زنان بزرگ هنرمند را اصلاً ثبت نکرده . این دو رویکرد در برابر هم قرار گرفته اند و هرکسی از یک موضوع دفاع کرده اما وقتی با رویکرد جامعه شناسان به بحث نگاه می کنیم ، کمی فرق می کند. ما باید بگردیم و عوامل اجتماعی و تاریخی ای که باعث غیبت زنان در تاریخ هنر شده را پیدا کنیم و ببینیم اینها چی هستند؛ بعد ببینیم آیا واقعاً زنانی نبوده اند یا بوده اند و ثبت نشده اند. رویکرد دیگری که در همین عرصه مطرح است ، این است که موقعیت زنان در تاریخ هنر، یک برساخت اجتماعی است. نمی توانیم بگوییم هنرمند«نبوده اند» باید بگوییم هنرمند «نشده اند» . هنرمند نبودن ذاتی زنان نیست؛ موقعیت اجتماعی آنها محصول فرایند تاریخی و شرایط اجتماعی مشخص است . من سعی می کنم به این سوال که آیا واقعاً عوامل تاریخی در این ماجرا- که چرا هنرمند بزرگ زن نداریم؟ - موثر و دخیل بوده اند یا [عوامل] ذاتی، در چهارچوب نظریات پی یر بوردیو پاسخ بدهیم. به هر حال این یک بیماری علوم انسانی است که هر حرفی می خواهند بزنند، سعی می کنند که یک چهارچوب نظری برایش پیدا کنند. بوردیو کتابی دارد- چاپ 1970 – تحت عنوان «وارثان، دانشجویان و فرهنگ». این عنوان بحث اوست. من می خواهم به جای دانشجویان بگذارم زنان و بجای فرهنگ هم بگذارم تاریخ و همان بحث را بیاورم در حوزه زنان و تاریخ هنر پیاده کنم . بوردیو می گوید نهاد آموزشی در جامعه دموکراتیک ، در شرایط حاضر 2 کارکرد دارد؛ یکی دموکراتیزه کردن آموزش، نهاد آموزشی و دانشگاه ها آموزش را عمومی می کنند . ورود برای همه آزاد است . کارکرد دوم شان مشروعیت بخشی و باز تولید نظم موجود است ؛ یعنی «ورود» را بگذارید کنار ، به خروج توجه کنید؛ چه کسانی از این دانشگاه ها فارغ التحصیل می شوند؟ دانشگاه خودش اینطور به ما پاسخ می دهد؛ کسانی که استعداد بیشتری دارند. آنها لیسانس را تبدیل می کنند به فوق لیسانس ، فوق را تبدیل می کنند به دکترا و بعد می شوند اساتید دانشگاه، روسای کارخانه ها و... به قول بوردیو «مالکان جامعه». بوردیو می گوید اما این یک توهم است. کارکرد مشروعیت بخشی یعنی چه ؟ یعنی همین توجیه «استعداد بیشتر یا کمتر»؛ چیزی که او اسمش را می گذارد «ایدئولوژی استعدادها». دانشگاه دارد می گوید کسانی فارغ التحصیل می شوند که استعداد بیشتری دارند، کسانی که وسط راه می برند که کشش ذهنی ندارند؛ درصورتی که این غلط است . چرا؟ چون دانشگاه خصوصاً در رشته های علوم انسانی از دانشجویان چیزی را توقع دارد که خودش تامین نمی کند. بنده این راهر روز دارم در کلاسهایم می بینم. نهادهای آموزش دموکراتیک ادعایشان این است – که اگر شما در خانواده ای به دنیا آمده اید که محروم از سرمایه اقتصادی یا فرهنگی است ، مهم نیست؛ وقتی پایتان را به نهاد آموزشی گذاشتید ، دانشگاه تضمین می کند که همه امکانات را به شکل برابر در اختیار همه بگذارد ؛ فارغ از تعلقات طبقاتی یا تحصیلی یا زن و مرد بودن یا شهرستانی و تهرانی بودن. اما دانشگاه چنین کاری را نمی تواند بکند ، چرا؟ چون همه با هم سال اول در یک کلاس می نشینند اما وقتی من می خواهم مثلاً درباره جامعه شناسی حرف بزنم و می گویم دورکیم می گوید جامعه شناسی علمی است که فرزند مدرنیته است و بحثم را ادامه می دهم، در این کلاس 40 نفره آن 10 نفری که در خانواده های تحصیل کرده یا فرهنگی به دنیا آمده اند و بزرگ شده اند یا خودشان اهل روزنامه و کتاب بوده اند، بحث مرا می گیرند؛ هم مدرینته را می دانند چیست، هم «پلورالیته»، هم «تکثر» را؛ اما آن 30 نفر بقیه کاملاً شوکه می شوند و اصلاً نمی فهمند من چی می گویم. اینها مجبورند 10 برابر آنهایی که به هر دلیلی با این فرهنگ آشنا بوده اند ، کار کنند. نتیجه اش این می شود که ما در سالهای دوم و سوم همین طور تلفات داریم. بعد دانشگاه چطوری این را توجیه می کند؟ «اینها بی استعداد بوده اند!» حالا چه کسانی «با استعداد» بوده اند و رفته اند بالاتر؟ فرزندان مالکان جامعه ، فرزندان مالکان سرمایه های اقتصادی و فرهنگی. بنابراین نظم اجتماعی دوباره باز تولید می شود و مالکان جامعه همان هایی می شوند که قبلاً بوده اند. حالا همین بحث را می خواهم بیاورم در حوزه زنان و تاریخ. تاریخ هنر ادعا می کند که زنان، استعداد هنری و نبوغ هنری نداشته اند. اگر شما به این تاریخ نگاه کنید، می بینید دقیقاً همین اتفاقی که بوردیو درباره دانشجویان و دانشگاه ها می گوید، در مورد زنان و تاریخ هنر اتفاق افتاده است. زنان تا قرن 18، از آموزش هنر محروم بودند. اولین آکادمی های هنر که تاسیس می شود، اولین قانونش ممنوعیت ثبت نام زنان بوده است. زنان هیچ وقت آموزش ندیده اند ، در حالی که بعضی رشته های هنری کاملاً مستلزم آموزش است. مثلاً برای نقاشی شما باید «پرسپکتیو» بدانید، باید «آناتومی» بدانید، باید ریاضی کمی بدانید و اینها آموزش کی خواهد. در مجسمه سازی شما باید مهارت های تکنیکی و عملی یاد بگیرید. به همین دلیل است که مثلاً زنان در ادبیات بیشتر درخشیده اند تا هنر. ادبیات احتیاج به هیچ کدام از اینها ندارد. به قول ویرجینیاوولف «اتاقی از آن خود» و یک مقدار پول و قلم و کاغذ می خواهد. دومین عاملی که می شود به آن اشاره کرد ، فقدان چهره ای به نام «کارفرمای هنری» در مورد زنان است. «کارفرما» کیست؟ «کارفرما» در کار هنری کسی است- در واقع تنها کسی است- که می تواند «هنر» را از حالت «سرگرمی اوقات فراغت» و «تفنن» تبدیل کند به یک «حرفه ». کارفرما کسی است که به شما سفارش کار می دهد. کارفرمایان بزرگ تاریخ هنر چه کسانی بوده اند ؟ «کلیسا» ، «دولت» یا «دربار» و «اشرافیت» . هیچ کدام از این کارفرمایان کارشان را به زنان سفارش نمی دادند، چون اصلاً اعتقادی به آموزش زنان یا حضور آنها در چنین وادی هایی نداشتند. در نتیجه هنر برای زنان همیشه در حد فانتزی روزهای یکشنبه یا در بهترین حالتش دستیاری هنرمندان بزرگ باقی ماند. سومین عامل اجتماعی خانواده است. در تاریخ هنر وقتی نگاه می کنید ، می بینید زنانی که به هر قیمتی بالاخره نامشان به عنوان زن هنرمند ثبت شده ، زنانی بوده اند که در دوره خودشان از نظر اجتماعی آدمهایی ناهنجار به حساب می آمده اند. ناهنجار به این معنا که یا ازدواج نکرده اند یا بچه دار نشده اند یا دیوانه شده اند و به جنون کشیده شده اند؛ چون معمولاً از طرف جامعه طرد می شده اند. ویرجینیا وولف می گوید عجیب نیست که در میان 4 زن بزرگ رمان نویس غرب- شارلوت برونته ، امیلی برونته، جورج الیوت و جین آستین – فقط 2 نفر ازدواج کرده اند و هیچکدام بچه نداشته اند؛ چون خود ازدواج و فرزند داشتن یک حرفه است. وقتی شما همسر و مادر هستید، این خودش یک کار تمام وقت است. حالا اگر بخواهیم بحث را در همان چهارچوب تئوری بوردیو جمع کنیم، باید گفت آن چیزی که به عنوان غیبت نبوغ هنری زنان در تاریخ ثبت شده، نه غیبت نبوغ هنری زنان در تاریخ ثبت شده، نه غیبت نبوغ هنری زنان بلکه مشروعیتی است که تاریخ به غیبت زنها در عرصه هنر داده است. عوامل اجتماعی (آموزش، کارفرما و خانواده) باعث شده زنان نتوانند سهم خودشان را در تاریخ هنر بگیرند. بنابراین نمی توانیم بگوییم اینها استعداد نداشته اند بلکه باید بگوییم شرایط اجتماعی و تاریخی فراهم نبوده برای اینکه آنها بتوانند جایگاهی در هنر پیدا کنند . اگر ماجرا بی استعداد بودن است، چطور است که تا قرن 19 زن ها غایبند در این عرصه - به جز استثناهایی- و در قرن 20 دیگر استثنا نیستند و زیاد می شوند و در قرن 21 بحث اصلاً بر می گردد و می گویند هنر و ادبیات دارد به عرصه ای زنانه تبدیل می شود؟ چرا این تغییر اتفاق افتاده؟ چون آن پایین چیزهایی متحول شده . شرایط تاریخی و اجتماعی زنان عوض شده است.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 23:39  توسط صادقیون  | 

روزنامه نيويورك تايمز

 

 نام درس : تاریخ روزنامه نگاری

          موضوع تحقیق : روزنامه نیویورک تایمز

          نام استاد : آقای رسول اف 

          گردآورنده : لیلی منتظری تختی

          نام دانشگاه : دانشگاه آزاد واحد بندر عباس

         تاریخ ارائه تحقیق : 17/1/1387

         منابع : سایت google،yahoo،New York Times،

        روزنامه شرق، روزنامه اعتماد، ویکی پدیا  

       آدرس وبلاگ : WWW.ERTEBAT85.BLOGFA.COM

                                     

 

 

 

 

 

 

                                             فهرست مطالب

 

 

 

تعریف روزنامه

پیدایش روزنامه

وضعیت کلی مطبوعات در آمریکا

مجلات خبری

روزنامه نیویورک تایمز

تاریخچه روزنامه نیویورک تایمز

نیویورک تایمز و اعداد

ساختمان شعبه اصلی روزنامه نیویورک تایمز

نیویورک تایمز و اینترنت

باماشین نیویورک تایمز ، تاریخ گردی کنید

نام کشورهایی که دفاتر اصلی و عمده این روزنامه در آن قرار دارد

اسامی سردبیرها

اسامی کارمندان قسمتهای خبری

اسامی مقاله نویسان

اسامی مقاله نویسان علمی و تجارت

اسامی دیگر پرسنل های برجسته این روزنامه

اسامی مدیران و کارمندان سابق این روزنامه

پولیتزر سمبل روزنامه نگاری افشاگرانه

وصیت نامه  پولیتزر

برندگان جایزه پولیتزر

نگاهی گذرا به دیگر روزنامه های کشور آمریکا

روزنامه واشنگتن پست

روزنامه لس آنجلس

تاریخچه روزنامه لس آنجلس

ویژگی های روزنامه لس آنجلس

نشریه کانن

نیوزویک

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

   تعریف روزنامه

 

روزنامه نشریه ای است که بطور مرتب ومنظم تهیه،چاپ و پخش می شود و بی هیچ قید و شرطی در دسترس مردم قرار می گیرد . روزنامه نه بیانیه است و نه اطلاعیه برای روشن ساختن افکار مردم ، بلکه به نشر اخبار و اطلاعات در زمینه های گوناگون و انتقاد و صلاح اندیشی د ر امور عمومی می پردازد .

 

      

   پیدایش روزنامه ها

 

درقرن هیجدهم ، جزوه ها و اوراق اطلاعاتی برای نخستین بار د ر اروپا بطور روزانه چاپ و پخش می شد. پس از پایان قرن نوزدهم تعداد خوانندگان روزنامه های اروپایی افزایش یافت و به هزاران یا میلیونها نفر رسید. روزنامه های اولیه بسیاری از انواع اطلاعات را در قطعی محدود و قابل تکثیر جای می دادند. روزنامه ها اطلاعاتی را درباره امور جاری ، سرگرمی و آگهی را در یکجا ارائه می  کردند.

مطبوعات روزانه ارزان در ایالات متحده آمریکا ، به سال 1892میلادی باز می گردد .

این روزنامه ها نخست فقط در شهر نیویورک توزیع می گردد اما پس از مدتی در تمام شهرهای بزرگ شرق آمریکا پخش شد.نخستین سالهای قرن بیستم،روزنامه های شهری یا منطقه ای پدیدار شد که اکثر مناطق ایالات متحده آمریکا راپوشش می داد. در طی دوران مهاجرت انبوه،روزنامه های بسیاری به زبان های خارجی در آمریکا منتشر گردید. در سال 1911،نود و هفت روزنامه به زبان آلمانی در شهر های غربی و شمال شرق آمریکا منتشر می شد.نخستین روزنامه های معتبر نیویورک تایمز و لندن تایمز بودند. در دیگر کشورهای اروپایی این دو روزنامه به عنوان الگو مورد توجه قرار می گرفتند. روزنامه های بخش ممتاز بازار تبدیل به نیروی سیاسی عمده ای شدند.در سال 1960 هر روز در انگلستان بیش از یک روزنامه به نسبت هر خانواده به فروش می رسید بطور متوسط 112 روزنامه برای هر 100 خانواده، اما این نسبت از آن پس پیوسته کاهش یافته است امروزه کمتر از 90 روزنامه برای هر 100 خانواده به فروش می رسد.کشورهای اروپایی هرکدام تعدادی روزنامه های سراسری، خصوصی و دولتی دارند.روزنامه های اروپا اغلب دیدگاههای سیاسی متفاوتی را در بر می گیرند و

 امکان انتخاب برای خواننده فراهم می کنند. در آمریکا همچنان انتشار روزنامه های محلی به صورت یک پیشه انحصاری درآمده است.اگر چه روزنامه ها در آمریکا محلی هستند اما به هیچ وجه تماما در مالکیت افراد محلی قرار نمی گیرند. بیش از 70 درصد این روزنامه ها به وسیله شرکت های انتشاراتی زنجیره ای کنترل می شوند. در بعضی از این روزنامه ها همانند بسیاری از روزنامه های اروپا مالکان

 خط مشی ها و سیاست ها  سر مقاله ها را تعیین می کنند و سردبیران و روزنامه نگاران خود را به پیروی از این سیاست ها متعهد می دانند. در زنجیره روزنامه های هرست هر روز چندین سر مقاله برای برای سر دبیران هشت روزنامه عمده فرستاده می شود که بعضی از آنها باید مورد استفاده واقع شوند.بسیاری از دولت ها اقدام به جلوگیری تملک روزنامه ها به وسیله شرکت های زنجیره ای بزرگ کرده اند وتلاش می کنند تا موازنه سیاسی را به مطبوعات تحمیل کنند. در سال 1970 در نروژ برنامه ای برای متعادل کردن سرمایه گذاری میان روزنامه هایی که نماینده جناح های مختلف سیاسی بودندآغاز گردید .

نخستین روزنامه خاورمیانه در سال 1828 هم زمان با سلطنت محمد علی پاشا د ر مصر منشر شد و نامشء(الوقایع المصری ) بود. سه سال پس از آن روزنامه ای ترکی به نام (تقویم وقایع) منتشر گردید وهشت سال بعد در ایران روزنامه (کاغذ اخبار ) به اهتمام میرزا صالح شیرازی یکی از نخستین دانشجویان اعزامی به اروپا انتشار یافت.

با ظهور اینترنت و کتاب الکترونیکی به تدریج تعداد روزنامه ها افزایش یافته واز شمارگان آنها کاسته می شود . فناوری جدید ، چاپ و تولید روزنامه ها رابسیارآسانتر از گذشته ساخته است .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  وضعیت کلی مطبوعات در آمریکا

حضور مرئی و نا مرئی صهیونیست ها  در مطبوعات آمریکا بیش از جاهای دیگر مشهود است . با وجود این که انجمن مطبوعاتی آمریکا 800 عضو دارد وتنها 20 نفر آنها یهودی هستند اما تمامی شاه کلیدهای مطبوعاتی آمریکا در دست این 20 نفر است. این تعداد محدود توانستها اند با هدایت مطبوعات به سمت سیاست های جهانی صهیونیسم ، خوراک فکری و خبری میلیون ها آمریکایی را تهیه کنند. نخستین نشریه ای که در آمریکا به نام صهیونیست ها منتشر شد ، روزنامه «برج

مراقبت  صهیونیسم» نام داشت که آن را یک تاجر یهودی به نام « شارل تارزسل » تاسیس کرد. آغاز قرن بیستم ، شاهد جهشی وسیع در انتشارات مطبوعات آمریکا بود ، بطوری که در سال 1914 تعداد نشریات روزانه و هفتگی به 15000 روزنامه رسید. اما این تعداد به هنگام جنگ جهانی اول و سپس جنگ جهانی دوم رو به کاهش گذاشت .در حال حاضر ، در آمریکا هر صبح 339 نشریه از چاپخانه

خارج می شود. در نیمروز نیز 17 نشریه دیگر و غروب هر روز یک هزار و 403 نشریه به دست خوانندگان آمریکایی می رسد. به عبارتی ، روزانه چاپخانه های آمریکا تعداد 1759 روزنامه منتشر می کنند که 61 میلیون آمریکایی انها را دریافت می کنند و تعداد بیشتری آن را ورق زده و می خوانند. علاوه بر این تعداد ، هر یکشنبه 688 نشریه هفتگی در 52 میلیون نسخه چاپ می شود و درنواحی

مختلف آمریکا توزیع می گردد. این جراید توسط بیش از 1700 شرکت توزیع می گردد ، که یهودیان یر نیمی از این جراید سلطه کامل دارند و در نیم دیگر آن اعمال نفوذ می کنند. و اما مجلات هفتگی آمار آن در سال 1981 بالغ بر 8000 نوع مجله بوده است و افزون بر این تعداد حدود 22 هزار نشریه دیگر به صورت فصلی یا گاهنامه به چاپ می رسد.در آمریکا عملا 5 شرکت عظیم رسانه ای کار تهیه واخبار ملی و بین المللی راانجام می دهند که عبارتند از :

ABS ،CBC ، NBC،CNN، FOX N ews

لیونارد کل دنسون ، لیون هس ، اوره ارلیک ،ویلیام پلی  ، جیمز رسن فیلد و دیوید فرچز ، مدیران شبکه CBS .

آلفرد سیلور من ، ایرون لجی لستین ، ریچارد سالانت و ریون فرانک ، مدیران شبکهNBC که همگی یهودی هستند.

گروه رسانه ای (DOnrey media) به تنهایی 54 روزنامه را در مالکیت  خود دارند.مجموعا 54 عنوان روزنامه و نشریه در اختیار برادران « نیو هاوس» که یهودی هستند قرار دارد که برخی با تیراژ 22 میلیون نسخه در هفته منتشر می شوند.

خانواده « سولز براگر » یهودی روزنامه نیویورک تایمز را اداره می کنند روزنامه ای که در سال 1896 توسط « آدلف اوش » یهودی تاسیس شد و در سال 1993 توسط این خانواده خریداری شد. این خانواده مالکیت 18 روزنامه دیگر ، 12 مجله با تیراژ قریب 5 میلیون نسخه 7 ایستگاه رادیویی 1 سیستم تلویزیون کابلی و 3 شرکت انتشاراتی کتاب را در اختیار دارند. آنها یک سوم مالکیت هرالدتریبون را نیز در اختیار دارند.

خانواده هرست نیز دارای بنگاه انتشاراتی هرست در بورلی هیلز کالیفرنیا و صاحب روزنامه هایی مانن نیویورک جرنال آمریکن ، آمریکن ویکلی ، لس انجلس ایو نینگ هرالد اکسپرس و لس انجلس هرالد اگزامینر هستند.

روبرت مورداک یهودی مالک نیوز گروپ ، فکس نیوز ، فاکس و کمپانی قرن بیستم است . هفته نامه ویکلی استاندارد نیز متعلق به گروه اوست که توسط ویلیام کریستول پسر ایروینگ کریستول  اداره  می شود. مورداک بیش از هر ناشر دیگری در جهان روزنامه منتشر می کند. دو سوم مجموع تیراژ روزنامه های استرالیا ، تقریبا نیمی از تیراژ  روزنامه های نیوزلند و یک سوم تیراژ روزنامه های انگلیس توسط مورداک منتشر می شوند. شرکت « نیوز کور پوریشن لیمیتد» که به تعلق دارد از لحاظ قلمرو جغرافیایی یکی از بزرگترین غول های جهان  محسوب می شود .

نشریاتی مانند روزنامه شیکاگو سان تایمز ، روزنامه بوستون هرالد ، روزنامه سان آنتونیو نیوزلند ، اکسپرس ، مجله نیویورک ، هفته نامه هوستون کامیونیتی ، صدای دهکده ، استار ، کیو و مجله کیو در آمریکا منتشر می شوند.

 

     

                     مجلات خبری

 

در آمریکا سه مجله خبری هفتگی از اهمیت و اعتبار بیشتری برخوردار ند:

-        تایم

-        نیوزویک

-        اخبار آمریکا و گزارشات جهان

 

 

 

تایم : توسط شرکت تایم منتشر می شود و بیشترین تیراژ یعنی 3/4 میلیون نسخه را دارد . تا اواخر سال 1977 سردبیر مجله « هنری گرون والد » بود که بعدها در سال 1979 ارتقای مقام پیدا کرد و سردبیر شرکت انتشاراتی تایم گردید. وی نیز یک یهودی می باشد.

 

نیوزویک: 2/9میلیون نسخه تیراژ دارد و متعلق به شرکت واشنگتن پست است. سردبیر این مجله « لیتر بر منس ئین » است که یک یهودی می باشد.

 

 

 

اخبار آمریکا و گزارشات جهان: این مجله ، نسبت به د و مجله دیگر محافظه کارتر و حاوی مطالب بیشتری در زمینه بازرگانی و تجاری است . تیراژی معادل 4/2 میلیون نسخه در هفته دارد و سردبیر آن « ماروین ستون » می باشد که او نیز یک یهودی است.

 

 

 

 

در ابتدا به نظر می رسد این تنوع گسترده در چاپ نسخه های مطبوعاتی (روزانه بالغ بر 60 میلیون نسخه ) نشان دهنده آزادی مطبوعات و عدم انحصار آنها در آمریکا ست . اما کنترل مستقیم یا غیر مستقیم صهیونیست ها بر موسسه های انتشاراتی و مطبوعاتی این فرضیه را ابطال می کند. روزنامه های مخصوص صهیونیست ها که در آمریکا تا کنون منتشر شده ، بالغ بر 244 روزنامه است که 158 مورد آنها به زبان انگلیسی منتشر می شود . تیراژ این روزنامه ها به طور تقریبی به بیش از 4 میلیون می رسد. علاوه بر آنمجلات  صهیونیستی دیگری نیز وجود دارد که از نام آنها وابستگی شان به صهیونیسم معلوم است ، مانند : زادسا ، جو یش پرس ، نشنال جویش برخی از مهمترین نشریاتی که تحت نفوذ ، کنترل و سیطره صهیونیسم در جامعه آمریکا قراردارند به شرح زیر می باشند:

نشریه کانن ، واشنگتن پست ، نیو زویک ، روزنامه لس آنجلس ، خبرگزاری رادیویی ، خبر گزاری ملی ، خبر گزاری کلمبیا. که در پایان بطور مختصر از این نشریات نیز خواهم نوشت .

برخی از روزنامه های آمریکایی به دلیل وسعت انتشار ، روی افکار عمومی غرب به ویژه افکار عمومی آمریکا تاثیر بسزایی دارند. روزنامه « وال استریت ژورنال »در سال 1981 در راس مطبوعات آمریکا قرار گرفت. تیراژ روزانه این روزنامه در آن سال به یک میلیون و 950 هزار نسخه می رسید و در سال 1982 نیز با همین تیراژ منتشر می شد. روزنامه « دیلی نیوز » با تیراژ یک میلیون و 600 هزار نسخه در روز د ر مرتبه دوم قرار گرفت .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

    روزنامه نیویورک تایمز

 

روزنامه نیوریک تایمز روزنامه ای بسیار معتبر و مشهور آمریکایی است که مر کز آن در کلان شهر نیویورک قرار دارد و هر روزه و بطور همزمان در آمریکا و دیگر نقاط  جهان چاپ و منتشر می شود و مورد مطالعه قرار می گیرد .این روزنامه متعلق به کمپانی نیویورک تایمز است که تنها یکی از پانزد ه روزنامه ای است که « شرکت نیو یورک تایمز » منتشر می کند. این شرکت روزنامه های

 مشهور دیگری مثل « هرالد تریبون بین المللی » و « بوستون گلاب » را هم منتشر می کند. در ایالات متحده روزنامه نیویورک تایمز بزرگترین روزنامه وابستهبه یک کلان شهر محسوب می شود. به خاطر سبک و ظاهر سنگین و موقری که این روزنامه دارد به آن لقب بانوی سفید مو«Gray Lady» داده شده است.

این روزنامه اولین روزنامه ای بود که از صفحه رنگی استفاد ه کرد ، در 16 اکتبر 1997 صفحه اول این روزنامه رنگی چاپ شد. ابتدا این روزنامه به غیر از یکشنبه ها همه روزه منتشر شد اما در طول جنگ داخلی آمریکا روزهای یکشنبه نیز یک مقاله چاپ می کرد که از آن زمان به بعد روزهای یکشنبه نیز منتشر می شود. در واقع این روزنامه یک منبع موثق برای رویدادهای مختلف محسوب می شود .این روزنامه یکی از مشهورترین روزنامه هایی است که سیطره صهیونیست ها بر آن سابقه دیرینه ای دارد.این روزنامه که بزرگترین روزنامه در ایالات متحده و جزو بزرگترین روزنامه در جهان است تقریبا به تمام منازل ، موسسه ها و اداره های  دولتی وارد می شود و مرجع اطلاعات آن گرفته شده از ایستگاههای رادیوو تلویزیونی است. نیویورک تایمز در روزهای نخست تاسیس خود دیدگاه

صهیونیست ها را درباره فلسطین ترویج می کرد و به نظریات صهیونیستها روی خوش نشان می داد ؛ به عنوان نومنه « حییم وایزمن » که بعدها رئیس جمهور اسرائیل شد ، در یک شماره این روزنامه مقاله ای نوشت ، در آن مقاله آمده بود« خبرهای نا آرامی میان اعراب و یهودیان در فلسطین مبالغه آمیز است و اصلماجرا مشاجراتی بی اهمیت بوده است». او با این مقاله می خواست بگوید که اغلب اعراب فلسطین با مهاجرت یهودی ها به کشورشان و سکونت در آنجا مخالفتی ندارند. سیطره صهیونیست ها بر نیویورک تایمز تا امروز ادامه داردو هم اکنون خانواده های یهودی سولز براگر که از اقوام و نزدیکان آدولف اوشهستند مالکیت این روزنامه را در اختیار دارند. مهمتر از همه این که شرکت نیویورک تایمز اخبار بیش از 500 موسسه مطبوعاتی و خبری را پخش می کند.

طبق آمار ای. بی. سی در سال 1978 تیراژ این روزنامه 878 هزارو 714 نسخهبود که در سال 1981 به 930 هزار نسخه افزایش یافت و در حال حاضر تیراژ آن بیش از یک میلیون نسخه است.

همچنین روزنامه نیویورک تایمز اولین روزنامه ای بود که بازیهای ویدئویی را تبلیغ می کرد که این قرار دادی بود میان ما کروسافت و تایمز. این قرار داد باعث شدکه افرادی که بدنبال اطلاعات جدید در باره بازی هستند روزنامه نیویورک تایمز را بخوانند که باعث فروش بیشتر این روزنامه شد.

در سال 1995 نیویورک تایمز صاحب وب سایت قوی شد که بهترین وب سایت بود در دسامبر 2005 تایمز تصمیم گرفت که برای بازدید از روزنامه د ر وب سایت مشترک بپذیرد که حق اشتراک ویا همان هزینه شارژ ماهیانه95/7 دلار و سالانه95/49 دلار بود .که در دسامبر 2007 نیویورک تایمز اعلام کرد که سرویس پولی دسترسی کاربران این سایت به اخبار و آرشیو آن متوقف شد و از امروز کاربران می توانند نسخه اینترنتی این روزنامه 146 ساله را بطور رایگان و شبیه بسیاری از سایت های روزنامه های دیگر مشاهده کنند. نیویورک تایمز از دو سال قبل سرویس پولی دسترسی کاربران به اخبار و آرشیو خود را راه اندازی کرد که د ر این  دو سال 227000 نفر بازدید کننده داشت و سود سالانه این کار بیش از 10میلیون دلار بود ، اما منسوخ شدن شیوه اشتراکی نسخه های اینترنتی روزنامه ها و نارضایتی اکثریت کاربران اینترنتی که هیچ دلیلی نمی بینند برای خواندن یک تکه از خبر از این سایت هزینه اشتراکی بدهند باعث شد تا نیویورک تایمز ازخیر در آمد 10 میلیون سالانه خود بگذرد و با باز کردن دسترسی کاربران به آرشیو باعث افزایش قابل توجه ترافیک سایت خود شود تا از این طریق و افزایش شمار بازدیدکنندگان هم درآمد از دست رفته اش را جبران کند و هم نارضایتی اکثریت کاربران را بدست آورد . که با این کار توانست بیش از 13 میلیون بازدیدکننده در ماه را داشته باشد . و لقب بهترین وب سایت را در میان روزنامه های دیگر را به خود اختصاص دهد.پیش بینی می شود با باز شدن آرشیو نیویورک تایمز شمار بازدیدکنندگان آن بطور قابل توجهی افزایش یابد و در آمد تبلیغاتی آن هم افزایش یابد.

اعتبار و نفوذ روزنامه نیویورک تایمز به حدی است که از آن به عنوان « منبع ملی» یاد می شود . منبع ملی به روزنامه هایی اطلاق می شوند که در کتب و نوشتارها ، از آرشیو مطالب شان به عنوان مدرک و یادکرد منابع تاریخی یاد میشوند . این روزنامه تا کنون موفق به دریافت بیش از 95 جایزه پولیتزر ( معتبرترینجایزه روزنامه نگاری) در دنیا شده است که از این  لحاظ در میان دیگر روزنامه

های جهان رکوردار محسوب می شود .

در سال 1919 این روزنامه به لندن هم پست می شد وهمچنین به شیکاگو که در ساعت 4 صبح به شیکاگو فرستاده می شد و در عصر هم پخش می شد. در سال 1940 روزنامه از نظر محتوا و همچنین تعداد و پهنای برگهایش افزایش یافت. در سال 1942 جدول و در سال 1946 هم مد به این روزنامه اضافه شد و بطور جهانی  و بین المللی ویرایش پیدا کرد .

این روزنامه با قدمتی بیش از صد سال در آمریکا وجهه خاصی دارد . سیستم توزیع در آن یکی از کاملترین و پیشرفته ترین سیستم های جهان است. این روزنامه نیز در چهار چاپخانه مجزا د ر دو نوبت صبح و عصر چاپ می شود. کادر فنی و نویسندگی آن به قدری استوار حرکت می کنند که هر آمریکایی احساس نیاز می کند تا این روزنامه را در اختیار داشته باشد . بنابراین این روزنامه بلافاصله

بعد چاپ به سایر ایالات متحده آمریکا می رود . شما می توانید در هر کجای آمریکا این روزنامه را بخوانید. اما یکی از ارکان سیستم های توزیع در چنین روزنامه هایی بدون شک پشتوانه مالی بسیار بالا است . وظیفه توزیع و پخش روزنامه از مهمترین کارهای روزانه یک جریده است و به زعم بسیاری از کارشناسان اولین و آخرین  راز توفیق هر نشریه یی توزیع سریع و دقیق آن است . سازمان توزیع وظایف تعریف شده ای دارد که اجرای صحیح هر کدام از آنها می تواند در افزایش تیراژ و مخاطبان نشریهموثر باشد. اگر بخواهیم درباره تامین هزینه های روزنامه پر تیراژی مثل نیویورک تایمز بنویسیم بدون شک تکرا نکاتی واضح است. زیرا نخستین محل در آمد چنین نشریاتی بدون شک فروش آنهاست تا تقاضا نباشد ، عرضه نیست . این شعار اول دنیای اقتصاد است که این روزنامه ها نیز پایبند آن هستند . بنابراین فروش می تواند نخستین محل تامین هزینه باشد. اما برای روزنامه های کوچکتر وضعیت چیز دیگری است. به عنوان مثال روزنامه «دیلی نیوز» نخستین محل تامین مخارج توزیع خود را ، آگهی قرار می دهد.این روزنامه سالانه 1 میلیون دلار را به شرکت توزیع خود داده تا نشریه آنها را پر مخاطب ترین محلات آمریکایی توزیع کنند.در آمریکا اکثر سازمانهای توزیع ، پول یکسال خود را در همان بدو کار می گیرند.آنها با توجه به استقبال مردم از جراید می دانند که اکثریتروزنامه ها از تمکن مالی خوبی برخوردار هستند. بنابراین بسیار زیرکانه عمل کرده و خود را از زیر باردرصد یا محاسباتی این چنینی خلاص می کنند.

 

 

 

 

           تاریخچه روزنامه نیویورک تایمز

 

در 8 سپتامبر 1851 روزنامه نیویورک تایمز بوسیله روزنامه نگار و سیاستمداری به نام « هنری جاوریس ریموند» و شریکش « جورج جونز » که یک بانکدار بود تاسیس و منتشر شد . در ابتدا عنوان آن « نیویورک دیلی تایمز » بود در سال 1857 نامش به نیویورک تایمز تغییر پیدا کرد . در سال 1896 میلاد ی در گیرو دار یک بحران مالی توسط « آد.ولف اوش » یهودی روسی الااصل خریداری شد و در حال حاضر « آرتور اوش سولز براگر » ، نوه دختری اوش و شریک یهودی الاصلش

« مولیوس آدلر » انحصارات نشریات نیویورک تایمز را در اختیار دارند که علاوه بر مالکیت یک خط تلویزیون به عنوان منبع خبری مادر ، برای دیگر روزنامه ها عکس ،رپرتاژ مخابره می کنند.

 از سال 1945 تا 1971 روزنامه نیویورک تایمز شروع به نوشتن اطلاعات سری در باره جنگ و سازمان پنتاگون در آمریکا پرداخت که اسم آن کاغذهای پنتاگون بود این اطلاعات را « دنیل الیسبرگ » و دوستش « آنتونی روسو » جمع آوری می کردند این اخبار در باره جنگ ویتنام بود . این روزنامه فاش کرد که طبقاسنادی که به دستش افتاده ، دولت آمریکا واقعیات جنگ ویتنام را دستکاریمی کند و سیر وقایع جنگی را به نفع خود تحریف می کند. وقتی که روزنامهنیویورک تایمز این اطلاعات را چاپ و منتشر کرد رئیس جمهور آن بسیار خشمگین شد و دستور توقفیف و توقف روزنامه نیویورک تایمز را صادر کرد. که این کار باعث شد که در سال 1971 واشنگتن پست شروع به انتشار این اطلاعات سری کند که وکیل دولت از آنها خواست که انتشار این مطالب را متوقف کنند که آنها قبول نکردند. بعد از آن در 26 ژانویه 1971 دادگاه عالی توافق کرد که روزنامه نیویورک تایمز شروع به کار کند. این روزنامه همچنین درباره جنگ جهانی دوم و جنایاتی که در این جنگ بوجود می آمد می نوشت. ویا جنایاتی که هیلتر با یهودیان انجام می داد .

در سال 1965 داستانی درباره یهودیان منتشر شد و همچنین جنایات نازی ها .اما ناشر این داستان که « باروس » بود بعد از انتشار این داستان خود را کشت .در سال 1980 روزنامه نیویورک تایمز به جرم اینکه گزارشاتی که تهیه می کند صادقانه و واقعی نیستند متهم شد. 

 

 

 

 

 نیویورک تایمز و اعداد

 

تا پایان سال 2005 ، بیش از 350 گزارشگر به صورت تمام وقت و حدود 40 عکاس برای نیویورک تایمز کار می کرده اند ، علاوه براین باید صدها نویسنده را هم در نظر گرفت که به صورت پاره وقت برای روزنامه مطلب می نویسند . نیویورک تایمز 16 دفتر در شهر نیویورک ، 11 دفتر بین المللی در ایالات متحده و 26 دفتر خارجی در سراسر جهان دارد .

20 چاپخانه در نقاط مختلف ایالات متحده این روزنامه را بطور همزمان چاپ می کنند ، در نتیجه تعدد چاپخانه های منتشر کننده ،این روزنامه هر روز صبح به موقع به دست همه خوانندگانش می رسد .

در سال 2006 این روزنامه آماری منتشر کرد که بر اساس آن در روزهای عادی هفته ، هر روز تیراژ ی حدود  1086798 (یک میلیون و هشتاد و شش هزارو هفتصد و نود و هشت ) نسخه  و در روزهای یکشنبه تیراژی حدود 1623697 (یک میلیون و ششصد و بیست و سه هزارو ششصد و نود و هفت ) نسخه دارد . قیمت هر شماره نیویورک تایمز در شهر نیویورک 1 دلار است ، قیمت شماره هاییکشنبه روز نامه 5/3 دلار است. که این آمار در سال 2007 تغییر کرد ، که حدود 1120420 نسخه در طول هفته و 1627062 نسخه هم در روزهای یکشنبه منتشرمی کند. قیمت هر روزنامه هم 25/1 دلار و روزهای یکشنبه 4 دلار شد که د ر جاهای دیگر حدود 5 دلار می باشد .

 

 ساختمان شعبه اصلی روزنامه نیویورک تایمز

 

در سال 1904 در خیابان 42 واقع بود که به آن میدان تایمز هم می گفتند بعد از 9سال هم به خیابان 43 غربی انتقال داده شد و تا بهار 2007 هم در آنجا بود بعد همبه بلوک جنوبی خیابان 18 منتقل شد . هم اکنون مکان اصلی و دفتر خانه آن در یک آسمان خراش بزرگ در نیویورک می باشد که این آسمان خراش شاهکاری در معماری محسوب می شود و در خیابان 40 و 41 غربی (من هاتن)قرار ر دارد که توسط معماری به نام « رنیزه پاینو » طراحی شده است.

این آسمان خراش 260 متری یک بنای با منظره خارجی تمام شیشه ای است . برای صرفه جویی در مصرف انرژی از شیشه هایی با قابلیت عبور کم تشعشعو همچنین برای نخستین بار میله های سرامیکی در بنای آن استفاده شده است

 

 

 

 نیویورک تایمز و اینترنت

 

از سال 1995 ، روزنامه دارای سایت اینترنتی است که در د و آدرس زیر قابل دسترسی می باشد:

www.nytimes.com و www.nyt.com

 

 

  باماشین زمان نیویورک تایمز، تاریخ گردی کنید

 

نیویورک تایمز کار جالبی کرده و آرشیو روزنامه را از سال 1851 تا 1922 به صورتجالبی روی سایت خود قرار داده است . کافی است تا سال و ماه مورد نظر خود راانتخاب کنید ، تا تصاویر صفحات روزنامه در آن روز به شما نشان داده شود .به عبارت دیگر شما با استفاده از ماشین زمان نیویورک تایمز TimesMachine می توانید ، اخبار مربوط به جنگ های داخلی آمریکا ، جنگ جهانی دوم و غرق شدن کشتی  تایتانیک راببینید و بخوانید .

 

 

 

 

نام کشورهایی که دفتر خانه و اداره های اصلی و عمده این روزنامه در آن قرار دارد:

-        بغداد

-        استانبول

-        مکزیک

-        سان فرانسیسکو

-        لس آنجلس

-        لندن

-        شیکاگو

-        واشنگتن

-        بوستون

-        آمریکا

-        هند

-        روم

-        سنگال

-        توکیو

-        مسکو

-        پاریس

-        فرانکفورت

-        ژاپن

-        هنگ کنگ

-        شانگهای چین

 

 

 

 

 

 

اسامی سر دبیرها

 

 

این روزنامه بخشها ی مختلفی از جمله خبرهای مربوط به کلان شهرها ، فرهنگی،انجمنها ، مافرتها ، خبرهای علمی ، خبرهای خارجی ، خبرهای ملی ، خبرهای ورزشی ، خبرهای مالی و اقتصادی ، خبرهای آموزشی ، تربیتی ، پرورشی ، و جدول و  مد دارد که سردبیر هر کدام از این بخشها را یک نفر به عهده دارد . به عنوان مثال :

 

- جوزف سکستون(Joseph Sexton)  ، سردبیر خبرهای مربوط به پایتخت

- ویل شورتز(Will Shortz)  سردبیر جدول کلمات متقاطع  

- سام سیفتون (Sam Sifton)  سردبیر خبرهای فرهنگی

-  پتی ولس(Pete Wells) ، سردبیر رستوران

- روبرت ولتز(Robert Woletz) ، سردبیر خبرهای جامعه

- اسچارت ام ریچ (Stuart Emmrich)سردبیر سفر

- گرالد مارزوراتی(Gerald Marzorati) ، سردبیر روزنامه نیویورک

- سام تانن هس( Sam Tanenhaus) ، سردبیر زمانهای مرور کتاب

- لائورا چنج( Laura Chang) ، سردبیر خبرهای علمی

- سوسن  چیرا( Susan Chira)، سردبیر خبرهای خارجی

- سوزانی دالی( Suzanne Daley) ، سردبیر خبرهای ملی

- تریپ گابریل( Trip Gabriel) ، سردبیر مد

- لاورنس انگراسیا( Lawrence Ingrassia) ، سردبیر خبرهای مالی

- تام جولای( Tam Jolly) ، سردبیر ورزشی

- اسکات ویال( Scott Veale) ، سردبیر تفریحی و هنری

- ویلیام ام سی دنالد( William McDonald) ، سردبیر آگهی های درگذشت

- الیسون میچل((Alison Mitchell ، سردبیر تحصیلی ، آموزش

- کاچرین . ج . روبرتز( Katherin J.Roberts) ، سردبیر« هرهفته در تجدیدنظر »

 

 

 

 

قسمتهای خبری

 

-        بیل کیلر ( Bill Kelrr) مدیر اجرائی روزنامه

-        جیل آبرامسون ( Jill Abramson) مدیر عامل ویا اداره کننده

 

 

خبرها

- جان . ام . گدس  ( John M.Geddes) سردبیر اداره کننده (تولید)

- جاناتان لندمن (Jonathan Landman) نماینده سردبیر

- دین باکوات (Dean Baquet) دستیار مدیر روزنامه

- ریچارد . ال . برک (Richard L.berke) دستیار مدیر روزنامه

- تام بودکین (Tom Bodkin) دستیار مدیر روزنامه

- سوسن ادجرلی (Susan Edgerley) دستیار مدیر روزنامه

- گلن کرامون (Glenn Kramon) دستیار مدیر روزنامه

- گراد مارزوراتی (Gerald Marzorati) دستیار مدیر روزنامه

- میشل ام سی نالی (Michele McNally) دستیار مدیر روزنامه

- ویلیام ایی . اسمایت (William E.Schmidt) دستیار مدیر روزنامه

- کریج . آر . ویتنی (Craig R.Whitney) دستیار مدیر روزنامه

 

 

مقاله نویسان

 

در مورد مقاله نویسان نیز باید گفت که مقاله هرروز بر عهده یک نفر می باشد به عنوان مثال :

-        دیوی اندرسون ( Dave Anderson) ، مقاله نویس هفته ای

-        پتر اپل بومی (Peter Applebome) ، مقاله نویس چهارشنبه و یکشنبه

-        هاروی آراتون (Harvey Araton) ، مقاله نویس هفته ای

-        دن باری (Dan Barry) ، مقاله نویس چهارشنبه و شنبه

-        روجر کوهن (Roqer Cohen) ، مقاله نویس چهارشنبه و شنبه

-        کلید هابرمن (Clyde Haberman) ، مقاله نویس سه شنبه و جمعه

-        آدام لیپ تک (Adam Liptak) ، مقاله نویس دوشنبه

-         ویلیام سی رودن (William C.Rhoden) ، مقاله نویس هفته ای

-        سلنا روبرتز (Selena Roberts) ، مقاله نویس هفته ای

-        جورج وک سی (George Vecsey) ، مقاله نویس هفته ای

-        جان وینوکیور (John Vinocur) ، مقاله نویس سه شنبه

-        دیوید بروکس(David Brooks) ، مقاله نویس پنجشنبه و یکشنبه

-        گیل کولینس(Gail Collins) ، مقاله نویس پنجشنبه و شنبه

-        مائورین دود( Maureen Dowd) ، مقاله نویس چهارشنبه و یکشنبه

-        توماس ال . فریدمن (Thomas L.Friedman) ، مقاله نویس چهارشنبه و یکشنبه

-        باب هربرت (Bob Herbert) ، مقاله نویس دوشنبه و پنجشنبه

-        نیکولاس دی کریستوف (Nicholas D.Kristof) ، مقاله نویس سه شنبه و یکشنبه

-        ویلیام کریس تول (William Kristol) ، مقاله نویس دوشنبه

-        پاول راگ من (Paul Krugman) ، مقاله نویس دوشنبه و جمعه

-        فرنک ریچ (Frank Rich) ، مقاله نویس یکشنبه

 

 

مقاله نویسان علمی

-        هنری فوتین (Henry Fountain) ، مقاله نویس سه شنبه

-        جان تیرنی (John Tierney) ، مقاله نویس سه شنبه

 

 

 مقاله نویسان تجارت ( کسب و کار)

-        فولوید نوریس (Floyd Norris) ، مقاله نویس جمعه

-        گرت چن مورگنون (Grechen Morgenson) ، مقاله نویس یکشنبه

-        جوزف نوک را (Joseph Nocera) ، مقاله نویس شنبه

 

 

 

دیگر پرسنل های برجسته

 

-        لیندا گرین هوس (Linda Greenhouse) خبرنگار دادگاه عالی و برنده جایزه پولیتزر آمریکا

-        مایکیو کاکو تانی(Michiko Kakutani) مرور کننده کتاب

-        کریستوفر لهمان هاپت(Christopher Lehman-Haupt) مرور کننده کتاب

-         سیا مایکل(Sia Michel) سردبیر موسیقی

-        جان پارلس(Jon Pareles) منتقد موسیقی پاپ

-        آلان ام سیگال و ویلیام جی . کونولی(Allan M .Siegal and William G.Connolly) نویسنده های از نیویورک ، فرصتهای دستی از شیوه نگارش و کاربرد

-        نیل استراس(Neil Strauss) نویسنده موسیقی آزاد

-        فیلیپ (Philip) خبرنگار امنیت ملی

-        دیوید ای. سنگر (David E.Sanger) خبرنگار خانه سفید بدون اجازه

-        دان وان ناتا(Don Van Natta) خبرنگار جستجوگر و برنده جایزه پولیتزر

-        شریل ودان (Sheryl Wu Dunn) صنعت و سردبیر بین المللی و برنده جایزه پولیتزر

-        اریس اسیمو(Eric Asimov) منتقد

-        دیوید پوگ (David Pogue) مقاله نویس تکنولوژی شخصی

-        ای. او . اسکات (A.O.Scott) منتقد فیلم

-        منوهلا دارگیس(Manohla Dargis) منتقد فیلم

-        استیفن هولدن(Stephen Holden) منتقد فیلم

-        جانت .ال . روبینسون(Janet L.Robinson) رئیس اجرائی شرکت نیویورک تایمز

-        اسکات .اچ. هیی کین کاندی(Scott H.Heekin) مدیر روابط عمومی

-        دنیس .ال. استرن( Dennis L.Stern) ارشد وی پی و معاون مدیر عمومی

-        دنیس .اف. وارن(Denise F.Warren) ارشد وی پی مامور و رئیس تبلیغات

-        الیکس بارک(Alexis Buryk) ارشد وی پی و تبلیغات

-        توماس . ک . کارلی(Thomas K.Carley) ارشد وی پی و برنامه ریزی

-        یاسمین نمینی(Yasmin Namini) ارشد وی پی و مامور ورئیس اطلاعات

-        رولند .ای. کاپوتو(Roland A.Caputo) ارشد وی پی مامور و رئیس مالی

-        تری.ال. هی یس(Terry L.Hayes)  ارشد وی پی روابط لبی

-        توماس . پی .لمباردو(Thomas P. Lombardo) ارشد وی پی مسئول تولید

-        موریل وات کینس(Muriel Watkins) ارشدوی پی و تدبیر های انسانی 

-        کریستین .ال . ادواردز(Christian L.Edwards) رئیس سرویس های خبری

-        وایوین اسکیلر(Vivian Schiller) ارشد وی پی مدیر عمومی شرکت نیویورک تایمز

-        میشل ارس کس(Michael Oreskes) سردبیر کرسی خطابه ( حامی ملت) پیشرو بین المللی

 

 

 

 

 

اسامی مدیریران ، کارمندان و ناشران سابق

 

ناشران :

-        ادولف اوچ(Adolph Ochs) از سال 1896 تا 1935

-        آرتور هایز سولز براگر(Arthur Hays Sulzberger) از سال 1935 تا 1961

-        ارویل درای فوتز(Orvil Dryfoos) از سال 1961تا سال 1963

-        آرتور اوش پانچ سولزبراگر (Arthur Ochs Punch Sulzberger) از سال 1963تا 1992

-        ارتور اوش سولز براگر (Arthur Ochs Sulzberger) از سال 1992 تا کنون

 

سردبیرهای اجرائی :

-        تورنر کات لج(Turner Catledge)از سال 1964تا 1968

-        جیمس رستون (James Reston)ار سال 1968تا1969

-        پوزیشن واکنت(Position Vacant)از سال 1969تا1976

-        ای .ام روزینتال(A.M.Rosenthal)از سال 1977تا1986

-         ماکس فرنکل(Max Frankel)از سال 1986تا1994

-        جوزف لی لود(Joseph Lelyveld)از سال 1994تا 2001

-        هاول رینز(Howell Raines)از سال 2001تا2003

 

 

روزنامه نویسان :

 

-        فرنک ریچ(Frank Rich)

-        توماس ال فریدمن(Thomas L.Friedman)

-        مئورین داود(Maureen Dowd)

-        باب هربرت(Bob Herbert)

-        گیل کولینس(Gail Collins)

-        دیوید برووکس(David Brooks)

-        روجرکوهن(Roger Cohen)

-        پائول کروگمن(Paul Krugman)

-        نیکولاس دی کریستوف(Nicholas D.Kristof)

-        ویلیام کریستوف(William Kristof)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

    پولیتزر سمبل روزنامه نگاری افشاگرانه

 

پولیتزر کلمه نام آشنای حرفه روزنامه نگاری است. پولیتزر مظهر موفقیت روزنامه نگاری حرفه ای در آمریکا ست. شاید کسانی که کتابی می خوانند یا حداقل آن راتورق می کنند نام پولیتزر را در گوشه ای از کتاب دیده باشند، چرا که جوایز معتبر پولیتزر طیفی از فعالیتهای فرهنگی را در بر می گیرد. نمایشنامه نویس ، تاریخ نویس ، نویسندگان ادبیات داستانی ، شخصیت نگاری ، موزیسین و شاعر از جایزه پولیتزر سهمی دارند. اما سهم اصلی را روزنامه نگاران ، ژورنالیست ها و عکاسان می برند . آن ها که اثری از خود بر جای گذاشته اند و سهمی از آگاه سازی افکار عمومی را به دوش کشیده اند ،  پولیتزر را بشناسند ، نام پولیتزر با حرفه روزنامه نگاری گره خورده چرا که ژوزف پولیتزر به عنوان سمبلی از خبرنگاری افشاگری و عمق گرا شناخته می شود .

ژوزف پولیتزر یکی از ادبا و فضلای بزرگ آمریکایی بود . این مرد که مبتکر و موسس چند مجمع و مرکز ادبی و تحقیقاتی بود ، بنیاد جایزه های را گذاشت که امروزه یکی از معروفترین جوایز ادبی جهان محسوب می شود . این جایزه که برندگان آن را دانشگاه کلمبیا تعیین می کند ، جایزه پولیتزر نام دارد و به هر برنده 1000 دلار داده می شود .    

در سالهای پایانی قرن نوزدهم ، این خبرنگار مجاری تبار ، با شخصیت بی بدیل خود و نیز مهارت در حرفه روزنامه نگاری ، به حقیقت یابی دست زد . قصه این افشاگری به ماجرای انفجار رزم ناو آمریکا « مین » در خلیج هاوانا در سال 1898 باز می گرد د . این انفجار دستاویز اعلام جنگ ایالات متحده علیه اسپانیا بود و به الحاق کوبا ، پورتوریکو ، فیلیپین و جزیره گوام به این کشو منجر شد. شب 15

فوریه 1898 ، حوالی ساعت نه و چهل دقیقه انفجاری عظیم در رزم ناو « مین » روی داد. این ناو در لنگر گاه هاوانا غرق شد و 260 تن جان خود را از دست دادند . بلافاصله پس از این حادثه ، مطبوعات آمریکا ، اسپانیایی ها را متهم به بمب گذاری در بدنه کشتی کرد ه  و اردو گاه های مرگ و حتی گرایش های آدمخوارانه آنان را به باد ناسزا گرفتند.دوتن از اربابان جراید در پی این ماجرا با هم به مسابقه برخاستند: « ژوزف پولیتزر» از روزنامه ورلد و « ویلیام راندولف هرتس » از نیویورک ژورنال . این کارزار تبلیغاتی مورد حمایت آن دسته از تجار آمریکایی که سرمایه گذاری کلانی در کوبا کرده بودند و رویای بیرون راندن اسپانیا را در سر می پرورداندند ، نیز قرا گرفت. رقیب ستیزه جوی پولیتزر از هیچ گونه تلاشی برای مبالغه یا برانگیختن احساسات مضایقه نمی کرد .به ماجرای مین اختصاص داده ، علم انتقامجویی را افراشته و با پشتکار تمام تکرار می کرد ؛ مین را از یاد نبرید ، مرگ بر اسپانیا. دیگر روزنامه ها نیز از او تبعیت می کردند. تیراژ نیویورک ژورنال ابتدا از 30 هزار به 400 هزار نسخه افزایش یافت و دیری نپائید که از مرز 100 هزار نسخه نیز گذشت. افکار عمومی کاملا به هیجان آمده و فضایی متشنج در آمریکا پدید آمده بود . رئیس جمهور وقت ویلیام مک کینلی که از همه سو زیر فشار قرار گرفته بود ، روز 25 آوریل 1898 به مادرید اعلام جنگ نمود. هرست کارزار عظیمی به راه انداخت که آنرا می توان به خوبی در فیلم همشهری کین ، اثر اورسون ولز (1941) دید.اما دوراندیشی و مهارت روزنامه نگاری پولیتزر سبب پیروزی او در این مبارزه شد.سیزده سال بعد (1911) زحمات پولیتزر نتیجه داد . کمیسیون تحقیق در رابطه با تخریب رزم ناو مین به این نتیجه رسید که این سانحه د ر واقع ناشی از یک انفجار تصادفی در موتور خانه بود ه  است .جالب است بدانید که ژوزف پولیتزر یکی از بنیان گذاران روزنامه نگاری موسوم به زرد است. او درسال 1896 نشریه ای به نام نیویورک ورد Newyork Word  را منتشر کرد که در  آن از هر شیوه ای برای جذب مخاطب و بالا بردن تیراژ استفاد ه  می کرد . پولیتزر در نشریه خو د ش یک شخصیت کارتونی خلق کرد به نام پسر بچه زرد که بسیار معروف شد  .

 

   وصیت نامه پولیتزر

 

ابتکار عمل او در تشکیل روزنامه های نیویورک ورلد«Newyork world» و سنت لوئیس پست دیسپچ « Post-Dispatch Stlouis» روش جدیدی از روزنامه نگاری را پدید آورد. او اولین کسی بود که پیشنهاد تاسیس دانشکده ای را برای آموزش خبرنگاران در سطح دانشگاهی ارائه داد. طبق وصیت نامه پولیتزر در سال 1904 میلادی ، ثروت او ، وقف اختصاص جوایز ی برای بهترین های خبرنگاری ، ادبیات ، نمایشنامه و موسیقی گردید.

وی در وصیت نامه اش نوشته بود که هر سال به بهترین های هر حوزه ، چها ر جایزه به حوزه خبرنگاری ، چهار جایزه به حوزه ادبیات و نمایشنامه ، یک جایزه برای آموزش و چهار جایزه به صورت بورس خارج اعطا شود . در حوزه ادبیات ، این جایزه به بهترین و جدیدترین رمان آمریکایی ، کتاب درباره تاریخچه آمریکا ، زندگینامه یک فرد مشهور آمریکایی و معرفی خدمات دولتی توسط مطبوعات داد ه شود . اما بر اثر مرور زمان نحوه اعطای جایزه پولیتزر دستخوش تغییر و تحولات بسیاری شده است . از آغاز اعطای جوایز پولیتزر در سال 1917 هیات نظارت به « انجمن جایزه پولیتزر » تغییر نام یافت و اکنون تعداد جوایز به 21 جایزه رسیده و موضاعات جدیدی چون شعر ، موسیقی و عکس نیز به آن اضافه شده است . از وصیت نامه پولیتزر 88 سال می گذرد اما هر سال د ر ماه آوریل ریاست دانشکده کلمبیا برندگان معتبرترین جایزه ادبی ، فرهنگی آمریکا را بطور رسمی اعلام می کند. پولیتزر در وصیت نامه اش مبلغ دو میلیون دلار به خاطر تاسیس دانشکده خبرنگاری وقف این دانشگاه کرده بود.

 

  برندگان جایزه پولیتزر

 

پولیتزر 2004 را باید به نام لس آنجلس تایمز ثبت کرد . نویسندگان و خبرنگاران و همچنین یک عکاس برجسته لس آنجلس تایمز ، با گرفتن جایزه پولیتزر در پنج رشته مختلف ، این روزنامه را د ر صدر جوایز امسال پولیتزر نشاند.  در رشته « گزارش خبری » برای پوشش آتش سوزی های گسترده در جنگلهای جنوب کالیفرنیا ، د ر رشته « گزارش ملی » به خاطر مقاله هایی که در این روزنامه در مورد غول توزیع آمریکا شرکت دال مارت و تاکتیک هایی که برای تبدیل شدن به بزرگترین فروشگاه زنجیره ای جهان به کار بست برنده جایزه پولیتزر شناخته شد.  لس آنجلس تایمز ، همچنین در رشته اخبار روز و انعکاس اخبار ملی نیز جایزه دریافت کرد و « دن نیل » برای نقد مطبوعاتی و « ویلیام استال » برای مقاله نویسی دو جایزه گرفتند. جایزه عکاسی برای مقالات ، نصیب خانم             

Carolyn Cole شد او به خاطر عکس های خیره کننده ای که از سربازان خردسال د ر جنگ لیبری گرفته بود مستحق دریافت جایزه شناخته شد. این دومین باری بود که یک روزنامه موفق می شد 5 جایزه را در عرض دوسال از آن خود کند. پیش از این نیویورک تایمز در سال 2002 به دلیل پوشش خبری 11 سپتامبر و عواقب آن موفق به چنین مقامی شده بود . سردبیر لس آنجلس تایمز در حالی که به شدت تحت تاثیر قرار گرفته بود گفت : « احساس می کنم این جوایز بازتاب عمیق استعدادی است که در روزنامه وجود دارد . مردن به خاطر فداکاری آرمانی است که در سرتاسر ساختمان روزنامه به چشم می خورد» .در رشته گزارش تحقیقی جایزه پولیتزر به دو خبرنگاران روزنامه محلی روزنامه بلاد«Blade» در شهر تولیدو ایالت اوهایو  داد ه شد. خبرنگاران این روزنامه :Michael D.Sallah و Joe Mahr گزارشی د ر باره جرائم سال 1967 یک گردان از نیروهای آمریکا در ویتنام منتشر کردند.

در رشته گزارش تشریحی دو نویسنده وال استریت ژورنال Kevin Helliker  وThomas M.Burton جایزه دریافت کردند این جایزه به خاطر یک گزارش مفصل در باره بیماری مرموز انوریسم که سالانه جان هزاران نفر را د ر آمریکا می گیر د اعطا شد.

جایزه گزارش حوزه خبری «Beat Reporting» به دانیل گولدن خبرنگار روزنامه وال استریت ژورنال رسید به خاطر مقاله دقیق و پر مدرکی که در باره قبول شدن بچه های پولدار فارغ التحصیلان  دانشگاه های عمده  در این دانشگاه ها نوشته بود.

از دیگر برندگان جوایز روزنامه نگاری پولیتزر  ، باید از نیویورک تایمز و USA Today نام برد . جایزه خدمات اجتماعی از طریق روزنامه نگاری به آقایان دیوید David Barstow و Lowell Bergman از روزنامه نیویورک تایمز تعلق گرفت که در یک سلسله مقاله ، به تحقیق در باره صدمات بدنی و مرگ کارگران آمریکائی در محیط های کار پرداخته بودند.

در رشته کاریکاتور سیاسی و خبری ، علیرغم رقبای عمده ای چون ، گری ترودو ، واستیوک سک «Steve Sack» از روزنامه Star Tribune در مینیا پوس ، جایزه پولیتزر نصیب Matt Davies ، کاریکاریست روزنامه محلی جورنال نیوز در ناحیه White Plains در شمال نیویورک شد.

جایزه بهترین یادداشت به لئو نارد پیتز نویسنده روزنامه میامی  هرالد اختصاص یافت . او 13 سال است برای روزنامه میامی هرالد کار می کند و در مقالات خود به موضوع های گوناگونی از روابط نژادی ، موسیقی پاپ و زندگی خانوادگی در جهان امروز پرداخته است.  

در بخش « گزارش بین المللی » واشنگتن پست موفق به کسب پولیتزر برای گزارش های مربوط به عراق شد. جایزه بهترین خبرنگار بین المللی نصیب Anthony Shadid از روزنامه واشنگتن پست شد به خاطر توانائی فوق العاده ایکه در انعکاس عواطف و احساسات مردم عراق د ر روزهای سرنگونی صدام حسین به خروج داده بود .

تیم عکاسی Cheryl Diaz و David Leeson از روزنامه دالس مورنینگ نیوز به خاطر عکسهای خبری از جنگ عراق نصیب خود ساختند.

تنها برنده ایرانی این جایزه « جهانگیر رزمی » است که عکس های وی از صحنه یک اعدام دسته جمعی مخالفان نظام جمهوری اسلامی در کردستان ایران در سال 1358 باعث شد تا وی موفق به دریافت این جایزه شود . هر جایزه پولیتزر 10 هزار دلار ارزش مادی دارد به غیر از جایزه بخش عمومی که تنها شامل یک مدال طلا می شود .

حرفه روزنامه نگاری با مدد گرفتن از تکنولوژی های جدید دستخوش تغییرات فراوانی شده اما همچنان ارزش روزنامه نگاری عمق گرا حفظ شده است.گزارش هایی که دورغگویی را رسوا و حقیقتی را فاش می کند . روزنامه نگار بنا بر مسئولیت اجتماعی خویش سوژهای را تعقیب می کند و پس از ماهها مرارت بر سر کشف حقیقت به رازهای پنهان دست می یازد. به همین سبب است که 6 جایزه از مجموع 21 جایزه پولیتزر به انواع مختلف گزارش  نویسی اختصاص یافته است. اما متاسفانه گزارش نویسی بنا بر دلایل متعدد در روزنامه نگاری ایرانی کمتر رواج دارد . آنان که مسئولیتی در روزنامه دارند ترجیح می دهند بیشتر ، وقت مصاحبه بگیرند و اگر حوصله ای داشتند مقاله ای قلمی کنند و بدین  ترتیب کسی زحمت تهیه گزارش را به جان نمی خرد. دبیران و سردبیران غالبا تازه واردها را

وادار به نوشتن گزارش می کنند که در آن صورت حاصل چیزی جز اطلاعات سر هم بندی شده نمی شود . 

        

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نگاهی گذرا به دیگر روزنامه های کشور آمریکا

 

روزنامه واشنگتن پست

 

روزنامه واشنگتن پست بعد از نیویورک تایمز مشهورترین و پرتیراژ ترین روزنامه است که در قشر اصحاب ادرات و کارمندان دولت توزیع می شود و نظرات سیاسی را به سیاستمدران القاء می کند . این روزنامه به سال 1981 روزانه620 هزار نسخه منتشر می شده است ، این روزنامه تحت سلطه مالی و اداری یهود می باشد و در هر مساله دیدگاه صهیونیست ها را بیان می دارد. این روزنامه توسط « کاترین مایرگراهام » دختر میلیونر یهودی اداره می شود. واشنگتن پست بزرگترین و قدیمی ترین روزنامه آمریکایی است که در واشینگتن دی سی پایتخت ایالات متحده آمریکا  به چاپ می رسد . در اوایل دهه 1970 این روزنامه به دلیل  پیگیری جریان واتر گیت به وسیله دو تن از روزنامه نگارانش باب وودوارد و کارل برن اشتاین نقش بزرگی در رسوایی ریاست جمهوری نیکسون ایفا کرد و بدین ترتیب از شهرت جهانی برخوردار شد .

به طور کلی واشنگتن پست در زمره بهترین روزنامه های آمریکایی با روزنامه های نیویورک تایمز که به خاطر چاپ گزارش هایی در زمینه رویدادهای بین المللی و وال استریت ژورنال که به دلیل درج گزارش های مالی مشهور هستند هم تراز محسوب می شود. این روزنامه به دلیل استقرار دفتر روزنامه نگاری آن در پایتخت آمریکا از یک سو و انتشارش در درون محافل و دستگاه های حکومتی آمریکا از سوی دیگر دارای اهمیت قابل توجهی است. واشنگتن پست به دلیل چاپ گزارش هایی در مورد عملکرد کاخ سفید ، کنگره و دیگر موضوعات مرتبط با دولت آمریکا ، خود ش را از سایر روزنامه ها متمایز کرده است. اکثریت خوانندگان این روزنامه را مردم مناطق کلمبیا ، حومه مریلند ، و ویرجینیای شمالی تشکیل می دهد. بر طبق اعلام دفتر حسابرسی تیراژ ها از سپتامبر سال 2004 میانگین تیراژ این نشریه روزانه 707690 نسخه و در روزهای یکشنبه به 1007487 نسخه بالغ می شود که با این تیراژ در رتبه پنجم پس از بزرگترین روزنامه ها در کشور آمریکا یعنی نیویورک تایمز ، لس آنجلس تایمز ، وال استریت ژورنال و یو اس ای تودی قرار می گیرد. این روزنامه در سال 1877 به وسیله « استیسون هات چیز » تاسیس شد و در سال 1880 اولین روزنامه ای بود که در واشنگتن دی سی به صورت روزانه منتشر شد. در سال 1905 « جان . مک . لین » و پسرش « جان رول مک لین » مالکین سینسیناتی اینکوایر سهام مدیریتی این روزنامه را خرید. جان مک لین قبل از مرگش در سال 1916 به دلیل عدم اعتمادی که به پسرش داشت روزنامه را وقف کرد . این کار او باعث شد که پسر جان پس از مراجعه به دادگاه و تلاش بسیار وقف را لغو کند و پس از آن نیز با مدیریت غلط روزنامه را به سوی تباهی کشاند. پس از ورشکسته شدن این روزنامه در سال 1933 در حراجی ورشکستگان ، یک سرمایه دار یهودی به نام « یورگن  مایر » از فرصت بحران مالی جان . مک . لین صاحب این روزنامه استفاده کرد و آن را به مبلغ ناچیز ی خرید . ذکر این نکته خالی از فایده نیست که عملیات خرید روزنامه های نیویورک تایمز، واشنگتن پست ، و تایمز لندن حالتی مشابه داشته است . به این شکل که این این روزنامه ها محاصره تبلیغاتی می شدند و وقتی در مرز ورشکستگی قرار می گرفتند ، صهیونیست ها آن را با بهای نازل می خریدند. این فرد کسی است که تا هنگام مرگش در سال 1959 با همکاری دامادش « فلیپ ال گراهام » به عنوان یک ناشر موفق ، نقش مهمی در بازیابی حیثیت و شهرت ازدست رفته واشنگتن پست ایفا کرد . مایر در سال 1954 توانست با جذب همکاری هرالد مدیر نشریه رقیبش واشنگتن تایمز ، واشنگتن پست را به عنوان تنها روزنامه صبح واشنگتن ، تبدیل کند . از آن پس رقیب اصلی واشنگتن پست نشریه واشنگتن استار روزنامه عصر بود ، تا اینکه این نشریه در سال 1981 ورشکست شد. متعاقبا روزنامه واشنگتن تایمز با گرایشی محافظه کارانه در سال 1982 تاسیس شد که یک رقیب محلی برای واشنگتن پست به حساب می آمد. هرچند سهم خوانندگان واشنگتن تایمز تا سال 2005 به میزان یک هشتم واشنگتن پست بود . پس از مرگ گراهام در سال 1963 شرکت واشنگتن پست تحت اداره کاترین همسر گراهام و دختر مایر د ر آمد . تا آن زمان هیچ زنی نتوانسته بود مدیریت انتشار یک روزنامه مشهور آمریکایی را به دست آورد . او ناشر روزنامه از سال 1969 تا 1979 ، رئیس هیات مدیره از سال 1972 تا 1991 و رئیس کمیته اجرایی از سال 1993 تا زمان مرگش در سال 2001 بود  . مدیریت

روزنامه از سوی کاترین گراهام موجب افزایش اعتبار نشریه واشنگتن پست شد . خطر پذیری و گزارش های موشکافانه موثر از جمله عوامل رشد این روزنامه در روزنامه را از سال 1979 تا سال 2000 یعنی تا زمانی که بویس فیلت جونز کلیه حق انتشار و ریاست هیات اجرایی این روزنامه را به عهده گرفت ، در اختیار داشت. برای اولین بار در 22 ژانویه سال 1999 صفحه اول این روزنامه به صورت رنگی به چاپ رسید و به تدریج صفحات دیگر این روزنامه مشابه صفحه اول به صورت رنگی در آمد . تا سال 2005 واشنگتن مفتخر به کسب 18 جایزه پولیتزر ، 18 جایزه دوستی نایمن ، 368 جایزه آکادمی عکاسان خبری کاخ سفید ، 7 جایزه گزارش های بین المللی در زمینه های بحران خاورمیانه ، تبعیض نژادی در آفریقای جنوبی ، گزارش هایی در باره سرزمین اشغالی فلسطین و درگیری های فلسطینی ها با اسرائیل ، اشغال کویت از سوی عراق ، بحران در افغانستان و ماجراهای بن لادن و ... همچنین 5 جایزه برای نوشتن سرمقاله های جالب و ... شد. مالکیت این روزنامه در اختیار شرکت واشنگتن پست است که این شرکت د ر حال حاضر صاحب تعدادی از رسانه ها ، مانند مجله نیوزویک و مجله مجازی اسلیت و شرکت های غیر رسانه ای است .این نشریه در حال حاضر با سردبیری لئونارد داوین در صفحات بزرگ ، با پوشش خبری بی طرفانه و منعکس کننده افکار چپ و میانه رو به چاپ می رسد . از جمله نویسندگان معروف آن می توان به ریچاد کوهن ، جانت کوک ، کارل برن اشتاین ، رابین رایت ، باب وود وارد ، استیو کل و ...اشاره کرد .  واشنگتن پست به یک نویسنده آمریکایی به نام « ژوزف کرافت » که به گرایش های صهیونیستی اشتهار کامل دارد ، مجال زیاد ی برای نوشتن داده است . این روزنامه تنها روزنامه آمریکایی است که سازمان توزیع آن د ر داخل خود روزنامه مستقر است و کارآیی آن در کنار سایر بخشها به چشم می آید . کاخ سفید با تامین هزینه های این روزنامه آن را به تمام نقاط آمریکا و چند شهر کانادا و استرالیا می فرستد. در واقع این روزنامه تنها در آمریکا توزیع نمی شود و در این زمینه فقط چند روزنامه هستند که می توانند چنین قابلیتی داشته باشند.

 

     روزنامه لس آنجلس

 

روزنامه لس آنجلس  تایمز در ایالت کالیفرنیا چاپ و در سراسر غرب آمریکا توزیع می شود .تا سپتامبر 2005 این روزنامه با شمارگان 432843 خواننده در هر روز دومین روزنامه کلان شهرها پس از نیویورک تایمز در آمریکا بوده است . در حال حاضر سردبیری این روزنامه را « دین پی . بکت » به عهده دارد  و مالکیت این روزنامه در اختیار شرکت تریبیون است . به طور کلی لس آنجلس تایمز از موضعی بیطرفانه در ارائه مطالب برخوردار است اما د ر بخش سردبیری دارای گرایش چپ میانه است

در گذشته این روزنامه مالک ایستگاه تلویزیونی KTTV بود .

لس آنجلس تایمز 37 جایزه پولیتزر را تا سال 2004 به دست آورده است . از جمله آنها می توان به 4 جایزه اشاره کرد که در رابطه با ترسیم کاریکاتور در سر مقاله که هر یک از موارد در زمینه گزارش های خبری روشنگرانه مربوط به آشوب های واتز و شورش های سال 1992 د ر لس آنجلس دریافت شده است . در سال 2004 این روزنامه با کسب 5 جایزه ، از نظر تعداد دریافت جوایز د ر یک پس از نیویورک تایمز ، مقام دوم را تصاحب کرد ه است . برطبق سالنامه جهانی ، در سالهای اخیر روزنامه

لس آنجلس تایمز در میان روزنامه هایی که درر سطح آمریکا به صورت گسترد ه توزیع می شود به مقام چهارم نایل شده است .

 

تاریخچه روزنامه لس آنجلس

 

این روزنامه در ابتدا لس آنجلس دیلی تایمز در 4 دسامبر سال 1881 انتشار یافت اما به زود ی ورشکست شد . کمپانی میرور که چاپخانه این روزنامه بود ، اداره آن را به دست گرفت و « کلنل هریسون » ، « اوتیز » ستوان سابق اتحادیه ارتش سابق را به عنوان سردبیر این روزنامه منصوب کر د . اوتیز  روزنامه را از لحاظ مالی به موفقیت رساند . در سال 1884 اوتیز روزنامه و چاپخانه را با هدف تاسیس شرکت تایمز میرور خریداری کرد . اندرو رول ( تاریخ نگار ) از اوتیز به عنوان مهمترین قدرت منحصر به فرد پس از دولت ایالتی در لس آنجلس نام برد ه است . خط مشی سردبیری اوتیز بر پایه تقویت مناسبات شهرمداری قرار داشت . وی همچنین از اعضای  افراطی حزب جمهوری خواه بود که این موضوع در سرمقاله های روزنامه ومحتوای اخبار آن انعکاس می یافت . با مرگ اوتیز در سال 1917 داماد او « هری چندلر » تمام اختیارات و انتشار تایمز را به دست آورد . این روزنامه در سال 1944با مدیریت قوی هری چندلر و پسرش نورمن با رشدی سریع مواجه شد . نسل چهارم ناشرین خانوادگی یعنی اوتیز چندلر این وضعیت موفقیت آمیز را از سال 1960 تا 1980 حفظ کرد . در این مدت اوتیز چندلر در صدد کسب مشروعیت و به رسمیت شناختن لس آنجلس تایمز به صورت یک روزنامه خانوادگی بود . او همچنین در صدد باز سازی این نشریه در قالب یکی از مورد توجه ترین روزنامه های بزرگ ملی ، مخصوصا مانند نیویورک تایمز و واشنگتن پست بر آمد . او اعتقاد داشت که اتاق خبر مانند ضربان قلب تجارت است . اوتیز چندلر تعداد و نیز میزان دستمزد گروه تهیه کننده گزارشات مربوط به مسائل کسب و کار را افزایش داد . در سال 1962 این روزنامه به واشنگتن پست ملحق شد تا سرویس خبری واشنگتن پست لس آنجلس تایمز به عنوان اتحادی از هر دو روزنامه در مقابل سایر سازمان های خبری شکل بگیرد . در همین اثنا لحن سیاسی روزنامه تغییر یافت . تحت سرپرستی اوتیزچندلر این روزنامه گرایش سیاسی جمهوری خواهانه تاریخی اش را به سمت چشم اندازی از مرام ازادیخواهانه در مرکز قدرت رسانه ای نیویورک و واشنگتن ، تغییر داد .

در طول دهه 1960 لس آنجلس تایمز موفق به دریافت 4 جایز شد که بیشتر از 9 دهه فعالیت قبلی این روزنامه است . تاریخچه اولیه و تحولات بعدی روزنامه در مجموعه مستند افکار بزرگ (1977) به صورت غیر قانونی درج شد و این بحث همچنین موضوع حداقل 8 پایان نامه دکترا در علوم اجتماعی در دانشگاه کالیفرنیا بود ه است . بعد ها لس آنجلس تایمز با کاهش میزان تیراژ ش از اواسط دهه نود

مواجه شد . این روزنامه در اوخر دهه مذکور حتی قادر نبود یک میلیون مارکی را کهبه آسانی طی د ه سال به دست آورد ه بود ، تادیه کند . از دلایل این کاهش تیراژ می توان به حضور کوتاه مدت سردبیر های آن اشاره کرد . اعتبار لس آنجلس تایمز به خاطر افشا ی قرارداد تقسیم درآمدی از سهم بین تایمز و استپلز سنتر برای چاپ مجله 168 صفحه ای درباره امور ورزشی ، به شدت لطمه خورد . به ویژه آنکه سردبیران مجله و نویسندگان از این موضوع اطلاع نداشتند . از دیگر دلایل کاهش تیراژ ، افزایش قیمت تک نسخه ای روزنامه از 25 سنت به 50 سنت بود . این افزایش منجر شد که خوانندگان ترجیح بدهند به جای مطالعه روزنامه در نسخه چاپی ، آن را از طریق اینترنت بخوانند . در سال 2000 شرکت میرور تایمز  به وسیله شرکت شیکاگو تریبیون ایلی نویز ، خریداری شد . با این کار به حضور یکی از آخرین نمونه های روزنامه های کلان شهره در آمریکا که تحت کنترل خانوادگی بودند ، پایان داد .جان کارول سردبیر بالتیمورسان جهت اهاده آوازه و شکوه روزنامه به همکاری جلب شد . در این بین شرکت خانوادگی تریبیون فشار زیادی را برای کاهش هزینه ها وارد

آورد . دین باکت ، جان کارول را به خاطر اینکه از تحمیل قیمومیت تریبیون سر باز زد ، عزل کرد . در سال های اخیر به منظور افزایش تیراژ روزنامه ، تلاش هایی برای بازنگری در محتوای روزنامه و شیوه هنری آن صورت گرفته است . این روزنامه در سال 2000 طی یک تغییر اساسی علاوه بر سازماندهی پوشش خبری خود ، گسترده عرضه اخبار را از سطح محلی به منطقه کالیفرنیا توسعه بخشید . تغییر چشمگیر دیگر در سال 2005 این بود که بخش ستون آزاد روزهای یکشنبه با عنوان بخش های جاری یکشنبه تغییر نام داد .در آوریل سال 2004 برای کمک به بهبودکیفیت مقاله های ستون آزاد ،« مایکل کینزلی » به عنوان صاحبنظر و سردبیر استخدام شد . او نویسندگان را وادار کرد د ر ارائه مواضع قاطعانه عمل کنند که همین امر موجب شد در مورد نحوه کار او ، بحث های زیادی صورت گیرد . د ر سال 2005 کینزلی استعفا داد . متعاقبا در 12 نوامبر 2005 سردبیر جدید به نام اندرو مارتینز با اخراج ستون نویس لیبرال رابرت شیر و کاریکاتوریست محافظه کار مایکل رامیرز ، تغییراتی را ایجاد کرد . او بجای این افراد عزل شده ستون نویسان عادی متعددی را جذب کرد  که این تحولات به مذاق خوانندگان لیبرال خوش نیامد . د راینرابطه بسیاری از این خوانندگان ، این روزنامه را به تلاش برای خاموش کردن صداهای آزادیخواهانه متهم کردند . در اوایل 2006 تایمز مبادرت به بستن چاپخانه درولی سان فرناندو و خاتمه فعالیت های مطبوعاتی در اورنج کانتی کرد . در خصوص تاریخچه رقابت لس آنجلس تایمز با سایر نشریات اشاره می شود که : تااواسط دهه 1940 لس آنجلس تایمز یکی از پرفروش ترین روزنامه ها در لس آنجلسبود . پس از جنگ جهانی دوم این روزنامه ، میرور را به عنوان یک روزنامه عامه پسند، برای رقابت با نشریه هیرست که متعلق به هرالد اکسپرس بود ، روانه بازار کرد . در سال 1989 آخرین رقیب لس آنجلس یعنی لس آنجلس هرالد اکسینر از بازار رقابت خارج شد و در نتیجه ظاهرا لس آنجلس به عنوان یک روزنامه منحصر به فردشهر د رآمد . لس آنجلس تایمز از یک شعبه ( بخش وابسته ) در اورنج کانتی ( با چاپخانه و گروه سردبیری مستقل ) که با سانتا آنا که اساسا در اورنج کانتی فعالیت می کند ، رقابت می نماید . لااوپینیون که یک روزنامه به زبان اسپانیولی است ، در دهه 90 به مدت چند سال به تایمز تعلق داشت . در حال حاضر این روزنامه از فروش بسیاری برخوردار است . لس آنجلس تایمز خارج از حوزه اصلی با چندین نشریه روزانه کوچک در نزدیکی شهرهای کالیفرنیا ی جنوبی رقابت می کند و در سال های اخیر سعی کرده است جهت رقابت با سایر نشریات ، بر تعداد نشریات گوناگونی که در نواحی د ور منتشر می کند ، بیفزاید .

ویژگی های این روزنامه  

در بین کارکنان فعلی این روزنامه می توان از ورزشی نویس ها به نام های امیل پلاس چک ، جی ای آدانده و تی جی سایمرز که سابقه حضور در برنامه های تلویزیونی را دارد نام برد . لس آنجلس تایمز همچنین از وجود افرادی مانند هلن الیوت که اولین زن ورزشی نویس است ، روبرت هیلبرن و راندی لوییس- که هر د و آنها از نویسندگان مشهوری در زمینه موسیقی پاپ هستند برخوردار است . یکی از معروف ترین ستون های روزنامه ستون اول نام دارد ، که در صفحه اول و در طرف چپ روزنامه قرار دارد . این ستون در روزنامه در سال 1968 ایجاد شد که محلی برای درج مطالب جالب و عجیب است . در این ستون همچنین اطلاعات جالبی در باره برخی از رسوایی ها مطرح می شود .

 

نشریه کانن

جراید و مجلات آمریکایی به خاورمیانه از نظر اسرائیل نگاه می کند ، همچنان که انتشار آنها از نظر کمی و موضوعی تماما در جهت منافع صهیونیستی و بر ضد مسلمانان و نهضت های اسلامی است . یکی از این نشریات که نقش عمده ای در انحراف افکار عمومی جهان به نفع صهیونیست ها دارد ، « کانن : Canon» است . این نشریه محصول برنامه ریز مبلغان صهیونیستی است و هدف آن ، نابود کردن مقاومت مسلمانان در برابر رژیم صهیونیستی است .

       

روزنامه نیوزویک

در سال 1981 تیراژ این روزنامه به 620 هزار نسخه در روز رسید . این موسسه در حال حاضر مجله نیوزویک ( Newsweek) را نیز به اضافه چند روزنامه و ایستگاه های فرعی تلویزیونی در ایالت های میشگان ، فلوریدا و کنتاکی در اختیار دارد . همچنین با همکاری موسسه نیویورک تایمز روزانه برای بیش از 40 کشور جهان مجله و روزنامه آماده پخش دارد .

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 21:3  توسط صادقیون  | 

روش تحقیق نظری -لیلی منتظری تختی

                                                           

 

 بسم الله رحمن الرحیم

 

نام درس : روش تحقیق نظری

نام استاد : محمد رضا مریدی

گردآورنده : لیلی منتظری تختی

موضوع  تحقیق : بررسی الگوهای خریدکالا مطالعه موردی مردم شهر بندرعباس در سال 1387

نام دانشگاه : دانشگاه آزاد اسلامی  واحد بندرعباس

تاریخ ارائه تحقیق : 18/1/1387

آدرس وبلاگ : WWW.ERTEBAT85.BLOGFA.COM

منابع : بررسي موانع حقوقي توسعه خريد و فروش الكترونيكي در ايران؛ نوشته محسن اكبري – مديريت در سيستمهاي خريد و انبارداري نوين؛ نوشته فتح الله اميري عقدايي – اهميت اقتصادي خريد داخل؛ نوشته فريدون احمدي – سيستمهاي خريد و انبارداري؛ نوشته علي اصغر انواري رستمي – چي بخريم ؟ چي نخريم؟ نوشته الهام آذر – خريد خارجي؛ نوشته عليرضا ابراهيم زاده – روشهاي تنظيم و ايجاد تعادل در بازار ارز و تشويق خريد كالا و خدمات از داخل؛ نوشته حميد ابريشيمي

___________________________________________________________

 

 

بررسی  الگوهای خریدکالا مطالعه موردی  مردم شهر بندرعباس در سال 1387:

 

 

برای اینکه بتوانیم الگوهای خرید مردم شهر بندرعباس را بدانیم و یا اینکه به آنها پی ببریم باید ابتدا از بازارهای این شهر شروع کنیم . د ر واقع بیشترین چیزی که بر خرید مردم این شهر تاثیر می گذارد همین بازارهای موجود در این شهر می باشد چرا که د راین شهر بازارهای مختلفی وجود دارد که بعضی از این بازارها با الگوبرداری از بازارهای کشورهای خلیج فارس ساخته شده اند چون این شهر ساحلی د ر مجاورت با کشورهای حوزه خلیج فارس قرار دارد . 

از جمله این بازارها: بازار روز ، بازار اوزیها ، بازار شهرداری ، بازارچه 22 بهمن ، بازارچه شهاب و پاساژها ومجتمع های تجاری زیتون ، رویال ، ستاره جنوب ، نیلی ، سیتی سنتر و ستاره شهر می باشد .

از این بازارها و پاساژ هایی که نام بردیم« بازار روز» از همه بازارها شلوغ تر و خرید در این بازار بیشتر از بازارهای دیگر می باشد ؛ که این خریدها  نیز  دلایل  خاصی  دارد . یکی از دلایلی که این بازار شلوغ تر از بازارهای دیگر می باشد ، این است که این بازار یکی از قدیمی ترین بازارهای شهر بندرعباس می باشد و دیگر این که د ر این بازار تقریبا همه اجناس و کالاهای مورد نیاز مردم شهر بندرعباس اعم از خوراکی و غیر خوراکی که شامل پوشاک ، لوازم خانگی و ... می باشد ، وجود دارد . وشاید همین یکجا بودن همه مایحتاج مورد نیاز مردم باعث شده که این بازار نسبت به دیگر بازارها هم شلوغ تر باشد و هم از اهمیت ویژه ای برخوردار باشد . یکی دیگر از دلایلی که مردم از این بازار بیشتر خرید می کنند این است که اجناس این بازار از نظر قیمت نیز نسبت به بازارهای دیگر مناسب تر می باشد ، حال شاید بعضی از کالاها و اجناس از نظر کیفیت در سطح بالایی نباشند اما همین که با درآمد اکثریت مردم شهر بندرعباس مطابقت دارد بیشتر مردم تمایل دارند که از این بازار خرید کنند .  

بعد از بازار روز ، بازار اوزیها  یکی دیگر از قدیمی ترین بازارهای این شهر که متعلق به اوزیهای مقیم شهر بندرعباس می باشد نیز جزو شلوغ ترین بازار محسوب می شود . در این بازار نیزشما می توانید خریداران زیادی را مشاهده کنید چون که اجناس این بازار هم ازنظر کیفیت و هم قیمت مناسب می باشد . بعد ازین دو بازار می توان از بازارچه شهاب و بازارچه 22 بهمن نام برد . این دو بازار نیز شلوغ می باشند

بطور کلی باید گفت که د ر این بازارهایی که در بالا  ذکر کردیم اکثر قشرهای مختلف مردم شهر بندر عباس را می توان مشاهده کرد ، یعنی همه نوع افراد ؛چه آنهایی که از نظر سطح درآمد در موقعیت بالاتری قرار دارند ، چه افراد ی که طبقه متوسط این شهر را تشکیل می دهند و چه افراد ی که ازنظر د رآمد در سطح پایین تری قرار دارند از این بازارها خرید می کنند . بیشتر اجناسی که در این بازارها وجود دارد مطابق با سلیقه و در آمد افراد می باشد . در اینجا نباید وجودحراجی ها و دستفروشی ها را نادیده گرفت ، زیرا بعضی از خریدهای مردم شهر بندرعباس از طریق همین دستفروشی ها و حراجی ها صورت می گیر د . در واقع اگر هم به کالایی  نیاز نداشته باشند صرفا به دلیل اینکه حراجی می باشدو قیمتش مناسب است  و فکر می کنند که دیگر فرصتیبرای  اینکه بتوانند با این قیمت این کالاها را خریداری کنند ، نداشته باشند مبادرت به خرید آن کالا می کنند . پس با این اوصاف می توان گفت که حراجی ها و دستفروشی ها هم تاثیر زیادی بر نوع خرید مردم می گذارند .

اما در پاساژها و مجتمع های تجاری ازجمله زیتون ، نیلی ، ستاره و ... کمی وضع فرق می کند   چون که اجناس و کالاهایی که در این پاساژ ها وجود دارد از نظر قیمت با آن بازارهایی که نام بردیم گرانتر می باشد و همه مردم نمی توانند از اینجو ر جاها خرید کنند. در واقع این پاساژها نیز مشتریان خاص خود را دارند. در این پاساژها بیشترین خرید توسط افراد ثروتمند و بطور کلی کسانی که سطح درآمد بالایی دارند و یا تعداد کمی از افرادی که طبقه متوسط شهر را تشکیل می دهند صورت می گیردو بقیه افراد هم وقتی که از قیمت کالاها مطلع می شوند از خرید آن صرفنظر می کنند و دیگر به کیفیت اجناس و کالاها توجهی ندارند . هرچند که شاید این اجناس از کیفیت بهتر و مطلوبتری برخوردار باشند و دوام بیشتری داشته باشند اما چون با درآمد اینگونه افراد مطابقت ندارند و توان خریدن آن را ندارند از خریدن آن امتناع می کنند.   اگر همه مشاهده می کنید که این پاساژها  از شلوغی زیادی برخوردار هستند به این دلیل است که بیشتر افراد برای سرگرمی و یا تماشا به این پاساژها می روند .

اما در کنار این پاساژها ، می توان از پاساژ رویال نام برد که اجناس  موجود در آن تقریبا نسبت به دیگر پاساژها از نظر قیمت مناسبتر می باشد و مردم نیز از این پاساژ بیشتر خرید می کنند.

در ادامه باید ذکر کنیم که اوج خرید مردم شهر بندرعباس و شلوغی این بازارها و پاساژها در فصلها و ماههای خاصی می باشد به عنوان مثال در ماههای شهریور و اسفند و ماههایی که جشنها و عروسی های زیاد ی درآن صورت می گیرد این بازارها شلوغ تر و خرید مردم هم بیشتر می باشد. مثلا در شهریور  ماه بسیاری از مردمی که فرزندان محصل دارند به بازار می روند تا وسایل مورد نیاز فرزندان خود را تهیه کنند . و یا در اسفند ماه هم مردم بیشتر خریدهای مربوط به عید را در این ماه انجام می دهند  و یا اینکه مردم شهر بندر عباس مراسمهای عروسی خود را مطابق با مناسبت های ویژه های  برگزار می کنند و چون مراسم های آنها طبق آداب و رسومی انجام می گیرد مثلا استفاده کردن از لباسها و چادرهای محلی ، بنابراین با شروع این مراسم مردم شهر بندرعباس روانه بازارها می شوند و خریدهای خود را انجام می دهند در واقع در این زمانها و ماهها   افراد خواه ناخواه مجبور به خرید هستند و حتما خریدی صورت می گیرد  . د ر بقیه فصلها و ماههای دیگر کمتر افراد برای خریدضروری به بازار می روند واگر هم بروند شاید خریدی صورت نگیرد . م فقط جنبه تفریحی داشته باشد .

در اینجا  باید ذکر کنیم که بیشترین خریدی که اکثر  مردم شهر بندر عباس انجام می دهند تحت تاثیر همین بازارها و پاساژها می باشد . در واقع همین بازارها و قیمت اجناس موجود د ر این بازارها ، نوع خرید مردم را تعیین می کنند و خیلی کم به کیفیت  آن توجه می کنند . چون که بیشتر مردم د ر طبقه متوسط و پایین شهر قرار دارند . و اجناسی را هم که انتخاب می کنند باید مناسب با درآمد و پول موجود در جیب های آنها باشد و شاید دوست داشته باشند که از اجناس لوکس و با کیفیت مطلوبی استفاده کنند اما وضع زندگی و درآمد آنها این اجازه را به آنها نمی دهد. شاید اجناسی را که خریداری می کنند زیاد دوام نداشته باشد و آنها مجبور باشند در فاصله زمانی کم دوباره مبادرت به خرید آن کالا کنند که با این کار شاید هزینه ای معادل با اجناس خوب و با کیفیت را پرداخت کرده  باشند  اما چون در ابتدا توان خرید آن اجناس را با آن قیمتی کا موجودمی باشد را ندارند در نتیجه از خرید آن سر باز می زنند و به همان اجناس با کیفیت پایین و ارزان قیمت اکتفا می کنند. 

بعد از شاخصه قیمت گزینه بعدی که مورد توجه بعضی از مردم شهر بندرعباس می باشد ،کیفیت کالا و اجناس است . در این گزینه بعضی از افراد فقط به کیفیت کالا توجه می کنند و قیمیت آن زیاد مهم نیست . د ر واقع به دنبال کالاهایی می باشند که از کیفیت و ماندگاری مطلوب و خوبی برخوردار باشند حال قیمت آن هر چقدر هم که باشد مهم نیست . مورد دیگری که مد نظر بسیاری از شهروندان این شهر می باشد ، مکان و جایگاه بازارها می باشد. یعنی اینکه برای بعضی از افراد خیلی مهم است که از کجا خرید کنند و آن اعتبار و اهمیتی که بازار محل خرید برای آنها دارد شاید از اهمیت و اعتبار خود کالا هم بیشتر باشد . د ر واقع برای آنها خیلی مهم و با ارزش است که طرف مقابل او بفهمد او خریدهای خود را در  کدام بازار و پاساژ انجام می دهد. یعنی د ر واقع آن شخص   فکر می کند که  خریدن کردن او از بازارهایی که مهم  و با اعتبار می باشد به شخصیت و منزلت فرد در جامعه می افزاید .   

یکی دیگراز ملاکهایی که مردم شهر بندرعباس درخریدن کالایی به توجه می کنند ،خارجی و یا ایرانی بودن اجناس می باشد . مردم این شهر به علت همسایه بودن با کشورهای حوزه خلیج فارس خیلی راحتر می توانند به اجناس خارجی دسترسی پیدا کنند چون از نظر قیمت  نسبت به دیگر شهر ها و استانها د ر اینجا متعاد ل تر   و مناسب تر می باشد و هم د ر مقایسه بااجناس ایرانی فرق چندانی نداشته باشد و شاید کمی گرانتر باشد که د ر این صورت با د ر نظر گرفتن کیفیت و  مطلوبیت کالا ترجیح می دهند که کالاها ی خارجی خریداری کنند.  و  همین امر به آنها کمک می کند که د ر خریدن اجناس حق انتخاب داشته باشند . عده ای از افراد هم هستند که اصلا به گزینه هایی که د ر بالا اشاره کردیم ( قیمت ، کیفیت ، خارجی و ایرانی بودن کالا) توجهی ندارند بلکه به نظریات و حرفهایی که دیگران در مورد یک کالایی می زنند توجه می کنند و مبادرت به خرید  آن کالا و اجناس می کنند د ر واقع بیشتر  تبلیغاتی که دیگران می کنند برای آنها اهمیت دارد .

دسته ای از افراد هم هستند که به دنبال مد و به روز بودن می باشند و به همین علت هم همیشه د ر حال خریدن کردن کالا و اجناسی می باشند که مطابق سلیقه و مد هایی که آنها از آن پیروی می کنند باشند . حال شاید این خرید ها اصلا ضروری و مورد نیاز آنها  نباشد وفقط  صرفا به خاطر اینکه از رقبای خود عقب نمانند خرید می کنند . شاید هم یکی دوبار بیشتر از این کالاها استفاده نکنند. بعضی هم تمایل دارند که فقط اجناس و کالاهایی را بخرند که دارای  مارک باشند یعنی مارک دار بودن کالا برای شخص مهم است .

در ادامه این مطالب ذکر این نکته هم حائز اهمیت است که از بین همه این افراد عده ای هم هستند که تا به کالا و جنسی نیاز پیدا نکنند و خریدن آن اجناس را ضروری نبیندد مبادرت به خرید نمی کنند حتی اگر از نظر مالی توان خریدن آنها را داشته باشند.

در پایان اگر بخواهیم یک جمع بندی کلی از این مطالب داشته باشیم باید الگوهای خرید را به چند دسته تقسیم کنیم که این تقسیم بندی به شرح زیر می باشد:

-         قیمت

-         کیفیت

-         جایگاه و اعتبار بازارهای محل خرید

-         تبلیغات

-         مدگرایی

-         ایرانی و خارجی بودن کالاها

-         مارک دار بودن کالا ها

-         نیاز و ضرورت

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 21:0  توسط صادقیون  | 

به یاد نژاد

 

 

سلام سال نو مبارک

 

سال گذشته در چنین روزهایی که شادیش در کاممان زهر شد  عزیز همکلاسی خود  نژاد را در سانحه رانندگی از دست دادیم.

یادش گرامی

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 11:42  توسط صادقیون  |